صفری: تمرکز در شبکه پرداخت، ریسک اختلال فراگیر را افزایش می‌دهد

معاون سابق فناوری بانک سپه با تأکید بر ضرورت بازنگری در معماری بانکی و پرداخت گفت: تاب‌آوری واقعی، صرفاً با سایت پشتیبان ایجاد نمی‌شود؛ بانک‌ها باید بتوانند در زمان اختلال زیرساخت‌های مرکزی، بخشی از خدمات حیاتی خود را به‌صورت مستقل و با مسیرهای جایگزین ادامه دهند.

به گزارش پایگاه خبری بانکداری الکترونیک، بهزاد صفری، معاون سابق فناوری بانک سپه، در پنل «تاب‌آوری سایبری و تداوم خدمت بانکی» رویداد «چهارگوشه این بام» گفت: ساختار نظام بانکی و پرداخت کشور برای افزایش تاب‌آوری در شرایط بحران، به بازنگری نیاز دارد. به گفته او، تمرکز بالای سامانه‌ها و وابستگی گسترده خدمات به تعداد محدودی زیرساخت مرکزی، می‌تواند دامنه یک اختلال را به بخش بزرگی از شبکه بانکی و پرداخت تسری دهد.

وی با اشاره به تجربه جنگ ۱۲روزه افزود: این دوره از آن جهت دشوار بود که شبکه بانکی با مجموعه‌ای از رخدادهای هم‌زمان سایبری و عملیاتی مواجه شد؛ رخدادهایی که برخی از آن‌ها پیش‌تر در سناریوهای بحران، به‌طور جدی پیش‌بینی نشده بودند.

صفری، توجه به ساختار مالکیت و وابستگی ارائه‌دهندگان خدمات را یکی از درس‌آموخته‌های این دوره دانست و گفت: در شرایط بحران، ممکن است یک پیمانکار یا ارائه‌دهنده خدمت به چند بانک سرویس دهد و در عین حال، به یکی از آن بانک‌ها وابستگی مالکیتی یا مدیریتی داشته باشد. در چنین موقعیتی، احتمال تعارض در اولویت‌بندی خدمات وجود دارد.

وی تأکید کرد: بانک‌ها باید هنگام انتخاب پیمانکار، صرفاً توان فنی و قیمت را ملاک قرار ندهند؛ بلکه ساختار سهامداری، وابستگی‌های سازمانی، ظرفیت خدمت‌رسانی هم‌زمان در بحران، طرح تداوم کسب‌وکار و امکان استفاده از جایگزین‌های عملیاتی را نیز در ارزیابی و قراردادهای خود لحاظ کنند.

 

سایت پشتیبان، بدون سناریوی عملیاتی کافی نیست

معاون سابق فناوری بانک سپه با تشبیه مدیریت بحران به ترکیب تکنیک و تاکتیک در فوتبال اظهار کرد: در حوزه فناوری اطلاعات، ظرفیت فنی و نیروهای توانمند در اختیار داریم؛ اما مسئله اصلی، نحوه استفاده از این ظرفیت‌ها و هماهنگی عملیاتی در لحظه بحران است.

وی افزود: ایجاد سایت پشتیبان به‌تنهایی به معنای تاب‌آوری نیست. باید از پیش مشخص باشد که سایت جایگزین در چه سناریویی فعال می‌شود، چه سرویس‌هایی را پوشش می‌دهد، داده‌ها با چه نقطه بازیابی‌ای بازمی‌گردند و بانک در چه بازه زمانی می‌تواند خدمت حیاتی را از مسیر جایگزین ارائه کند.

صفری گفت: اگر انتظار داریم بانک‌ها در شرایط بحران بتوانند به‌صورت مستقل یا Stand Alone فعالیت کنند، باید ساختار وابستگی آن‌ها به سامانه‌های مرکزی، سوئیچ‌ها و سرویس‌های مشترک بازنگری شود. مقصود از فعالیت مستقل، قطع ارتباط کامل بانک با شبکه ملی نیست؛ بلکه منظور، حفظ حداقل خدمات حیاتی در صورت اختلال در یک یا چند زیرساخت کلیدی است.

بازنگری در وابستگی فراگیر به کارت و تراکنش برخط

وی با اشاره به وابستگی بالای پرداخت‌ها به کارت اظهار کرد: به گفته صفری، بیش از ۹۰ درصد تراکنش‌های کشور به‌صورت کارتی انجام می‌شود؛ در حالی که همه تراکنش‌ها الزاماً نیازمند استفاده از کارت یا اتصال برخط نیستند.

صفری افزود: باید تفکیک کنیم کدام تراکنش‌ها واقعاً به تأیید لحظه‌ای و ارتباط آنلاین نیاز دارند و کدام خدمات را می‌توان با ابزارهای جایگزین، سقف‌های کنترلی، مدل‌های اعتباری یا سازوکارهای آفلاین ارائه کرد. این بازنگری می‌تواند فشار بر سامانه‌های متمرکز را کاهش دهد و در زمان اختلال، امکان ارائه خدمت را حفظ کند.

وی تمرکز بالای سامانه‌های بانکی و پرداخت را یکی دیگر از ریسک‌های مهم دانست و گفت: اگر برای یک زیرساخت کلیدی، مانند سوئیچ شاپرک، اختلالی رخ دهد، اثر آن می‌تواند به کل شبکه پرداخت سرایت کند. همچنین درباره سامانه‌هایی نظیر صیاد و چکاوک باید سنجید که اختلال در هر جزء، چه میزان از فرآیندهای بانکی و کسب‌وکاری مشتریان را متوقف می‌کند.

صفری تأکید کرد: مسئله، نفی یکپارچگی یا تمرکز در همه لایه‌ها نیست؛ بلکه باید از ایجاد نقطه شکست واحد در خدمات حیاتی پرهیز شود. معماری مناسب، معماری‌ای است که اختلال در یک سامانه، به ازکارافتادن فراگیر شبکه بانکی و پرداخت منجر نشود.

 

تاب‌آوری؛ محصول آمادگی پیش از بحران

وی در پایان گفت: پس از وقوع حادثه نباید صرفاً به واکنش بسنده کرد. تاب‌آوری از پیش از بحران شکل می‌گیرد؛ از شناسایی وابستگی‌ها، آزمون سناریوهای اختلال، ارزیابی ظرفیت پیمانکاران، تعیین سرویس‌های حیاتی و طراحی مسیرهای جایگزین.
تفسیر: مسئله، بازطراحی «وابستگی» است
سخنان صفری، تاب‌آوری را از سطح تأمین تجهیزات امنیتی یا ایجاد یک مرکز داده پشتیبان فراتر می‌برد. در معماری بانکی، ممکن است یک بانک دارای دیتاسنتر جایگزین و نسخه پشتیبان باشد، اما همچنان برای ارائه خدمت به سوئیچ پرداخت، سامانه‌های هویتی، سرویس‌های بین‌بانکی، تأمین‌کنندگان نرم‌افزار یا کانال‌های ارتباطی وابسته بماند. در چنین وضعیتی، سایت پشتیبان الزاماً به تداوم خدمت منجر نمی‌شود.
تمرکز در زیرساخت‌ها، در وضعیت عادی مزایایی چون یکپارچگی، کنترل، کاهش هزینه و سهولت نظارت دارد؛ اما اگر مسیر جایگزین و استقلال حداقلی طراحی نشود، همان تمرکز به نقطه شکست واحد تبدیل می‌شود. بنابراین، پرسش اصلی برای نهاد ناظر و بانک‌ها این نیست که «چند سایت پشتیبان داریم؟»؛ بلکه این است که «در صورت از دسترس خارج‌شدن هر گره کلیدی، کدام خدمات حیاتی، با چه ظرفیتی و در چه زمانی قابل ارائه باقی می‌مانند؟»
همچنین، وابستگی به پیمانکاران باید بخشی از نقشه ریسک عملیاتی بانک تلقی شود. پیمانکارِ دارای مشتریان متعدد، در زمان بحران با مسئله تخصیص ظرفیت و اولویت‌بندی مواجه می‌شود؛ بنابراین بانک‌ها باید در قراردادهای خود، سطح خدمت در بحران، امکان انتقال خدمت، دسترسی به مستندات، آزمون‌های دوره‌ای و سازوکار جایگزین را صریح و قابل سنجش پیش‌بینی کنند.
جمع‌بندی
تاب‌آوری سایبری بانک‌ها با داشتن سایت پشتیبان یا واکنش پس از حادثه سنجیده نمی‌شود؛ معیار اصلی، توان تداوم خدمات حیاتی در زمان اختلال زیرساخت‌های کلیدی است.
کاهش وابستگی فراگیر به تراکنش‌های کارتی و برخط، همراه با حذف نقاط شکست واحد، می‌تواند دامنه سرایت بحران در شبکه پرداخت را محدود کند.
بازطراحی معماری فنی، قراردادی و عملیاتیِ وابستگی‌ها باید به یک اولویت مشترک برای بانک‌ها، پیمانکاران و نهاد ناظر تبدیل شود.

نظر شما چیست؟