تحلیلی سیاستی درباره کد دستوری *98#، پرداخت خرد، شمول مالی و معماری ریسک در ایران(بخش اول)

کیف پول ایران؛ دسترسی بدون اینترنت یا تاب‌آوری پرداخت؟

اعلام ظرفیت ایجاد ۹۰ میلیون کیف پول ریالی بر بستر کد دستوری *98# از سوی بانک مرکزی، بحث تازه‌ای را درباره آینده پرداخت‌های خرد، شمول مالی و تاب‌آوری پرداخت در ایران فعال کرده است. اهمیت این طرح در آن است که بر خلاف بسیاری از ابزارهای پرداخت نوین که به گوشی هوشمند، اینترنت همراه و اپلیکیشن وابسته‌اند، کیف پول مبتنی بر USSD می‌تواند بخشی از جمعیت فاقد دسترسی پایدار به اینترنت یا فاقد گوشی هوشمند را در مدار پرداخت دیجیتال نگه دارد.

به گزارش پایگاه خبری بانکداری الکترونیک، اعلام ظرفیت ایجاد ۹۰ میلیون کیف پول ریالی بر بستر کد دستوری *98# از سوی بانک مرکزی، بحث تازه‌ای را درباره آینده پرداخت‌های خرد، شمول مالی و تاب‌آوری پرداخت در ایران فعال کرده است. اهمیت این طرح در آن است که بر خلاف بسیاری از ابزارهای پرداخت نوین که به گوشی هوشمند، اینترنت همراه و اپلیکیشن وابسته‌اند، کیف پول مبتنی بر USSD می‌تواند بخشی از جمعیت فاقد دسترسی پایدار به اینترنت یا فاقد گوشی هوشمند را در مدار پرداخت دیجیتال نگه دارد.

هدف این مقاله، نه تبلیغ یک ابزار پرداخت و نه نفی آن، بلکه ارزیابی واقع‌گرایانه ظرفیت «کیف پول ایران» به‌عنوان یک زیرساخت بالقوه در اکوسیستم پرداخت‌های خرد کشور است.

اما گزاره اصلی این مقاله آن است که باید میان دو مفهوم تفکیک بنیادین قائل شد:

دسترسی بدون اینترنت برای کاربر، معادل تاب‌آوری کامل نظام پرداخت نیست.

کد USSD می‌تواند دسترسی کاربر نهایی را در شرایط فقدان اینترنت تسهیل کند، اما پایداری کل سامانه همچنان به لایه‌های مخابراتی، اپراتورهای تلفن همراه، هسته پردازش پرداخت، بانک‌ها، سامانه‌های تسویه، احراز هویت و حکمرانی داده وابسته است. بنابراین، «کیف پول ایران» را باید نه به‌عنوان راه‌حل نهایی تاب‌آوری پرداخت، بلکه به‌عنوان یکی از اجزای قابل‌توجه در معماری چندلایه پرداخت خرد کشور ارزیابی کرد.

یافته کلیدی مقاله این است که عدد ۹۰ میلیون، در وضعیت فعلی، بیش از آنکه شاخص استفاده واقعی باشد، ظرفیت پوشش هویتی است. این عدد نباید با تعداد کاربران فعال ماهانه، روزانه، تعداد تراکنش، مانده کیف پول، نرخ بازگشت کاربر یا عمق شمول مالی خلط شود.

 

۱. مقدمه؛ بازگشت USSD به متن سیاست‌گذاری پرداخت

در یک دهه گذشته، بخش بزرگی از توسعه پرداخت دیجیتال در ایران بر دو محور شکل گرفته است: کارت بانکی و اپلیکیشن‌های موبایلی. گسترش ابزارهایی مانند کارت‌خوان، درگاه اینترنتی، پرداخت موبایلی، QR و سوپراپلیکیشن‌ها باعث شد پرداخت دیجیتال در ایران به سطحی از نفوذ برسد که در بسیاری از شاخص‌های حجمی، کشور را در موقعیتی پیشرو در منطقه قرار دهد.

با این حال، این توسعه یک کاستی ساختاری داشته است: وابستگی فزاینده به اتصال اینترنت، گوشی هوشمند و زیرساخت متمرکز پرداخت.

این وابستگی در شرایط عادی شاید چندان محسوس نباشد، اما در وضعیت‌هایی مانند اختلال اینترنت، ضعف پوشش داده همراه، محدودیت خرید بسته اینترنت، قطعی برق، اختلال اپراتوری، بحران‌های محلی، یا فشار هزینه‌ای بر خانوارهای کم‌درآمد، به‌سرعت به مسئله‌ای سیاستی تبدیل می‌شود.

در چنین بستری، بازگشت توجه سیاست‌گذار پولی به ابزار USSD، اگر با چارچوب درست فهم شود، می‌تواند بخشی از پاسخ به مسئله «دسترسی پایه به پرداخت دیجیتال» باشد. اما اگر با بزرگ‌نمایی، خلط مفهومی یا غفلت از ریسک‌های زیرساختی همراه شود، ممکن است به خطای سیاست‌گذاری منجر شود.

 

۲. تعریف مسئله؛ کیف پول ایران چیست و چه چیزی نیست؟

«کیف پول ایران» در قالب کد دستوری *98# به‌عنوان ابزاری برای انجام برخی خدمات پرداخت ریالی بدون نیاز به اینترنت کاربر معرفی شده است. کاربر با شماره‌گیری کد، وارد محیط USSD می‌شود و بر اساس فرآیند طراحی‌شده، امکان ثبت اولیه، ورود اطلاعات هویتی و استفاده از خدمات مشخص را پیدا می‌کند.

بر اساس آزمون میدانی انجام‌شده، کاربر پس از شماره‌گیری *98# و وارد کردن کد ملی، وارد مسیر ثبت یا دسترسی به منوهای عملیاتی می‌شود. این ساختار نشان می‌دهد که سامانه بر اصل یکتایی هویتی مبتنی بر کد ملی بنا شده است.

اما از همان ابتدا باید چند تفکیک روشن صورت گیرد.

۲.۱. کیف پول ایران، ریال دیجیتال نیست

کیف پول ایران نباید با ریال دیجیتال یا پول بانک مرکزی در قالب CBDC یکسان تلقی شود. ریال دیجیتال، اگر در مدل بانک مرکزی تعریف شود، ناظر بر نوعی پول دیجیتال صادره از سوی بانک مرکزی است. در مقابل، کیف پول مبتنی بر USSD، در وضعیت فعلی، بیشتر یک ابزار دسترسی و پرداخت خرد ریالی است که می‌تواند بر حساب، مانده الکترونیکی، تسویه بانکی یا سازوکارهای مشابه متکی باشد.

بنابراین:

این تفکیک برای جلوگیری از بزرگ‌نمایی یا سوءبرداشت ضروری است.

۲.۲. بدون اینترنت بودن کاربر، به معنای آفلاین بودن کل سامانه نیست

USSD به کاربر اجازه می‌دهد بدون اینترنت همراه، از طریق کانال مخابراتی اپراتور با سامانه تعامل کند. اما این به معنای آن نیست که کل فرآیند پرداخت به‌صورت آفلاین انجام می‌شود.

در اغلب مدل‌های USSD، درخواست کاربر از مسیر اپراتور تلفن همراه به سامانه ارائه‌دهنده خدمت، بانک یا نهاد پرداخت منتقل می‌شود. بنابراین زیرساخت همچنان به اجزایی نیاز دارد که آنلاین، فعال و متصل باشند.

به بیان دقیق‌تر:

USSD، اینترنت کاربر را حذف می‌کند؛ اما وابستگی سامانه به ارتباطات، پردازش، احراز هویت و تسویه را حذف نمی‌کند.

 

۳. روش‌شناسی تحلیل

روش‌شناسی این مقاله بر چهار لایه استوار است:

۳.۱. تحلیل مستند

در این بخش، مقررات بانک مرکزی درباره راهبران کیف پول، چارچوب‌های بین‌المللی پرداخت خرد، گزارش‌های GSMA درباره اقتصاد موبایل و شمول مالی، و چارچوب‌های BIS درباره تاب‌آوری پرداخت و پرداخت آفلاین بررسی شده‌اند.

۳.۲. آزمون میدانی محدود

کارکرد اولیه کد دستوری *98# از منظر تجربه کاربر بررسی شده است. در این آزمون، ورود با کد ملی، دسترسی به منوهای عملیاتی و منطق اولیه ثبت هویتی مشاهده شده است.

این آزمون، جایگزین داده آماری رسمی نیست، اما برای فهم معماری تجربه کاربری و منطق اولیه سامانه کفایت تحلیلی دارد.

۳.۳. تحلیل بازار تجهیزات

داده‌های اعلام‌شده از سامانه همتا درباره ترکیب دستگاه‌های ثبت‌شده شامل گوشی‌های هوشمند، گوشی‌های دکمه‌ای و تبلت‌ها مبنای تحلیل بازار قرار گرفته است. بر اساس این داده‌ها، سهم گوشی‌های دکمه‌ای و ظرفیت بالقوه کانال‌های غیراینترنتی ارزیابی شده است.

۳.۴. تحلیل سیاستی و ریسک

در این بخش، پیامدهای شمول مالی، تاب‌آوری، تعامل‌پذیری، ریسک احراز هویت، ریسک تمرکز، و نسبت کیف پول USSD با شبکه گسترده پرداخت کشور بررسی شده است.

 

۴. داده‌های پایه؛ ظرفیت ۹۰ میلیونی و بازار ۱۰۶ میلیونی دستگاه

بر اساس اعلام بانک مرکزی در مرداد ۱۴۰۵، زیرساخت «کیف پول ایران» ظرفیت ایجاد ۹۰ میلیون کیف پول را داراست. این عدد از منظر سیاست‌گذاری مهم است، زیرا نشان می‌دهد سامانه از ابتدا با منطق پوشش سراسری طراحی یا معرفی شده است.

اما تفسیر این عدد باید دقیق باشد.

۴.۱. ۹۰ میلیون یعنی چه؟

عدد ۹۰ میلیون را باید در وضعیت فعلی به‌عنوان ظرفیت پوشش هویتی فهم کرد، نه تعداد کاربران فعال.

به عبارت دیگر، اگر هر کد ملی بالقوه بتواند به یک کیف پول متصل شود، ظرفیت نظری سامانه می‌تواند بسیار گسترده باشد. اما این ظرفیت، تا زمانی که با داده‌های عملیاتی همراه نشود، چیزی درباره استفاده واقعی نمی‌گوید.

شاخص‌هایی که برای فهم استفاده واقعی لازم‌اند، عبارت‌اند از:

  • تعداد کیف پول‌های ثبت‌شده؛
  • تعداد کیف پول‌های فعال ماهانه؛
  • تعداد کیف پول‌های فعال روزانه؛
  • تعداد تراکنش‌های موفق؛
  • تعداد تراکنش‌های ناموفق؛
  • میانگین مبلغ تراکنش؛
  • مانده متوسط کیف پول؛
  • نرخ بازگشت کاربر؛
  • نرخ ریزش کاربر؛
  • توزیع جغرافیایی استفاده؛
  • سهم کاربران فاقد گوشی هوشمند؛
  • سهم کاربران فاقد اینترنت فعال؛
  • سهم استفاده در مناطق کم‌برخوردار.

تا زمانی که این شاخص‌ها منتشر نشوند، عدد ۹۰ میلیون بیشتر بیانگر ظرفیت بالقوه است تا رفتار واقعی بازار.

۴.۲. ترکیب بازار تجهیزات؛ چرا فیچرفون هنوز مهم است؟

بر اساس داده‌های سامانه همتا در شهریور ۱۴۰۴، حدود ۱۰۶ میلیون دستگاه ثبت‌شده وجود دارد که ترکیب آن به شرح زیر اعلام شده است:

این ترکیب نشان می‌دهد که اگرچه گوشی هوشمند غالب است، اما گوشی دکمه‌ای هنوز سهم معناداری دارد. سهم حدود ۱۵.۷ درصدی فیچرفون در بازار ثبت‌شده، از منظر سیاست‌گذاری پرداخت خرد قابل نادیده‌گرفتن نیست.

البته باید میان «تعداد دستگاه» و «تعداد کاربر» تفکیک کرد. بخشی از افراد بیش از یک دستگاه دارند. برخی دستگاه‌ها ممکن است غیرفعال یا کم‌استفاده باشند. برخی فیچرفون‌ها نیز ممکن است در اختیار سالمندان، کارگران، روستاییان، مهاجران، افراد کم‌درآمد یا خانواده‌هایی باشد که برای کاهش هزینه از اینترنت موبایل پرهیز می‌کنند.

برآورد تحلیلی این مقاله آن است که از دل ۱۶.۵ میلیون گوشی دکمه‌ای ثبت‌شده، احتمالاً حدود ۷ تا ۹ میلیون واحد کاربری یا خانواری وابستگی معناداری به کانال‌های غیراینترنتی دارند.

این عدد، برآورد تحلیلی است و باید از داده رسمی تفکیک شود.

 

۵. شمول مالی؛ دسترسی فنی کافی نیست

یکی از مهم‌ترین ادعاهای قابل طرح درباره کیف پول مبتنی بر USSD، نقش آن در شمول مالی است. این ادعا تا حدی معتبر است، اما نیازمند دقت مفهومی است.

۵.۱. USSD می‌تواند مانع دسترسی را کاهش دهد

USSD چند مزیت مشخص دارد:

  • نیاز به گوشی هوشمند ندارد؛
  • نیاز به اینترنت همراه ندارد؛
  • روی بخش بزرگی از سیم‌کارت‌های فعال قابل استفاده است؛
  • برای کاربر آشنا و ساده است؛
  • در مناطق با پوشش ضعیف اینترنت اما پوشش پایه موبایل می‌تواند کار کند؛
  • برای پرداخت‌های خرد، کم‌مبلغ و پرتکرار مناسب است؛
  • می‌تواند در شرایطی که کاربر تمایلی به خرید بسته اینترنت ندارد، ابزار جایگزین باشد.

این ویژگی‌ها باعث می‌شود USSD همچنان برای بخشی از جمعیت، کانال مهمی برای ورود به پرداخت دیجیتال باشد.

۵.۲. اما شمول مالی فقط دسترسی نیست

شمول مالی در معنای دقیق، فقط داشتن ابزار پرداخت نیست. شمول مالی یعنی دسترسی مؤثر، پایدار، مقرون‌به‌صرفه و ایمن به خدمات مالی متناسب با نیاز کاربر.

بنابراین، اگر فردی بتواند با USSD یک تراکنش انجام دهد، هنوز نمی‌توان گفت کاملاً مشمول مالی شده است. برای ارزیابی شمول مالی باید پرسید:

  • آیا کاربر به‌صورت مستمر از ابزار استفاده می‌کند؟
  • آیا هزینه استفاده برای او قابل‌قبول است؟
  • آیا امنیت و اعتماد کافی وجود دارد؟
  • آیا ابزار به نیازهای واقعی او پاسخ می‌دهد؟
  • آیا امکان استفاده در فروشگاه، حمل‌ونقل، خدمات عمومی و انتقال فردبه‌فرد وجود دارد؟
  • آیا ابزار با سایر شبکه‌های پرداخت تعامل‌پذیر است؟
  • آیا کاربر در صورت بروز خطا، مسیر پشتیبانی روشن دارد؟
  • آیا داده‌های او با حکمرانی شفاف مدیریت می‌شود؟

در نتیجه، USSD می‌تواند دروازه شمول مالی باشد، اما به‌تنهایی شمول مالی کامل ایجاد نمی‌کند.

 

۶. تاب‌آوری پرداخت؛ نقطه قوت و نقطه خطای احتمالی

تاب‌آوری پرداخت به معنای توانایی یک سامانه برای ادامه ارائه خدمت در شرایط اختلال، بحران، فشار عملیاتی یا قطع بخشی از زیرساخت است. از این منظر، کیف پول USSD می‌تواند بخشی از معماری تاب‌آوری باشد، اما نباید بیش از ظرفیت واقعی آن تفسیر شود.

۶.۱. تاب‌آوری سمت کاربر

از منظر کاربر نهایی، USSD مزیت دارد. چون کاربر به اینترنت نیاز ندارد و حتی با گوشی دکمه‌ای نیز می‌تواند وارد سامانه شود. این ویژگی، در شرایط زیر ارزشمند است:

  • نبود اینترنت همراه؛
  • ضعف پوشش دیتای موبایل؛
  • نداشتن گوشی هوشمند؛
  • ناتوانی یا بی‌میلی به خرید بسته اینترنت؛
  • استفاده در مناطق کم‌برخوردار؛
  • استفاده توسط سالمندان یا کاربران کم‌سواد دیجیتال؛
  • اختلال در اپلیکیشن‌های موبایلی.

بنابراین در سطح دسترسی کاربر، USSD یک کانال تاب‌آورتر از اپلیکیشن‌های وابسته به اینترنت است.

۶.۲. تاب‌آوری زیرساختی

اما در سطح زیرساخت، مسئله پیچیده‌تر است. تراکنش USSD به اجزای متعددی وابسته است:

  • شبکه اپراتور تلفن همراه؛
  • درگاه USSD؛
  • سامانه راهبر کیف پول؛
  • سامانه احراز هویت؛
  • بانک یا نهاد نگهدارنده منابع؛
  • سامانه‌های تسویه؛
  • شبکه‌های پیام‌رسانی تراکنش؛
  • پایگاه داده مرکزی؛
  • سامانه‌های ضدتقلب؛
  • مرکز تماس و پشتیبانی؛
  • زیرساخت برق و دیتاسنتر.

اگر هرکدام از این لایه‌ها دچار اختلال جدی شود، صرف بدون اینترنت بودن کاربر برای تداوم خدمت کافی نیست.

بنابراین باید میان دو سطح تفکیک کرد:

۷. معماری ریسک؛ سه مسئله اصلی

کیف پول ایران اگر بخواهد از سطح ابزار دسترسی عبور کند و به زیرساخت ملی پرداخت خرد تبدیل شود، باید سه ریسک اصلی را مدیریت کند.

۷.۱. ریسک اختلال زیرساختی

نخستین ریسک، اختلال در زیرساخت مخابراتی، بانکی یا پردازشی است. هرچند USSD به اینترنت کاربر وابسته نیست، اما به شبکه مخابراتی و زنجیره پردازش تراکنش وابسته است.

سناریوهای ریسک شامل موارد زیر است:

  • اختلال در اپراتور تلفن همراه؛
  • ازدحام ترافیک USSD در شرایط بحران؛
  • اختلال در سامانه مرکزی کیف پول؛
  • اختلال در اتصال به بانک‌ها؛
  • اختلال در تسویه؛
  • قطعی برق در نقاط عملیاتی؛
  • حمله سایبری یا اختلال عمدی؛
  • کندی یا خرابی سامانه احراز هویت.

توصیه سیاستی این است که بانک مرکزی و راهبران سامانه، آزمون‌های فشار دوره‌ای انجام دهند و نتایج حداقلی آن را در قالب شاخص‌های عمومی منتشر کنند.

۷.۲. ریسک جزیره‌ای شدن کیف پول‌ها

دومین ریسک، ایجاد جزیره‌های پرداختی است. اگر کیف پول ایران با سایر کیف‌های پول، بانک‌ها، پذیرندگان، شبکه کارت، QR، ابزارهای حمل‌ونقل، فروشگاه‌های خرد و درگاه‌های پرداخت تعامل‌پذیر نباشد، ممکن است به جای افزایش کارایی، به تکثر ناکارآمد ابزارها منجر شود.

تعامل‌پذیری باید در چند سطح تعریف شود:

  • تعامل‌پذیری میان کیف پول‌ها؛
  • تعامل‌پذیری با حساب بانکی؛
  • تعامل‌پذیری با پذیرندگان خرد؛
  • تعامل‌پذیری با ابزارهای QR؛
  • تعامل‌پذیری با خدمات عمومی؛
  • تعامل‌پذیری با شبکه‌های تسویه؛
  • قابلیت انتقال مانده یا برداشت؛
  • استاندارد مشترک برای شناسه کاربر و پذیرنده.

بدون تعامل‌پذیری، کیف پول به جای شبکه، به جزیره تبدیل می‌شود.

۷.۳. ریسک احراز هویت و سوءاستفاده

مدل ثبت سریع مبتنی بر کد ملی می‌تواند ورود کاربر را ساده کند، اما هم‌زمان پرسش‌هایی درباره احراز هویت، مالکیت سیم‌کارت، تطبیق کد ملی و شماره موبایل، سقف تراکنش، مدیریت تخلف و مقابله با پولشویی ایجاد می‌کند.

پرسش‌های کلیدی عبارت‌اند از:

  • آیا شماره موبایل الزاماً باید به نام همان کد ملی باشد؟
  • سقف تراکنش برای کاربران با احراز هویت پایه چقدر است؟
  • فرآیند ارتقای سطح کیف پول چگونه است؟
  • در صورت ورود اشتباه کد ملی یا سوءاستفاده چه مکانیزمی وجود دارد؟
  • مسئولیت تراکنش مشکوک با کدام نهاد است؟
  • داده‌های هویتی در کجا و با چه سازوکاری نگهداری می‌شود؟
  • آیا امکان انسداد، بازیابی و اعتراض برای کاربر وجود دارد؟

این سؤالات برای اعتبار بلندمدت سامانه حیاتی‌اند.

 

۸. اقتصاد پرداخت خرد؛ مسئله کارمزد و انگیزه بازیگران

پرداخت خرد در ایران، به‌ویژه در تراکنش‌های کم‌مبلغ، همواره با مسئله مدل اقتصادی مواجه بوده است. اگر ابزار پرداخت برای کاربر رایگان باشد، هزینه شبکه باید از جای دیگری تأمین شود. اگر پذیرنده هزینه بدهد، ممکن است پذیرش کاهش یابد. اگر بانک هزینه را تحمل کند، فشار بر تراز عملیاتی نظام بانکی افزایش می‌یابد. اگر اپراتور سهم بخواهد، ساختار کارمزد پیچیده‌تر می‌شود.

۸.۱. استفاده از کد دستوری برای مشترک

در مدل USSD، شماره‌گیری کد دستوری معمولاً برای مشترک هزینه مستقیم ندارد. اما خدماتی که از طریق آن ارائه می‌شوند، ممکن است مشمول کارمزد یا هزینه خدمت باشند؛ مانند خرید شارژ، خرید بسته، انتقال وجه یا خدمات خاص.

بنابراین باید میان این دو مفهوم تفکیک کرد:

۸.۲. مسئله اصلی؛ چه کسی هزینه پرداخت خرد را می‌پردازد؟

اگر کیف پول ایران بخواهد در پرداخت‌های خرد توسعه یابد، باید پاسخ روشنی به این پرسش بدهد: هزینه هر تراکنش کم‌مبلغ از کدام محل تأمین می‌شود؟

گزینه‌های ممکن عبارت‌اند از:

  • کارمزد از پذیرنده؛
  • کارمزد از کاربر؛
  • یارانه از بانک یا نهاد راهبر؛
  • مدل ترکیبی؛
  • کارمزد پلکانی بر اساس مبلغ؛
  • کارمزد صفر تا سقف مشخص برای اهداف شمول مالی؛
  • کارمزد ترجیحی برای خدمات عمومی؛
  • مدل مبتنی بر مانده کیف پول؛
  • مدل مبتنی بر درآمد جانبی از خدمات ارزش‌افزوده.

بدون مدل اقتصادی شفاف، کیف پول ممکن است از نظر فنی راه‌اندازی شود، اما در مقیاس‌پذیری و تداوم با مشکل مواجه شود.

ادامه دارد…

نظر شما چیست؟