میرزائی: نسل اول شرکتهای بیمه خصوصی، مانند پاسارگاد و سامان، با سهامداری عمده بانکها شکل گرفتند و طبیعتاً نقش تجهیز منابع بیمههای زندگی بیشتر به سمت تأمین منابع برای بانکها و سپردهها و بازده سود بانکی متمایل بود. اما نسلهای بعدی شرکتهای بیمه که با سهامداری نهادهای بورسی شکل میگیرند، نشاندهنده تغییر جهت در تقاضای مشتریان به سمت افزایش بازدهی ذخایر بیمههای عمر و ذخایر ریاضی است./ هادی: در حال حاضر، برخی از مصوبات بهویژه در زمینه افزایش سرمایه بهطور سالانه بر اساس تورم، میتواند بهعنوان یک مانع برای توسعه بیمههای زندگی و جذب سرمایههای جدید عمل کند./ حرفت:یکی دیگر از نکات مهم، حذف قیمتگذاری دستوری برای بیمههای زندگی است. در بازار رقابتی، این محدودیتها میتواند مانع رقابت شرکتهای جدید الورود و شرکتهای با توان مالی بالا شود. لذا، نیاز است که دست شرکتها برای ارائه نرخهای بالاتر باز باشد.
به گزارش پایگاه خبری بانکداری الکترونیک، به نقل از ریسک نیوز، سیاستگذاریها و راهبردهای لازم برای تحقق اهداف توسعهای بیمههای زندگی طی دو سال آینده از اهمیت بالایی برخوردار است.
ضرورتهای تغییر در سطح سیاستگذاری و راهبردها، توسعه پژوهشگری در حوزه بیمههای زندگی و ایجاد یک کانون صنفی مستقل برای بیمههای زندگی و تعیین اهداف آن سه محوری است که بازخوانش آنها را در گفتگو با اهالی فن در این پنل با شما به اشتراک می گذاریم.
با حبیب میرزایی، معاون طرح و توسعه بیمه پاسارگاد؛ علیرضا هادی، مدیرعامل سابق بیمه باران؛ و حامد حرفت، مدیرعامل بیمه هامرز همراه خواهیم بود تا درباره مسیر توسعه و تعمیق بیمههای عمر بیشتر تبدل نظر کنیم:
* آقای میرزایی به نظر شما، در سطح سیاستگذاری و راهبرد، با نگاهی به گذشته، چه تغییرات کلیدی و اساسی باید در این زمینه اعمال شود ؟
میرزایی: اصل موضوع پرداختن به بیمههای زندگی بهطور مستقل و تمرکز بر این مقوله، با توجه به اسناد بالادستی موجود، بهنظر من اقدامی مهم و قابل تقدیر است. در دهه هشتاد، با وجود تأسیس شرکتهای بیمه خصوصی که عمدتاً سهامدارانشان بانکها بودند و پیشتازی چند شرکت بیمهای در عرصه بیمههای زندگی، نظیر بیمه کارآفرین در دورهای و سپس بیمه پاسارگاد با حجم بیشتر و سازماندهی مناسب در فروش، تحولات چشمگیری در این حوزه به وجود آمد. بیمه سامان نیز در این زمینه اقداماتی مثبت انجام داد. سایر شرکتهای بیمه نیز به نوبه خود، تحولاتی در پورتفوی فروش بیمههای زندگی ایجاد کردند، اما در مجموع، چند شرکت بیمه نقش اصلی را در تحول و بهبود بیمههای زندگی نسبت به گذشته ایفا کردند.
اما چرا این تحولات به وقوع پیوست؟ به نظر میرسد که اولین عامل مؤثر در این زمینه، خصوصیسازی و تأسیس شرکتهای بیمه خصوصی بود. این شرکتها با تمرکز بر بیمههای زندگی و بهرهبرداری از ظرفیتهای گسترده فروشندگان، توانستند بیمههای زندگی را بهعنوان نیاز ضروری مردم تعریف کنند. بدین ترتیب، توانستند حجم قابل توجهی از بازار بیمه عمر را از نظر تولید به دست آورند.
*اساسا در سطح مفهوم، در عرصه بیمهگری زندگی باید چه تعریفی از سیاست گذاری داشته باشیم و چه سمت و سویی را انتخاب کنیم
میرزایی: اگر بخواهیم بحث سیاستگذاری را از دید مقررات مورد بررسی قرار دهیم، نمیتوانیم سیاستگذاری و مقررات را بهعنوان یک متغیر مستقل تلقی کنیم. اتفاقات در بازار بیمه و تغییرات در سطح بازار میتواند حتی بر سیاستگذاران و مقرراتگذاران تأثیر بگذارد. به همین دلیل، معتقدم که بهتر است ضرورتهای تحول در راهبردها را از منظر بازار و مشتریان بررسی کنیم.
*با توجه به صحبتهایتان از منظر بازار و مشتریان تحول در بیمههای زندگی باید چه سمت و سویی داشته باشد؟
میرزایی: یکی از تغییراتی که در سمت مشتریان به وجود آمده، این است که انتظار دارند فرآیندها و محصولات بیمهای اصلاح شود و خدمات بیمهای متنوعتر گردد. مشتریان بهدنبال پوششهای متعارف و معمول مانند خطر فوت هستند، اما همچنین انتظار دارند که مواردی چون بازده سرمایهگذاری و افزایش مشارکت در مقایسه با بازارهای رقیب مانند دلار، ارز، صندوقهای سرمایهگذاری و بورس تقویت شود. هنگامی که شرکتهای بیمه تخصصی تشکیل میشوند، انتظار میرود توجه بیشتری به نیازهای مشتریان در ارائه خدمات بیمهای معطوف شود. این تحولات بهنظر میرسد که راهبردهایی را رقم زده است که حتی در تشکیل شرکتهای بیمه جدید نیز خود را نشان داده است.
نسل اول شرکتهای بیمه خصوصی، مانند پاسارگاد و سامان، با سهامداری عمده بانکها شکل گرفتند و طبیعتاً نقش تجهیز منابع بیمههای زندگی بیشتر به سمت تأمین منابع برای بانکها و سپردهها و بازده سود بانکی متمایل بود. اما نسلهای بعدی شرکتهای بیمه که با سهامداری نهادهای بورسی شکل میگیرند، نشاندهنده تغییر جهت در تقاضای مشتریان به سمت افزایش بازدهی ذخایر بیمههای عمر و ذخایر ریاضی است. این تغییرات سیگنالهایی از تغییر جهت بازار و نیازهای جدید مشتریان بهویژه در حوزه سرمایهگذاری بیمههای زندگی ارائه میدهد.
همچنین، تحول دیگری که بهویژه در دولت سیزدهم قابل توجه است، لایحهای است که در اواخر دوره دولت شهید رئیسی به مجلس ارائه شد و به نوعی بیمههای بازنشستگی تکمیلی را مقرراتی میکند. این لایحه میتواند بازار بزرگی برای بیمههای بازنشستگی تکمیلی ایجاد کند. مشابه با تحولات بیمههای درمانی مکمل در سالهای گذشته، این اقدام میتواند تحولی مشابه در بیمههای زندگی به وجود آورد. بیمه پاسارگاد و سایر شرکتها نیز در حال حاضر طرحهایی را در این زمینه آغاز کردهاند که به نظر میرسد ظرفیتهای خوبی برای تحول در صنعت بیمه فراهم میآورد.
در نهایت، نکتهای که باید به آن توجه کرد این است که پیش از این تفکیک حسابهای بیمههای زندگی مطرح بود، اما اکنون وارد مرحله تفکیک شرکتها و حتی تفکیک سرمایه شرکتهای بیمه شدهایم. این مصوبات، هرچند ممکن است انتقاداتی داشته باشد، به نظر من میتواند نقطه شروعی برای توسعه بیشتر بیمههای زندگی باشد.
*آقای هادی نظر شما چیست، در سطح سیاستگذاری و راهبرد شرکتهای بیمه زندگی چطور میتوانند کارا و اثربخش عمل کنند تا به هدف ببرسند
هادی: بیمههای زندگی به دلیل ارزشی که در عرصههای اجتماعی و اقتصادی دارند، در سطح جهانی بهعنوان محصولاتی با تأثیرگذاری بالا شناخته میشوند. به همین دلیل، شرکتهای بیمه تخصصی در این حوزه فعال شده و سهم بیمههای زندگی را بهطور جداگانه در گزارشهای خود اعلام میکنند، در حالی که سهم بیمههای دیگر به این شکل اعلام نمیشود. در کشور ما نیز، در سالهای اخیر با تأسیس شرکتهای بیمه تخصصی، شاهد تحولات مثبتی در این زمینه بودهایم. این شرکتها تمرکز ویژهای بر روی بیمههای زندگی و محصولات خاص مرتبط با آن دارند.
در گذشته، زمانی که آقای دکتر نعمتی در بیمه مرکزی حضور داشتند، این اقدام بهعنوان یک راهبرد در مسیر توسعه بیمههای زندگی مطرح شد و به تاسیس شرکتهای تخصصی در این حوزه انجامید. این تغییرات نشاندهنده اهمیت این حوزه و تمایل به ارائه خدمات بهتر و تخصصیتر به مشتریان است. با ایجاد این شرکتهای تخصصی، شاهد بودیم که نوآوریها و تغییرات در محصولات بیمهای برای تطابق با انتظارات مشتریان افزایش یافته و به سمت شخصیسازی خدمات پیش رفته است.
اما در کنار این تحولات مثبت، چالشهایی نیز وجود دارد. یکی از این چالشها، امنیت سرمایهگذاری سهامداران است. وقتی شرکتهای بیمه تخصصی با برنامهریزیهای خاص و سرمایهگذاریهای مشخص وارد بازار میشوند، افزایش سرمایه یا تغییرات ناگهانی در مقررات میتواند نگرانیهایی را ایجاد کند. بهویژه اگر این تغییرات بهگونهای باشند که نتایج قابل پیشبینی و تأثیرات آنها بر راهبرد اولیه شرکت نامعلوم باشد.
همچنین، مسئلهی توانگری مالی شرکتهای بیمه نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. تغییرات در سرمایهگذاریها و مقررات، باید بهگونهای مدیریت شوند که نه تنها به نفع شرکتهای بیمه و سهامداران باشد، بلکه به حفظ اعتماد مشتریان نیز کمک کند. در حال حاضر، برخی از مصوبات بهویژه در زمینه افزایش سرمایه بهطور سالانه بر اساس تورم، میتواند بهعنوان یک مانع برای توسعه بیمههای زندگی و جذب سرمایههای جدید عمل کند.
در زمینه مستمری تکمیلی، این بیمهها نیز در حال حاضر از اهمیت زیادی برخوردارند. تجربهی موفق بیمه درمان تکمیلی نشان داده که این نوع بیمهها میتوانند تأثیر قابل توجهی در تأمین نیازهای بیمهای مردم داشته باشند. بنابراین، توسعه بیمههای مستمری تکمیلی نیز میتواند راهی مناسب برای ارتقای سطح خدمات بیمهای و جلب اعتماد مشتریان باشد.
پیشنهاد میشود که دولت وبخش های مربوطه، اقدامات بیشتری در جهت تقویت بیمههای مستمری تکمیلی و حمایت از شرکتهای بیمه در این زمینه انجام دهند. بهویژه میتوانند با ایجاد شرایط مناسب برای فعالیت شرکتهای بیمه بهعنوان موسس صندوقهای بازنشستگی، از تجربیات و توانمندیهای این شرکتها بهرهبرداری کنند.
در نهایت، این امر میتواند به ایجاد بازار پایدارتری برای بیمههای زندگی و مستمری تکمیلی منجر شود و نقش شرکتهای بیمه در تأمین نیازهای مالی آینده افراد را بهخوبی برجسته کند.
*آقای حرفت با توجه به محور اول بحث، از منظر آماری، مسیر تصمیم گیری را ترسیم بفرمایید،
حرفت: قبل از شروع، لازم است اشاره کنم که هدف اصلی جلسهای که سخنکده متن تبیین کرده و در آن حاضر شدهام را در نظر گرفتهام. این هدف به ما کمک میکند تا در چشمانداز چهارساله آینده، برآورد دقیقی از میزان حق بیمه تولیدی مورد نیاز برای رسیدن به هدفهای تعیینشده داشته باشیم. برای این منظور، نخستین گام پیشبینی میزان حق بیمه تولیدی برای چهار سال آینده است. با در نظر گرفتن سال 1402 به عنوان سال پایه، باید بررسی کنیم که برای تحقق هدف، چه مقدار حق بیمه تولیدی نیاز داریم. با توجه به افزایش سالانه دو درصد سهم بیمههای زندگی از کل حق بیمه تولیدی، پیشبینی میکنیم که در سال 1403 چه میزان حق بیمه تولیدی لازم است.
در سال 1402، کل حق بیمه تولیدی بیمههای زندگی نزدیک به سی و نه همت (هزار میلیارد تومان) بود. برای رسیدن به هدف تعیینشده، در سال جاری باید حدود شصت و چهار همت حق بیمه تولیدی بیمههای زندگی داشته باشیم. همچنین پیشبینی میشود که در سالهای بعد، به ترتیب در سال 1404 به چهار همت، در سال 1405 به پنجاه و شش همت و در سال 1406 به دویست و شصت و چهار همت حق بیمه تولیدی بیمههای زندگی نیاز خواهیم داشت. در این سال، حق بیمه تولیدی بیمههای زندگی باید معادل سرانه نزدیک به سه میلیون تومان برای هر ایرانی باشد.
این هدف بهراستی چالشبرانگیز است و رسیدن به آن نیازمند همکاری و تلاش همه جانبه بیمه مرکزی، نهادهای ناظر، موسسات بیمه و دولت است. حال، در کنار این هدف، باید به نکات دیگری نیز توجه کرد. در حال حاضر، نزدیک به هفتاد تا هفتاد و پنج درصد از بیمههای زندگی موجود در کشور، بیمههای اندوختهدار هستند. به عبارت دیگر، ماهیت بیمههای زندگی به طور عمده از بیمههای اندوختهدار تشکیل شده و تنها حدود بیست و پنج درصد به بیمههای درمانی گروهی و مشابه آن تعلق دارد. بنابراین، برای تحقق هدف مورد نظر، نیاز است که بیمههای ذخیرهدار تقویت شوند، زیرا سهم عمده بازار در این حوزه است و متاسفانه رغبت کمی از سوی مردم به این بیمهها وجود دارد.
در دهه نود، رقیب اصلی بیمههای زندگی، بانکها بودند که مزایای خاصی را به مشتریان ارائه میدادند. در آن زمان، ما تلاش میکردیم شبکه فروش را متقاعد کنیم که مزایای بیمههای زندگی را بر مزایای بانکها ترجیح دهند. اما از اواخر دهه نود، تغییرات زیادی در بازار سرمایه رخ داده است و نهادهای مالی متعددی به وجود آمدهاند که به رقیب جدید بیمههای زندگی تبدیل شدهاند. در حال حاضر، با توجه به اینکه بیمههای زندگی عمدتاً ذخیرهدار هستند، باید خود را با بازار سرمایه و بازار پول مقایسه کنیم و به تغییرات در این بازارها پاسخ دهیم.
عوامل درونزا و برونزا به دو دسته تقسیم میشوند. در اینجا به عوامل درونزا میپردازیم که شامل وظایف موسسه بیمه و نهاد ناظر است. یکی از عوامل درونزا، نیاز به تغییر در آییننامهها و قوانین است. آییننامههای حیاتی برای بیمههای زندگی شامل آییننامه شصت و هشت، آییننامه سرمایهگذاری و آییننامه شبکه فروش هستند که در طول سالیان گذشته تغییرات خاصی نداشتهاند. بهویژه، آییننامه شصت و هشت نیاز به تغییرات جدی دارد. لازم است بیمه مرکزی اقداماتی برای تسریع در این تغییرات انجام دهد تا بتوانیم با بازار سرمایه بهطور مؤثر رقابت کنیم.
یکی دیگر از نکات مهم، حذف قیمتگذاری دستوری برای بیمههای زندگی است. در بازار رقابتی، این محدودیتها میتواند مانع رقابت شرکتهای جدید الورود و شرکتهای با توان مالی بالا شود. لذا، نیاز است که دست شرکتها برای ارائه نرخهای بالاتر باز باشد. همچنین، تغییرات در نرخ بهره و جدول مرگ و میر نیز بر رقابت و جذابیت بیمههای زندگی تأثیرگذار است و باید بهروز شوند.
آییننامه سرمایهگذاری نیز نیازمند تغییر است تا شرکتهای بیمه بتوانند سرمایهگذاریهای متنوعتری انجام دهند و منابع خود را دربخش های مختلف سرمایهگذاری کنند. در حال حاضر، دو شرکت بیمه شروع به اتصال حق بیمههای زندگی به پروژههای صنعتی کردهاند که میتواند منابع را به پروژهها هدایت کرده و از سود این پروژهها بهرهبرداری کند.
حذف اتکایی اجباری برایبخش پساندازی بیمه نیز میتواند به توسعه بیمههای زندگی کمک کند. این اقدام میتواند به شرکتهای بیمه این امکان را بدهد که بدون محدودیت، منابع خود را در پروژههای مختلف سرمایهگذاری کنند.
نهایتاً، محدودیتهای سرمایهگذاری و مقایسه آن با نهادهای مالی دیگر نشاندهنده نیاز به تغییرات در سیاستهای سرمایهگذاری است. ایجاد محدودیتهای بیشتر میتواند به فرار سرمایهها از صنعت بیمه، به ویژه بیمههای زندگی، منجر شود.
*به محور دوم رسیدیم یعنی عمق پایین پژوهش و راههای تعمیق این مسئله
میرزایی: واقعیت این است که پژوهش را از دیدگاه خاصی بررسی میکنم. باید روندهای بازار را رصد کنیم. روندهایی که در بازار به وقوع پیوستهاند، همانطور که دوستان هر یک به نکات خاصی اشاره کردهاند، به نوعی، هر تحول از سوی بیمهگذار را ماندگار و تأثیرگذار میدانم. به عبارتی، دانشی که بیمهگذاران در حال حاضر در بازار به دست آوردهاند و شبکه فروش ما را در رابطه با محصولات به چالش میکشند، به نظر من، خود عاملی برانگیزاننده و محرک برای وقوع تغییرات در بازار بیمههای زندگی خواهد بود.
یکی از این موارد این است که وقتی بیمهگذار ما آگاه شد، نماینده یا فروشنده ما تنها فروشنده بیمه نخواهد بود. باید از فروشنده بیمه به مشاور ریسک و سرمایهگذاری تبدیل شود. این چالش به وجود میآورد که محصولی که به من فروخته میشود، در مقایسه با بازارهای رقیب از نظر خطر فوت وبخش پسانداز چه ویژگیهایی دارد و چه باید کرد؟ در اینجا است که شبکه فروش ما نیازمند آموزش، آگاهی و مدیریت دانش است تا بتواند مشتریان خود را قانع کرده و محصول را به آنها بفروشد.
در حال حاضر، یکی از چالشهای جدی ما این است که مشتریان آگاه شدهاند و نه تنها آگاه شدهاند، بلکه انتظارات بیشتری از صنعت بیمه دارند. پژوهش در این حوزه خوشبختانه توسط پژوهشکده بیمه از نظر تولید و نشر آثار بیمهای اقدامات خوبی را در زمینه ترجمه و انتشار انجام داده است. با این حال، به نظر من در زمینه پژوهش بازار بیمه به معنای مطالعه کف بازار و تهیه گزارشهایی مبتنی بر دانش و تحولات بازار بیمه ایران، به حد کافی توجه نشده است.
* ما بر این باوریم که بیمههای زندگی نیازمند پژوهش هستند. ساختار این پژوهش باید به گونهای طراحی شود که مدلی بلندمدت را فراهم آورد که در هر زمان که نیاز به تحقیق و پژوهش به وجود آمد، بتوان به آن مراجعه کرد یا درخواست انجام پژوهش داد. این رویکرد بیشتر مورد نظر ماست.
میرزایی: ساختار این موضوع به نظر من، پژوهش به دلیل هزینهبر بودن، نیاز به سرمایه بالا و بازدهی دیرهنگام، عمدتاً مسئولیت دولتی است. بیمه مرکزی به عنوان بازوی پژوهشی و آموزشی مسئولیت پژوهش را به عهده دارد و باید پژوهشها از سمت بازار، مشتریان و شرکتهای بیمه شکل گیرد و متولی آن باشد. به طور کلی، من در حال حاضر تمرکز زیادی بر روی پژوهش در حوزه بیمههای زندگی نمیبینم و احتمالاً اطلاعرسانی در این زمینه ناکافی است. به طور قطع، در این حوزه نیاز به ایجاد برنامههای جدید وجود دارد.
شاید اگر بخواهم پیوندی بین فصل دوم بحث پژوهشگری و انجمن صنفی برقرار کنم، باید به این نکته توجه کرد که اگر یک نهاد تخصصی صنفی، ایدهای که پیشتر با آقای هادی مطرح کردم، تشکیل شود، میتواند مؤثر واقع شود. طبق ماده 71 قانون بیمه مرکزی، مجوز تاسیس سندیکای بیمهگران وجود دارد. شاید تاسیس سندیکای بیمهگران بیمههای زندگی بتواند به تجمیع صنف و رسیدن به نیازها و اهداف مشترک کمک کند و از این طریق نیازهای پژوهشی نیز تعریف و تحولاتی در این حوزه ایجاد گردد. این موضوع قابل بررسی است.
* آقای هادی شما بفرمایید که چگونه میتوانیم این پازل پژوهش را در فعالیتهای شرکتهای بیمهگر زندگی تکمیل کنیم؟ این پازل باید دارای چه ویژگیهایی باشد تا نیازها بهطور مؤثر شناسایی و به سمت آنها سوق داده شود؟
هادی: به نظر من، یکی از مسائلی که در بیمههای زندگی مورد غفلت قرار گرفته، و به ویژه برای شرکتهای کوچکتر که تازه شروع به کار کردهاند ملموس است، عدم شناخت بازار است. این شرکتها به نوعی در تاریکی حرکت میکنند و امیدوارند که به جایی برسند. به راحتی میتوان گفت که ادبیات بازاریابی بهطور صحیح رعایت نمیشود. دلیل این امر نبود پژوهشهای کافی و اطلاعات اولیه است.
ما حجم زیادی از دادهها داریم، از جمله اطلاعات مربوط به سلایق مشتریان، سن، تحصیلات، منطقه جغرافیایی و نوع شغل آنان. این اطلاعات به دلیل ریسکهایی که در بیمه عمر و حوادث بر عهده میگیریم، جمعآوری میشود و میتواند منبعی برای تحقیق و طراحی محصول باشد که به هدف مورد نظر دست یابد. اما در حال حاضر، این اطلاعات به درستی استفاده نمیشود.
سال گذشته صحبتهایی درباره ایجاد بانک اطلاعاتی در بیمه مرکزی مطرح شد، اما هنوز به نتیجه نرسیده است. اگر این بانک اطلاعاتی ایجاد شود، پژوهشها میتوانند جهتدار شده و به ما کمک کنند تا برای هر گروه خاص، محصول مناسب را طراحی کنیم و تبلیغات و پروموشنهای متناسبی ارائه دهیم.
به طور مثال، تحقیق اخیر درباره مستمریها که توسط پژوهشکده انجام شد، بسیار مفید بود. این تحقیق به بررسی انواع مستمریها در کشورهای مختلف و شاخصهای مربوط به آنها پرداخته بود و میتوانست به ما در شرایط تورمی مشابه کمک کند.
* اجازه دهید که سوالی را مطرح کنم. اگر بخواهیم پژوهش در ایران را به سطوح مختلف تقسیم کنیم، میتوانیم به دو سطح اصلی اشاره کنیم: سطح بالا که شامل دانشگاهها و اکوسیستمهای پژوهشی گسترده است و سطح پایینتر که شامل پژوهشکدهها و نهادهای تخصصی میشود. حال، اگر بخواهیم تمرکز خود را بر روی حوزههای خاصی مانند بیمههای زندگی یا بازنشستگی گروهی بگذاریم، چه اقداماتی باید انجام دهیم؟ به عبارت دیگر، در زمینههایی مانند بازنشستگی گروهی، با توجه به ویژگیهای خاص و نیازهای ویژهای که دارید، چه باید کرد تا بتوانیم قطعات گمشده پازل را به درستی شناسایی و تکمیل کنیم؟
هادی: ببیند، من بارها به این موضوع پرداختهام. وقتی که میخواهیم تحقیقی انجام دهیم یا محصولی را توسعه دهیم، با این مشکل مواجه میشویم که اطلاعات لازم در دسترس نیست. هرچند که اطلاعات وجود دارد، اما به دلیل مسائل امنیتی و محافظت از دادهها، این اطلاعات به راحتی در دسترس نیست. شرکتها به دلایل مختلف، به ویژه به دلیل مسائل امنیتی، اطلاعات را در دسترس نمیگذارند، در حالی که ما به جزئیات مانند نام یا آدرس افراد نیازی نداریم و دنیای مجازی به اندازهای بزرگ شده که این مسائل به راحتی قابل مدیریت است.
برای حل این مشکل، پژوهشکدهها باید به دنبال کارشناسان و متخصصان باشند و نظرات آنها را جمعآوری کنند. به عنوان مثال، وقتی بیمهنامهای فروخته میشود و مشتری آن را ادامه نمیدهد، این به معنای عدم علاقه مشتری به آن بیمهنامه است. همچنین، در سال گذشته رشد حق بیمه وصولی در بیمههای زندگی بیش از 50 درصد بود، در حالی که فروش بیمهنامههای جدید کاهش داشت. این نشاندهنده اعتماد مردم به بیمهنامههای خود است، حتی با وجود افزایش حق بیمه، ولی برای درک دقیقتر اینکه چرا برخی افراد ادامه نمیدهند و چه عواملی در این امر مؤثر است، نیاز به دادههای قابل دسترسی داریم.
* آقاي حرفت، نظر شما چیست؟
حرفت: بیمه مرکزی میتواند به عنوان یک نهاد کلیدی در این زمینه عمل کند. با همکاری با شرکتهای دانشبنیان و استارتاپها که به تحلیل دادهها علاقهمند هستند، میتوان این مسیر را هموار کرد و اطمینان دارم که تمامی شرکتهای بیمه، چه بخواهند و چه نخواهند، مشتریان بالقوهای برای چنین کسبوکارهایی خواهند بود.
برای پژوهش، باید به دوبخش تقسیم کنیم: نخست، پژوهشهای جامع و کلی که مخاطبان آن کل جامعه هستند. در اینبخش نقش اصلی بر عهده بیمه مرکزی و پژوهشکده بیمه است. اما باید تغییراتی در شیوههای گذشته ایجاد شود. دیتای موجود در بیمه مرکزی باید پالایش شود و به طور دقیق در اختیار عموم مردم قرار گیرد. با این حال، نمیتوان تمام مسئولیتها را به عهده بیمه مرکزی و پژوهشکده بیمه گذاشت؛ این نهادها امکانات لازم برای دسترسی به تمام دیتا و پالایش آن را ندارند.بخش عمدهای از این مسئولیتها باید به خود موسسات بیمه منتقل شود.
در بحث طراحی محصولات جدید، اگر به دهه هشتاد به بعد نگاه کنیم، دو محصول جدید معرفی شده که تحول قابل توجهی در بازار ایجاد کرده است: یکی بیمههای سرمایهگذاری و دیگری محصولات بیمهای که در اواسط و اواخر دهه نود معرفی شدند. پژوهشکده بیمه و بیمه مرکزی نیز به این موضوعات ورود کرده و ابعاد آنها را بررسی کردهاند، اما نقش شرکتهای بیمه نیز باید پررنگتر شود.
دربخش اول صحبتهای خود، اشاره کردم که قیمتگذاری دستوری بیمههای زندگی ممکن است به نوعی ضد توسعه باشد و حتی برای پژوهشگران نیز مشکلاتی ایجاد کند. بسیاری از شرکتهای بیمه دیتای زیادی از چندین دهه گذشته دارند، اما هنوز جدولهای مرگ و میر به روز ندارند و این جدولها به پژوهشکده ابلاغ میشود. رفتار مشتریان و نحوه جذب مشتریان هر شرکت ممکن است با دیگر شرکتها تفاوت داشته باشد و شرکتها باید خودشان اقدام کنند و منتظر بهروزرسانیهای بیمه مرکزی نباشند.
بنابراین، به نظر من، هم بیمه مرکزی و پژوهشکده بیمه باید وارد عمل شوند، اما تنها به کارهای ترجمهای محدود نشوند. آنها باید به طور عملی و میدانی وارد شوند و همچنین موسسات بیمه نیز میتوانند در این حوزه تأثیرگذار و مفید باشند.
* برای ایجاد یک تشکل صنفی مختص و مستقل برای بیمهگران زندگی، پیشنهاد شما چیست؟ تا چه حد فلسفه وجودی چنین تشکلی را ضروری میدانید و چه ساختارهایی را برای آن پیشنهاد میکنید؟
میرزایی: به نظر من، با توجه به تخصصی شدن بازار بیمه، که با مصوبه حداقل سرمایه این روند تقویت شده است، میتوان گفت دنیای بیمهگری اموال و مسئولیت، بیمههای زندگی و بیمهگری اتکایی هرکدام دارای الزامات و انتظارات خاص خود هستند. به همین دلیل، ایجاد یک سندیکای مختص بیمهگران زندگی به نظر ضروری میآید.
اگربخش حقوقی بیمه مرکزی نگاهی به ماده 70 قانون تاسیس بیندازد که در آن شرکتهای بیمه را عضو سندیکا تلقی کرده، احتمالاً میتوان امکان تاسیس سندیکای بیمهگران زندگی را بررسی کرد. این اقدام میتواند فصل جدیدی را در بازار بیمه ایجاد کند و تحولات مثبتی را به همراه داشته باشد. با توجه به اینکه در بازار بیمه جهانی، سهم بیمههای زندگی به 45 درصد رسیده و ما نیز به این سمت حرکت میکنیم، به نظر میرسد که تقسیم بازار بیمه به دوبخش زندگی و غیر زندگی، در حوزه مستقیم، روندی طبیعی است. شخصاً معتقدم که هیچ مانع مقرراتی برای این کار وجود ندارد و این امکان وجود دارد که استارت آن زده شود. حتی شاید بتوان چنین اقدامی را برای بیمهگران اتکایی نیز در نظر گرفت. به طور کلی، سندیکاهای موجود به همراه کمیسیونهای تخصصی، خلاهای موجود را پر کردهاند، اما به نظر نمیرسد که پاسخگوی تمامی نیازها باشند.
* آقای هادی در کنار جمعبندی به نظرتان وجود یک تشکل کارا و اثربخش ضروری است یا خیر؟
هادی: طرح موضوعات خاص و تخصصی بیمههای زندگی در یک مجموعه ویژه، که به طور خاص به این موضوعات میپردازد، بسیار موثرتر از یک سندیکای عمومی است که به تمام رشتههای بیمه میپردازد. در حال حاضر، شرکتهای بیمه با انواع مختلف بیمهها، از جمله بیمههای درمان و شخصی، درگیر هستند و مباحث تخصصی بیمههای زندگی به طور جداگانه نیاز به توجه دارند.
به عنوان مثال، آییننامه 68 که در حال حاضر در حال بررسی و اصلاح توسط بیمه مرکزی و گروههای مختلف اکچوئری است، یک آییننامه مهم و تاثیرگذار است. اما نتایج حاصل از این بررسیها تا کنون نادرست بوده است. مثلاً در موضوع مالیات، که باید به عنوان مشوقی برای بیمههای زندگی در نظر گرفته شود، آییننامههای جدید گنجانده شدهاند که ارتباطی به بیمههای زندگی ندارند و میتوانند مانع فروش بیمههای زندگی یا تضییع حقوق بیمهگذاران شوند. بنابراین، نیاز است که یک تشکل تخصصی برای بیمههای زندگی تاسیس شود تا به طور ویژه به این مسائل پرداخته و از تضییع حقوق بیمهگذاران جلوگیری کند.
* آقاي حرفت، شما هم نظرتان را درباره ایجاد یک تشکل صنفی مختص شرکتهای بیمه زندگی بفرمایید
حرفت: با توجه به اینکه در حال حاضر شرکتهای تخصصی بیمههای زندگی به طور کامل دنبال نمیشود، یکی از راههای سریع و موثر این است که صدای اینبخش را به بیمه مرکزی منتقل کنیم، تا بتوانیم در تدوین آییننامهها و مقررات تأثیرگذار باشیم. تجربه من در نهاد ناظر نشان میدهد که یکی از روشهای مؤثر، تقویت سندیکای بیمهگران است. این سندیکا میتواند به عنوان یک کانال برای استیفای حقوق شرکتهای بیمه زندگی عمل کند و کمک کند تا نیازها و مطالبات اینبخش به درستی به بیمه مرکزی منتقل شود.



نظر شما چیست؟