صنعت بانکی به خوبی با آمار کار میکند و در صنعت پرداخت آمار رسمی وجود دارد / خطا جزو لاینفک موضوع است و میتوان در نقطهای یک درصد خطا را پذیرفت / برخی افراد به دنبال شبکههای هوشمند و عصبی میروند که اغلب رفتن به سراغ چنین زیرساختهایی ضرورت ندارد / اگر تراکنشها خُرد و خُردتر شوند هزینه بسیار بالایی را به کشور تحمیل میکنند.
به گزارش پایگاه خبری بانکداری الکترونیک، شرکتها ممکن است دچار سستی و کم کاری در تشخیص تقلب باشند و پذیرنده با ایجاد تراکنش صوری، سعی در گرفتن امتیازاتی مانند برنده شدن در جشنواره ها، از شرکت PSP باشد و باید خود شرکت این تراکنش ها را کشف و جلوی آن را بگیرد.
بخش دوم میز گرد بررسی کیفیت آمار صنعت پرداخت اعم از شتاب و شاپرک با حضور عبدالحمید منصوری مدیر عامل شرکت سامانه های یکپارچه فردا، محمدرضا جمالی مدیر عامل شرکت نبض افزار و سعید احمدی پویا کارشناس ارشد حوزه پرداخت پرداخت الکترونیکی و معاون سابق توسعه و نظارت شاپرک را در ادامه بخوانید:
*مرزهای این نوع نگاه در انتشار آمار باید چطور تعیین میشود
منصوری: واحد رگولاتوری میتواند این مرز را تعیین کند، در دنیا برای این کار صنفها و گروههایی وجود دارند.
*آیا در ایران هم صنوفی برای تعیین مرز وجود دارند؟ آیا رگولاتور پولی مورد وثوق همه ذینفعان و مردم قرار دارد؟
منصوری: در حال حاضر خدشهای در آن وجود دارد، دوستان برای مدتی بدعتی در بانک مرکزی گذاشته بودند تا آمارها منتشر شود و بازیگران صنعت بتوانند حفظ جایگاه کنند، اما همگانی شدن به این معنا نیست که اطلاعات را در اینترنت قرار داده تا همه بتوانند به آن دسترسی پیدا کنند. در دنیا نیز برای دسترسی سازمانهای آماری وجود دارد که حداقل نسبت به افرادی که تمایل به کسب اطلاعات دارند شناسایی اولیه انجام میشود.
*آیا در ایران چنین مکانیزمی وجود دارد یا سلایق تعیین میکنند چه اطلاعاتی منتشر بشود یا نشود. همچنین در رابطه با دادههای عمومی هم چنین نظری دارید؟
منصوری: در رابطه با نظام پرداخت و جامعة غیررسمی میتوان دسترسی به اطلاعات نظام پرداخت توسط دانشجویی در ایران را در مقابل دانشجویی در آمریکا یا اروپا مثال زد.
*اما در ایران شبکه پرداخت دولتی و اطلاعات لزوم به انتشار دارد، اما ممکن است در آنجا دولتی نباشد.
منصوری: ما در رابطه با نظام پرداخت صحبت میکنیم و کاری به دولتی بودن نداریم.
*وجود شاپرک به عنوان یک نهاد حاکمیتی بدان معنا است که عموم به هر حال انتشار اطلاعات را مطالبه میکند؟! ضمن اینکه در بخش خصوصی هم سازمان بورس شرکتها را ملزم میکند تا اطلاعاتشان را افشا کنند تا باعث فساد نشود.
منصوری: بله درست است ولی در خارج از ایران هم به هر حال مسائلی هست که بعد مدت زمانی شاهد فساد هستیمباید منتشر شود.
*یکی از ابزارهای انتشار مطالب را میتوان ماهنامه نیلسون رپورت برشمرد که همیشه اطلاعات را منتشر میکند.
منصوری: آیا از جمعآوری اطلاعات آنها مطلع هستید؟ نیلسون رپورت دادههای خصوصی را از جایی گرفته و شروع به انتشار آن میکند، درست است که یکی، دو شماره ابتدایی را به صورت رایگان در اختیار میگذارد اما برای داشتن باقی نسخهها باید عضو شوید.
*گفتید که در حال حاضر دسترسی وجود دارد؟!
منصوری: اطلاعات آماری ما اخیرا توسط بانک مرکزی محدودتر شده، اما سابق بر این همه میتوانستند آن را مشاهده کنند.
*چه دلیل سبب جلوگیری از انتشار اطلاعات شد؟ آیا میتوان تراکنشهای موبایلی و ناموفق را از عوامل آن دانست؟
منصوری: نمیدانم، اکنونشاید، هنوز هم با همین مسائل روبهرو هستیم.
*بله، اما شکل آن متفاوت است.
منصوری: بله، انتشار اطلاعات نسبت به سالهای پیش مقداری مشهودتر شده، اما لزومی ندارد به صورت عمومی در اختیار همه قرار گیرد.
*اما این مساله را شبکه بانکی باید تشخیص دهد.
منصوری: بنده هم نظر کارشناسیام را بیان کردم. سامانههای حکمتمدار که چند سالیست مطرح شده را در نظر بگیرید، دانشمحور بودن، تجزیه و تحلیل براساس داده و تصمیمگیری مدیر برای انجام کارها قابلتوجه است. سازمانهای حکمتمدار براساس شاخصهای مدنظر جناب دکتر جمالی حکم صادر میکنند و این حکم اجباراً توسط سیستم انجام میشود. در چنین شرایطی نمیتوان گفت اگر جلوی فلان تراکنش را بگیرید از فردا نمیتوان تراکنشهایی با این کد داشت و باید از ورود آنها جلوگیری کرد، میتوان تراکنشهای ناموفق را با کدهای متفاوت تعریف کرد و حتی به فرض مثال مدیر در رابطه تراکنش 12 بگوید که ناموفق نیست، در این شرایط اگر باید شاخصها تعریف شوند . مدیران براساس تجربه تصمیم میگیرند. گاهی گفته میشود فلان مدیر تجربهاش خوب است و میداند چه اتفاقی میافتد و مدیر از طریق تجربهاش تصمیم میگیرد که عملیات یک تراکنش یا کارت را متوفق کند یا خیر، این تجربه براساس رخدادهای قبلی به دست آمده است. درحالحاضر وقتی اتفاقات متفاوت ذهن و انتزاع مدیر را تبدیل به شاخص میکنند، نتیجه قابل اجرا میشود، مگر اینکه تغییر کرده باشد. بنابراین آمار از نظر تجزیه و تحلیل به درستی برای بهبود سیستمها استفاده میشود، اما نمیتوان گفت کافیست. بهاین ترتیب میتوان گفت شکینیست که صنعت بانکی به خوبی با آمار کار میکند و در صنعت پرداخت آمار رسمی وجود دارد، اما متأسفانه در صنایع دیگر و حتی برنامهها و بودجههای تنظیم شده توسط دولت فقدان تجزیه و تحلیل آماری دیده میشود.
*آیا در رابطه با تراکنشهای ساتنا اطلاعی دارید؟
منصوری: خیر، بانک ها امار دقیق تراکنش های ساتنا خود را دارند و بانک مرکزی هم تمامی تراکنش هیای ساتنا را دارد.چکس غیر از بانک مرکزی در این مورد اطلاع ندارد.
جمالی: زیرساختهای ایجادشده در بانکها و شرکتهای PSP برای ذخیره تراکنشها وجود دارد و هر شرکت و بانک به صورت جداگانه اطلاعات تراکنشهای خود را در سوییچها و زیر ساختهای سامانه متمرکز خود ذخیره میکنند. هر بانک زیر ساخت لازم برای تراکنشهای خرید و بانکی را دارد. بانکها در سامانه متمرکزشان سندهای ساتنا و پایا را ثبت میکنند. اطلاعات کل ساتنا هم به صورت متمرکز در بانک مرکزی و زیرساختهای حاکمیتی که جزئی از شبکه NIBN بانک مرکزی است وجود دارد. منتشر کردن آن بحث دیگری است که البته مشاهده میکنیم فدروال رزور و رگولاتورهای بزرگ آمار فدوایر و دیگر زیرساختهای بینبانکی را منتشر میکنند. آمار سوییفت هم به صورت منظم منتشر میشود.
*توجه داشته باشید که آمار دقیق بعضا سال بعد منتشر میشود، درصورتیکه میتوان به صورت آنلاین و لحظهای آن را نشر کرد.
جمالی: اینطور نیست که هر چیزی که انلاین باشد خوب است. باید توجه کنیم که هدف از ارائه زیرساختهای آماری و هوش تجاری و عملیاتی ارایه اطلاعات درست، در زمان درست به شخص درست است. یک رئیسکل ممکن است در یک زمان خاص نیاز به اطلاعات مناسب برای تصمیمگیری باشد و اینکه این اطلاعات با فرکانسهای مختلف نیاز است مسالهای است که در نظر گرفته نمیشود. به طور کلی دو دسته سیستمهای آماری و تحلیلی مطرح میشود که یک دسته جز هوش عملیاتی هستند و دسته دوم هوش تجاری هستند. یکی در لحظه کار میکند و بیشتر برای فعالیتهای مونیتورینگ استفاده میشود. دیگری روی دادههای گذشته از یک روز تا چند سال کار میکند.
*با دیدگاهی شناختی میتوان آمار را به عنوان مسالهای حاکمیتی مطرح کرد، بنابراین عدم شناخت کافی بانک مرکزی در بخش پرداخت یکی از چالشهای موجود است؟
جمالی: اگر درقالب شناختی بخواهیم صحبت کنیم سیستمهای شتاب، شاپرک، ساتنا، پایا، کارتخوان و خودپرداز همگی به عنوان سیستم موتوری شناخته میشوند و اینکه چرا حاکمیت خودش نقش موتوری را برعهده گرفته است جای سوال دارد. بانک مرکزی نیازمند یک سیستم عصبی مناسب برای رگولاتوری مناسب است که مثل مغز که اطلاعات را از همه جا به صورت مناسب دریافت میکند و حتی اطلاعات گذشته را ذخیره میکند تصمیم مناسب بگیرد. بر مبنای مدلهای شناختی ساختار کنونی بانک مرکزی درست طراحی نشده است و مغز و سیستم عصبی برای تحلیل و تصمیم درست وجود ندارد.
وقتی سیستم عصبی درست عمل نکند و اطلاعات پردازش نشوند و برای تصمیمسازی در لایههای مختلف به کار گرفته نشود ما با اختلال در عملکرد مواجه میشویم. ممکن است این رفتارها رفتارهای پارکینسونی مشابه با بیماری پارکینسون باشد که بانک مرکزی برای رسیدن به هدف یک مسیر را نمیتواند دنبال کند و کنترل لازم را ندارد. یا ممکن است اتفاقی بیفتد و یک عضوی در حال آسیب دیدن باشد ولی بانک مرکزی اصلا متوجه نشود که نمونه عدم نظارت درست بانک مرکزی را در حوزههای نقدینگی و ارز و کارمزدها مشاهده میکنیم.
همانطور که مشتق در یک تابع پیوسته، جهت مناسب برای رسیدن به ماکزیمم یا نقطه بهینه را مشخص میشود، آمار و تحلیل آماری درست نیز جهت مناسب برای حرکت دادن سیستم را نشان میدهد. در اینجا با دو بحث روبهرو میشویم؛ داده و روش پالایش آن که بتوانیم به مدلهای موردنظر برسیم و شاخصها که متغیرهای اساسی سیستم را نشان میدهند و جهت حرکت را به ما نشان میدهد. تعریف شاخص بسیار بسیار مهم است که دیده میشود خیلی وقتها ما به آن توجه کافی نمیکنیم و شاخص اشتباه ما را به بیراهه میبرد.
*آیا میتوان گفت شاخصهای طراحی شده در مسیر مناسب قرار دارند؟
جمالی: در این زمینه ما مشکل زیاد داریم و در بولتن شاپرک خیلی از شاخصها قابل دفاع نیستند. شاخص کارآیی کارتخوان را در نظر بگیرید که سبب زمینخوردن ما خواهد شد زیرا آن را بر مبنای تعداد تراکنش تعریف کردهایم نه بر مبنای میزان گردشی که ایجاد کرده است. اگر تراکنشها خُرد و خُردتر شوند هزینه بسیار بالایی را به کشور تحمیل میکنند، استفاده مناسب از داده و تعریف شاخصها دانش مناسب میخواهد که لازم است با در نظر گرفتن فیزیک حاکم بر کسبوکار، مشکلات، چشمانداز و تجربه جهانی تعریف شوند.
*آیا تصمیمگیران انتظارات خود را شناختهاند تا براساس این شاخصها نظام آماری شکل گیرد؟
جمالی: خیر بنده معتقدم که طراحی به صورت بالا به پایین در سیستمهای آماری به جواب نمیرسد و همانطور که در طبیعت سیستمهای عصبی در تکامل و دوره طولانیتر و به صورت پایین به بالا رشد کردهاند لازم است که سیستمهای هوش تجاری و آماری نیز به صورت پایین به بالا رشد کنند.
*تصمیمسازان باید چه انتظاراتی از آمار داشته باشند؟
منصوری: باید توجه داشته باشیم روزی که نظام پرداخت راهاندازی شد با وضعیت کنونی بسیار متفاوت است، لازم به ذکر است که امسال نظام پرداخت و سیستم بانکی در بحرانهای پایان سال کمترین کمتر دچار عارضه را متحمل شدندشده است و حجم تراکنشها طبق آمارهای رسمی بیان شد.
جمالی: نمیتوان خطاهای موجود را انکار کرد و در سه روز پایانی خطا به بالاتر از 10 درصد رسید. لازم به ذکر است که برای اولین بار در چند سال اخیر در سال 96 شاهد بالا رفتن خطا نسبت به سال قبل آن در اسفندماه و کل سال بودیم.
منصوری: بله، اما نمیتوان نسبت وضعیت رشد آماری و رشد مباحث موجود را نادیده گرفت، تجزیة و تحلیل و استفاده از دادههایی که انحرافات آن توسط کارشناسان به مدیران اعلام شده بسیار قابلتوجه است، به هر ترتیب مدیران تا جایی که بودجه و مقررات اجازه دهد تمایل به بهبود روند فعالیت خود دارند و از یک جا به بعد باید مشخص شود چه عارضهای از بهبود روند جلوگیری میکند. خطا جزو لاینفک موضوع است و میتوان در نقطهای یک درصد خطا را پذیرفت. باید آگاه باشیم که مطالعات و زیرساختِ دادهها مناسب است، اما برای آینده کافی نیست. در حال حاضر با بحث دلپذیری مشتری روبهرو هستیم که وقتی هر فرد سرویسی دریافت میکند باید درک کرد که آیا رضایت کافی دارد یا خیر نه اینکه از مشتری در این رابطه سئوال شود، بنابراین باید به سمت ادراک و شناخت بیشتر حرکت کنیم. به عنوان مثال حالت صورت مشتری میتوان طی 10 ثانیه دلپذیری را افشاء کند. چنین دیتاهایی امروزه در دنیا کاربردی شدهاند و هر روز با نقاط کلیدی و تحلیل افکار سیستمی روبهرو هستیم.
*آیا نقاط گنگ وجود ندارند؟
منصوری: اتفاقا نقطه گنگ داریم، به فرض مثال اگر بخواهیم به دلپذیری هوشمند یا سیستم ارادی دست پیدا کنیم، نرمافزار حاکم بر سیستم کسبوکار را تجزیه کرده و شناخت پدید میآورد.
*فاصله ما با دنیا در این زمینه چقدر است؟
منصوری: دیگر کشورها هم هنوز به این مرحله نرسیدهاند، اما در هر صورت وقتی چنین چشماندازی را برای آینده دنبال میکنند مبنای آن رسیدن به سامانهای است که براساس آمارهای با دقت بسیار بالا تجزیه، تحلیل و شناخت انجام میدهد، اما نقشه راهی که در کشور ترسیم کردهایم کافی نیست، مدیران باید آموزش بیشتری ببینند و حتی نسلها تغییر کنند.
*چشماندازی که ترسیم میکنید برای 20 سال آینده است؟
منصوری: بله، اما اگر قصد تجزیه و تحلیل داشته باشیم دادهها سبب بهبود میشوند، اما مواقعی هم وجود دارد که اطلاعات خوبی نداریم و بهبودی رخ نمیدهد.
*درصد سلامت آمارها مقداری مسالهساز است، با توجه به کیفیت دادههای خام به نظر شما چقدر میتوان به صحت آمارها اطمینان کرد؟
احمدیپویا: ابتدا باید نکتهای در تکمیل فرمایش جناب منصوری بیان کنم؛ در رابطه با اینکه آمار در دسترس همگان قرار گیرد صحبت آقای منصوری را بنده به این صورت تکمیل کنم که در خصوص شاخصهای امنیتی و ممیزی، محرمانگی آمار و اطلاعات باید حفظ شود و اطلاعات باید در اختیار افراد ذیصلاح باشد. به عنوان نمونه، امکان ندارد که شاپرک شاخصهای ممیزی و امنیتی یک شرکت را، در اختیار عموم یا شرکتهای دیگر قرار بدهد؛ این اطلاعات بهصورت محرمانه، فقط در اختیار مدیرعامل هر شرکت قرار میگیرد تا او طبق صلاحدید خود، اطلاعات را در اختیار زیرمجموعه خویش قرار بدهد؛ لذا درخصوص شاخصهای امنیتی و ممیزی، محرمانگی اطلاعات، مهمترین خصیصه است. اما روی صحبت بنده بر شاخصهای عملکردی است که قابلیت افشاء دارد. همانطور که در حسابداری اصل افشاء وجود دارد، در شاخصهای عملکردی نیز باید افشاء کامل داشته باشیم تا عملکرد بازار مشخص شود. نکته دوم آمار ساتانا و پایاست که در بولتن ادواری نظام پرداخت در سایت بانک مرکزی گذاشته شده است، اما باید توجه داشت که آخرین آمار متعلق به مهرماه 95 است، یعنی اگر پژوهشگر یا تحلیلگر قصد استفاده از این اطلاعات را داشته باشند با توجه به زمان انتشار آن، برایش هیچ فایدهای ندارد و این مساله دقیقا یکی از نقصانهای مهم است که در صحبت¬های قبلی اینجانب بیان شد. طبیعی است که اطلاعات باید زمانی در اختیار پژوهشگران قرار گیرد، که تازگی خود را از دست نداده باشد و به عنوان نمونه تحلیگران بتوانند عملکرد ابزارهای پرداخت در سه ماه گذشته را تحلیل کنند.
در رابطه با کیفیت دادههای خام باید گفت این مساله از اهمیت ویژهای برخوردار است. همانطور که بیان شد، وقتی تعاریف مفاهیم یکسان شود، بسیاری از ابهامات برطرف خواهند شد. جناب دکتر شاخصی را مثال زدند که این شاخص تعریفی دارد و وقتی این تعریف بیان میشود پژوهشگری مانند دکتر جمالی میتواند در ارتباط با آن بحث کرده، ایراد بگیرد و انتقاد کند، اما وقتی تعاریف را بیان نمیکنیم، مصداق بارز بیت «هر کسی از ظن خود شد یار من » میشود و ممکن است اشتباهی در محاسبه پدید آید. طبق مثال جناب منصوری ممکن است، کسی تراکنش با کد خطای 12 را تراکنش ناموفق اعلام کند، اما برخی دیگر، آن را جزء تراکنشهای موفق محاسبه که نهایتا منجر به آمارهای ناهمسان خواهد شد. تعریف دقیق مفاهیم و نحوه محاسبه شاخصها، ناهمسانی را از بین خواهد برد. وقتی روش محاسبه مشخص شود، شفافیت بالا میرود و هر کس میداند آمار چه شرایطی دارد و بر مبنای آن بحث میکند. نیلسون ریپورت هم چنین کاری انجام داده و براساس روشی کاملا شناختهشده، آمارهای خود را ارائه میکند. بنابراین گاهی اوقات میتوان گفت آمارهای که از نظر ما اشتباه است، تعمدی در کار نیست و هر کس آمار را از نگاه خودش و با روش محاسباتی خودش، منتشر کرده است، دلیل ارائه آمار متفاوت شاخص تولید ناخالص داخلی یا GDP که توسط مرکز آمار و بانک مرکزی اعلام میشود، همین نکته است.
*به نظرم علت این مساله تراکنشهاIL هستند، خیلی از تراکنشها ممکن است صوری باشند و شما مطلع نباشید، آیا میتوان این موضوع را محل اشکال دانست؟
منصوری: به نظرم آقای دکتر جمالی بهتر میتوانند بگویند که آیا میتوان تراکنشهای صوری را با شاخصهای موجود به راحتی تشخیص داد یا خیر.
جمالی: بله از طریق الگوی فعالیت کسبوکار چنین تشخیصی امکانپذیر است.
منصوری: بله، اما شاخصها هم از اهمیت بسزایی برخوردارند، به فرض مثال دریچه کارتها را تصور کنید که در دو دقیقه نمیتواند بیش از حد مشخصی تراکنش داشته باشد، به هر حال یک کار فیزیکی است و اگر از حدی بالاتر رفت مسلما اما شاخصها خیلی مهم هستند، طبیعتا دریچه کارتخوان در دو دقیقه بیش از حد مشخصی نمیتواند تراکنش داشته باشد زیرا کار فیزیکی است و بالاتر رفتن از حد خاصی نشاندهنده عدم صداقت در این موضوع است.
احمدیپویا: نکتهای مورد نظر جناب منصوری اهمیت بسیاری دارد، باید دید یک کارتخوان چند تراکنش در ثانیه را میتواند ثبت کند و گزارشات بیشتر از حد مشخص شده، نمیتواند واقعی باشد.
*اگر در نظر بگیریم که یک شرکت یک میلیون دستگاه POS دارد، تعداد تراکنشها به کل توزیع خواهد شد و به دست آوردن سرانه هر کارت قابل تشخیص نیست و نهایتا چیزی که منتشر میشود اهمیت دارد.
احمدیپویا: گزارش تراکنش¬های مشکوک به تخلف، در رده¬بندی گزارشات محرمانه یک شرکت است که شاپرک چنین گزارشاتی را تهیه میکند، اما تنها در اختیار خود آن شرکت و بانک مرکزی قرار میدهد.
منصوری: باید توجه داشته باشید که تمام تراکنشها از کانال PSP به شاپرک میرود.
*آیا افرادی که از بیرون مطالعه میکنند متوجه صوری بودن این تراکنشها میشوند؟
احمدیپویا: خیر مشخص نیست.
ادامه دارد…
بخش اول میزگرد را اینجا بخوانید.
منبع: ماهنامه بانکداری آینده شماره 31 اردیبهشت 97
نظر شما چیست؟