علی میری، مدیرعامل والگلد، با تأکید بر اینکه سهم پلتفرمهای طلای دیجیتال از کل بازار طلا حداکثر به یک درصد میرسد، گفت: نگرانی از اثرگذاری این سکوها بر قیمتگذاری طلا، مبتنی بر درکی نادرست از سازوکار بازار است. به گفته او، تنظیمگر باید بهجای محدودسازی فناوری، با نظارت بر پشتوانه فیزیکی طلا و جلوگیری از خالیفروشی، ظرفیت پلتفرمها را برای افزایش شفافیت، نقدشوندگی و هدایت سرمایههای خرد به اقتصاد مولد فعال کند.
به گزارش پایگاه خبری بانکداری الکترونیک، علی میری، مدیرعامل والگلد، در نشست تخصصی رویداد «چهارگوشه این بام» در استدیو سخنکده متن با موضوع «مرزهای ریسک و نظارت؛ طلای دیجیتال بهعنوان ابزار پوشش ریسک در بازارهای مالی و مواجهه با رگولاتوری» اظهار داشت: همزمان شدن آغاز به کار والگلد با صعود قیمت طلا در کشور، اقتضا میکرد که ما نیز فضایی برای ترغیب مردم به خرید طلا ایجاد کنیم. اما والگلد با چشماندازی نو راهاندازی شد؛ نگاه ما این بود که طلا باید از یک دارایی راکد و خانگی، به دارایی پویایی تبدیل شود که در بطن زندگی روزمره مردم نقشآفرینی کند.
وی با اشاره به تمرکز والگلد بر این حوزه از بدو تأسیس افزود: صنعت طلای دیجیتال خلال یکی دو سال اخیر رشد مناسبی را تجربه کرده است، اما کل سهم این بازار در بهترین حالت به یک درصد از مجموع بازار طلا هم نمیرسد و از این میزان تجاوز نمیکند.
پلتفرمها؛ تسهیلگر خرید طلا، نه عامل شکلگیری تقاضا
میری در پاسخ به این پرسش که تنظیمگری پلتفرمهای طلا چگونه باید ریسک مشتری و نظام پولی را بدون ایجاد مانع برای نوآوری کنترل کند، گفت: برای پاسخ به این پرسش باید ابتدا بررسی کرد که چرا بیش از ۱۵ میلیون کاربر به استفاده از پلتفرمهای طلا روی آوردهاند. پاسخ روشن است؛ یک پلتفرم طلا درست مانند یک واحد طلافروشی، علت خرید طلا نیست بلکه تنها ابزاری برای تسهیل خرید است و این دو موضوع باید از یکدیگر تفکیک شوند.
وی ادامه داد: مردم ایران به صورت سنتی به طلا بهعنوان یک دارایی امن اعتماد دارند و قصد خرید آن را دارند. پلتفرمهای طلا سه فرایند اساسی را تسهیل کردهاند: نخست، نقدشوندگی بالا حتی در شرایط بحرانی (برخلاف مشکلات بازار سنتی)؛ دوم، شفافسازی هزینهها و کارمزدها؛ و سوم، از بین بردن ریسک نگهداری فیزیکی. مجموع این عوامل موجب استقبال گسترده مردم از طلای دیجیتال شده است.
مدیرعامل والگلد گفت: پس از این استقبال، دغدغهها و ریسکهای رگولاتوری مطرح شد که یکی از مهمترین آنها ادعای تعیین نرخ طلا توسط پلتفرمها است. این در حالی است که پلتفرمها تنها یک درصد از سهم بازار را در اختیار دارند.
وی افزود: در حال حاضر طلای ایران نسبت به انس جهانی حدود ۳ درصد حباب منفی دارد و این حباب تنها تحت تاثیر معاملات عمده بازار سنتی تغییر میکند. اینگونه درکهای نادرست و غیرکارشناسی، منجر به نگرانی بیمورد رگولاتور میشود.
میری اشاره کرد: بخش عمدهای از معاملات بازار سنتی طلا به صورت لفظی انجام میشود. در مقابل، مجموع معاملات روزانه تمام پلتفرمهای آنلاین با وجود بازیگران محدود، حداکثر به حدود ۲۰۰ کیلوگرم طلا میرسد؛ در حالی که در بازار سنتی گاهی حجم معاملات روزانه تنها چند بازیگر بزرگ به ۲ تن میرسد.
خالیفروشی؛ ریسک اصلی بازار و ضرورت نظارت بر پشتوانهها
مدیرعامل والگلد تصریح کرد: ما با پدیدهای مواجه هستیم که در صورت رگولاتوری درست، میتواند بسیار به نفع اقتصاد و نظام پولی کشور باشد، اما با تصمیمات نادرست ممکن است به آسیب تبدیل شود.
وی با طرح این پرسش که امکان خالیفروشی در بازار سنتی بیشتر است یا در پلتفرمهای نظارتشده، ادامه داد: در پلتفرمهای آنلاین، میزان تعهدات به کاربران و تطابق آن با موجودی خزانههای بانکی به صورت مداوم توسط نهادهای ناظر و حاکمیتی رصد میشود. خطر اصلی اقتصاد زمانی است که در هر بخشی از بازار طلا یا نهادها خالیفروشی رخ دهد. مطالبه جدی و مداوم خود پلتفرمها نیز از سال ۹۶ تاکنون، ایجاد چارچوب شفاف رگولاتوری برای مسدود کردن کامل ریسک خالیفروشی بوده است.
وی خاطرنشان کرد: اگر رگولاتور به جای محدود کردن تکنولوژی، ریسک را تنظیمگری کند، ظرفیتهای عظیمی در اقتصاد ایجاد میشود. تمام فروش پلتفرمها بر اساس پشتوانه طلای فیزیکی موجود در خزانههای رسمی و بانکی صورت میگیرد.
میری با اشاره به سرمایههای راکد خانگی گفت: پلتفرمها میتوانند نقش تضمینکننده را ایفا کنند تا سرمایههای خرد مردم به سمت بخشهای مولد و تولید هدایت شود که این امر کمک شایانی به رشد اقتصادی کشور خواهد کرد.
وی در بخش دیگری از صحبتهای خود افزود: هماکنون چندین تن طلا پشتوانه صندوقهای بورسی کشور است؛ اما این طلا صرفاً در خزانهها رسوب کرده و نقشی در چرخه تولید ندارد.
از طلای راکد تا دارایی کاربردی در اقتصاد
او یادآور شد: رگولاتور به جای ایجاد محدودیت برای پلتفرمها، میتواند با مدیریت ریسک، فضای نوآوری را باز بگذارد تا طلا از یک دارایی صرفاً معاملاتی به ابزاری کاربردی در زندگی روزمره و مولد در اقتصاد تبدیل شود.
مدیرعامل والگلد در خصوص تفاوت بازار طلای دیجیتال در ایران و جهان تصریح کرد: در بازار جهانی، بخشی از فعالیتها مانند فارکس کاملاً معاملاتی است. در ایران اما طی قرنهای گذشته، طلا صرفاً دو کارکرد سرمایهگذاری یا استفاده در قالب زیورآلات داشته است. ما در والگلد حوزه سومی را تحت عنوان «کاربردپذیر کردن طلا» معرفی کردهایم.
میری درباره پشتوانه طلا در پلتفرمها گفت: پیش از این تنها خزانه بانک کارگشایی بهعنوان پشتوانه اصلی فعال بود و پلتفرمها دقیقاً معادل موجودی خود در خزانه حق عرضه داشتند. کاربران مالک یکبهیک طلای خریدهشده هستند و میتوانند طلای خود را به صورت فیزیکی (از ۱۰۰ سوت به بالا) تحویل بگیرند. با پیگیریهای انجامشده، خوشبختانه بانک مرکزی اخیراً چند بانک جدید را هم بهعنوان خزانه معرفی کرده و والگلد امانتدار سرمایه کاربران است.
وی در خصوص روند تنظیمگری افزود: در ماههای اخیر شاهد رویه مثبت و تعاملی حاکمیت برای شنیدن صدای بخش خصوصی و استفاده از نظرات کارشناسی بودهایم که افزودن خزانههای بانکی جدید نمونهای از همین رویکرد است.
مدیرعامل والگلد در پایان تاکید کرد: تنظیمگری باید با شناخت کامل از ادبیات کسبوکار صورت گیرد و فضا را برای توسعه فناوری و نوآوریهای مالی بخش خصوصی باز بگذارد.
تحلیل و جمعبندی
هسته اصلی سخنان مدیرعامل والگلد، ضرورت تغییر زاویه نگاه تنظیمگر از «کنترل فناوری» به «کنترل ریسک» است. استدلال مطرحشده این است که پلتفرمهای طلای دیجیتال، با توجه به سهم محدودشان از کل بازار، نمیتوانند بازیگر تعیینکننده قیمت طلا باشند؛ بلکه نقش آنها عمدتاً در تسهیل دسترسی، افزایش شفافیت هزینهها، تقویت نقدشوندگی و کاهش مخاطره نگهداری فیزیکی طلا تعریف میشود.
با این حال، اعتبار این مدل کسبوکار به یک شرط اساسی وابسته است: تطابق قطعی، مستمر و قابلراستیآزمایی میان میزان طلای فروختهشده به کاربران و موجودی فیزیکی طلا در خزانههای رسمی و بانکی. در کنار آن، تفکیک دارایی مشتریان از دارایی شرکت، امکان تحویل فیزیکی، شفافیت کارمزد، حسابرسی مستقل و سازوکار مؤثر رسیدگی به شکایت، اجزای ضروری حفاظت از حقوق کاربران محسوب میشوند.
مسیر سیاستی مطلوب، نه انسداد پلتفرمها و نه واگذاری کامل بازار به خودتنظیمی است. تنظیمگر باید با ایجاد استانداردهای روشن برای ذخیرهگیری، گزارشدهی برخط، حسابرسی و مقابله با خالیفروشی، اعتماد عمومی را حفظ کند و همزمان امکان توسعه نوآوری مالی را از بین نبرد. در چنین چارچوبی، طلای دیجیتال میتواند از یک ابزار صرفاً معاملاتی، به زیرساختی شفافتر برای مدیریت دارایی خرد و افزایش کاربردپذیری طلا در اقتصاد تبدیل شود.
وی خاطرنشان کرد: اگر رگولاتور به جای محدود کردن تکنولوژی، ریسک را تنظیمگری کند، ظرفیتهای عظیمی در اقتصاد ایجاد میشود. تمام فروش پلتفرمها بر اساس پشتوانه طلای فیزیکی موجود در خزانههای رسمی و بانکی صورت میگیرد.
میری با اشاره به سرمایههای راکد خانگی گفت: پلتفرمها میتوانند نقش تضمینکننده را ایفا کنند تا سرمایههای خرد مردم به سمت بخشهای مولد و تولید هدایت شود که این امر کمک شایانی به رشد اقتصادی کشور خواهد کرد.
وی در بخش دیگری از صحبتهای خود افزود: هماکنون چندین تن طلا پشتوانه صندوقهای بورسی کشور است؛ اما این طلا صرفاً در خزانهها رسوب کرده و نقشی در چرخه تولید ندارد.
او یادآور شد: رگولاتور به جای ایجاد محدودیت برای پلتفرمها، میتواند با مدیریت ریسک، فضای نوآوری را باز بگذارد تا طلا از یک دارایی صرفاً معاملاتی به ابزاری کاربردی در زندگی روزمره و مولد در اقتصاد تبدیل شود.
مدیرعامل والگلد در خصوص تفاوت بازار طلای دیجیتال در ایران و جهان تصریح کرد: در بازار جهانی، بخشی از فعالیتها مانند فارکس کاملاً معاملاتی است. در ایران اما طی قرنهای گذشته، طلا صرفاً دو کارکرد سرمایهگذاری یا استفاده در قالب زیورآلات داشته است. ما در والگلد حوزه سومی را تحت عنوان «کاربردپذیر کردن طلا» معرفی کردهایم.
میری درباره پشتوانه طلا در پلتفرمها گفت: پیش از این تنها خزانه بانک کارگشایی بهعنوان پشتوانه اصلی فعال بود و پلتفرمها دقیقاً معادل موجودی خود در خزانه حق عرضه داشتند. کاربران مالک یکبهیک طلای خریدهشده هستند و میتوانند طلای خود را به صورت فیزیکی (از ۱۰۰ سوت به بالا) تحویل بگیرند. با پیگیریهای انجامشده، خوشبختانه بانک مرکزی اخیراً چند بانک جدید را هم بهعنوان خزانه معرفی کرده و والگلد امانتدار سرمایه کاربران است.
وی در خصوص روند تنظیمگری افزود: در ماههای اخیر شاهد رویه مثبت و تعاملی حاکمیت برای شنیدن صدای بخش خصوصی و استفاده از نظرات کارشناسی بودهایم که افزودن خزانههای بانکی جدید نمونهای از همین رویکرد است.
مدیرعامل والگلد در پایان تاکید کرد: تنظیمگری باید با شناخت کامل از ادبیات کسبوکار صورت گیرد و فضا را برای توسعه فناوری و نوآوریهای مالی بخش خصوصی باز بگذارد.

نظر شما چیست؟