سیستم بانکی فدرال؛نظامی که بانکهای اروپایی هرگز نمی پذیرند

تاسیس سیستم بانکی فدرال با چارچوب کاری یکسان آخرین ایده درباره سیاستهای مالی اتحادیه اروپا بود که دراجلاس بانک جهانی مطرح شد و اکنون به طور گسترده توسط اعضای آن ترویج می شود، است.اما کارشناسان اعتقاد دارند بانکهای اروپایی این سیستم را هرگز نمی پذیرند

به گزارش پایگاه خبری بانکداری الکترونیک از پارسی بانک،به نقل از به نقل از دیلی تلگراف آخرین ایده  سهل انگارانه درباره  سیاستهای مالی اتحادیه اروپا که دراجلاس بانک جهانی  مطرح شد و اکنون به طور گسترده  توسط اعضای آن ترویج می شود، تاسیس سیستم بانکی فدرال  با چارچوب کاری یکسان  برای وضع قوانین، وام، بیمه سپرده حساب، نظارت و شفافیت عملکرد بانکی است.اما کارشناسان اعتقاد دارند  بانکهای اروپایی این سیستم را  هرگز نمی پذیرنددر این پیشنهاد هیچ مسئله تازه ای دیده نمی شود؛ به عقیده بسیاری از اقتصاد دادنان،  این امر یکی از پیش شرطهای اساسی برای اتحادیه مالی موفق است  و حداقل به اندازه فرایند فدارسیون سازی سیستمهای مالی و سیاسی اهمیت دارد چون هیچ کدام از اعضا بدون دیگری قابلیت عملکرد ندارند.

برای مثال دلار نمی تواند بدون سیستم بانکی فدرال  به طور موثر عمل کند و دلیل آن هم کاملا واضح است: بسیاری از بانکهای آمریکایی که اندازه و حجم مشخصی دارند توانایی هر ایالت  در انجام وظایف را براساس قوانین نوشته شده زیر سوال می برند.  مثلا بانک سیتی گروپ را در نظر بگیرید. سرمایه های آن درحدود 2 هزار میلیارد دلار است.  اگر این بانک فقط در ایالت نیویورک   فعالیت می کرد فقط همان ایالت مسئول بود  و بانک سیتی هنگامیکه  سه سال قبل غرق در بحران  بانکداری شده بود، ایالت نیویورک راهمراه خود به درون ورطه می کشید، مانند بانکهای ایرلندی  و اسپانیایی که اکنون ایرلند و اسپانیا را ورشکسته کرده اند.

 این واقعیت که بانک سیتی یک مسئولیت فدرالی تلقی می شود و نه ایالتی، نیویورک را از ویرانی نجات داد.  نجات بانک سیتی وظیفه ای جمعی برای تمام آمریکا بود. در هر حال  به نظر می رسدبانکهای منطقه یورو   همچنان ظاهری قدرتمند و متمایز را حفظ کنند و خبری از تاسیس بانک فدرال نباشد.

 اگر نجات بانکهای ایرلندی یا اسپانیایی  یک مسئولیت همگانی برای کشورهای منطقه یورو تلقی می کند،  امروز هیچ یک از اقتصادهای آن  در ورطه نبودند. هم اکنون قدرت مطلقه و یکه تازی بانکها  تحت تاثیر گسترده گی بیش از حد آنها قرارگرفته است.

پس چرا معتقدیم ایجاد سیستم بانکی فدرال در منطقه یورو یک ایده بد دیگر است؟ چون همانطور که وقایع نشان می دهند، در حال حاضر هیچ شانسی برای حدوث این واقعه وجود ندارد. برعکس تمام فشارها اکنون روی قضیه ای برعکس است، روی تجزیه  سیستم بانکی است و نه همبستگی بیشتر آن. گویی در سرابی ورای مرزهای ملی هر کشور، اقتصاد به طور ناآگاهانه برای شکست تدریجی یورو تلاش می کند و سعی دارد آن را ارزهای جداگانه هر کشور تبدیل کند.

 از آغاز بحران مالی اروپا نسبت به وضعیت بانکها همیشه در حالت انکار به سر می برد. برای  آغاز   منطقه یورو  حتی تصور نمی کرد مشکل مالی داشته باشد.  بحران مالی فقط مشکلی آمریکایی تصور می شد اما بانکهای ساده اندیش اروپایی خود را در معرض دارایی های آمریکایی قرار دادند. این سرمایه ها در منطقه یورو کاربردی نداشتند.

 حتی امروز، سیاستگذاران  تمایلی ندارند اعتراف کنند منطقه یورو دچار بجران مالی در خانه خود شده است و ترجیح می دهند گناه را به گردن  برنامه های مالی دولتها بیندازند.  البته بازارها این موضوع را باور نکردند. منطقه یورو به تدریج و کینه توزانه توافق کرد آزمایشات سطح تنش را انجام دهند.  این کار فقط اوضاع را خرابتر کرد.  هیچ کس آنها را باور نکرد و تعجبی هم ندارد.

 نخستین آزمایش

 نخستین آزمایش سرمایه  درباره دوبانک برتر ایرلندی بود که به نظر می رسید عملکرد بسیار مناسبی دارند.  اما در زمانیکه نتایج   آزمایش تنش منتشر شد ،حوادث پیش آمده از  « بدترین وقایع پیش بینی شده »  توسط مقامات بانکی فراتر بود.

 پس ریشه بحران بانکی اروپا چه بود؟ مانند مشقات پیچیده تر ارز واحد ، مشکل بنیادین  از بین رفتن رقابت در منطقه یورو بود. این امر در کسری بودجه خود را نشان داد. این کسری توسط سیستم بانکی پر می شدند. کشورهایی که قویتر بودند سعی کردند با وام کسری بودجه دیگر کشورها را جبران کنند و برای این کار کالاهای آنان را می خریدند.

 به تدریج مشخص شد کشورهایی با کسری بودجه  به هیچ صورت توانایی پرداخت ندارند بنابراین وام دهی متوقف شد و در نهایت بدهی عظیمی نمایان شد. از آن زمان تا کنون  کشورهای مشکل دار  با تزریق جریان سرمایه از بانک مرکزی اروپا و بانک جهانی به حیات خود ادامه می دهند.

  این امر ایجاد بحران را  به تعویق انداخت اما  مشکلات بنیادین را حل نکرد.   مشترک کردن  سرمایه های بانکی  اعتبارات  در سیستم بانکی فدرال راه حلی ماندگارتر است اما در هیچ نقطه ای از منطقه یورو چنین چارچوبی قابل قبول نیست.

 دلیلش هم آن است که سیستمهای بانکی ملی هنوز در حوزه سیاستهای دولتی فردی مهم هستند. در فرانسه بانکهای بزرگ  خالق دولت هستند. در آلمان  نیزاز سیستم بانکی برای مزایای صنعتی استفاده می شود.

با وجود  این حقیقت که سیاستهای مالی باید به طور جمعی و از طریق بانک مرکزی اروپا دنبال شود، اعضای منطقه یورو باید از سیستمهای بانکی خود برای  مقاصد مالی و سیاسی اقتداری استفاده کنند. برای مثال بوندسبانک آلمان از سیاستهای سهل انگارانه بانک مرکزی اروپا ناخشنود است و در نظر دارد استفاده از اعتبار را کنترل کند تا بدین وسیله از ایجاد حباب قیمتها جلوگیری کند.

شواهد چه می گویند

 شواهد بیشتر حاکی از آن است که سیستمهای مالی منطقه یورو  در حوزه ملی  قدرت می گیرند.

 روزی روزگاری  سیستم بانکی آلمان بود که  نیازیهای  مازاد مالی کشورهایی با کسری بودجه را فراهم می کرد.  با ایجاد بحران بانکی ، این امر متوقف و  بانک مرکزی اروپا مجبور شد وظیفه اش را خود به تنهایی انجام دهد. اما این امر آلمان را از چنگال مشکلات نرهانید، چون جریان سرمایه بانک مرکزی اروپا   از کشورهای قدرتمندتر تهیه می شود.  واضح است که این امر سبب شد آلمان درباره  اعتباراتی که اکنون ارزش آن به میلیاردها یورو می رسد، نگران شود.

 درهر حال منطقه یورو مشغول دست و پنجه نرم کردن با ملزومات اجباری مربوط به سرمایه است که به طور وسیع غیرضروری  تصور می شود و از لحاظ اقتصادی به فرانسه، آلمان و ایتالیا ضربه می زند. سیستم بانکی فدرال  برای قاره ای که هنوز به قدرتمند بودن کشورهای فردی  معتقد است، لازم نیست.

ترجمه از شیوا سعیدی

نظر شما چیست؟