سفیر ایران در واتیکان به استقبال مولاوردی و هیأت همراه آمد. ورود به رم، ورود به اعماق تاریخ است؛ گویی تمامی شهر را در میان یک موزه ساختهاند. گوشه گوشه رم بویژه در مناطق مرکزی، مملو از آثار باستانی است که به خوبی حفظ شدهاند.
به گزارش پایگاه خبری بانکداری الکترونیک، صبح 22 بهمن؛ قرار بود ساعت 9 و 45 دقیقه از فرودگاه امام (ره) عازم دوحه – پایتخت قطر – شویم و از آنجا به طرف رم، پایتخت زیبای ایتالیا، پرواز کنیم. بخاطر نگرانی از شلوغی مسیر منتهی به فرودگاه، ساعت یک ربع به 8 در فرودگاه حاضر شدم. قرار بود همراه هیأتی به ریاست شهیندخت مولاوردی – معاون رئیسجمهور در امور زنان و خانواده – راهی پایتخت کاتولیکهای جهان شویم.
غروب، به فرودگاه «فیومیچینو» رم رسیدیم. سفیر ایران در واتیکان به استقبال مولاوردی و هیأت همراه آمد. ورود به رم، ورود به اعماق تاریخ است؛ گویی تمامی شهر را در میان یک موزه ساختهاند. گوشه گوشه رم بویژه در مناطق مرکزی، مملو از آثار باستانی است که به خوبی حفظ شدهاند.
ساعت 8 و نیم صبح فردا، روز پرکار هیأت ایرانی در رم آغاز شد. هنگام صرف صبحانه در هتل متوجه تجمع تعداد زیادی پلیس در آن سوی خیابان شدم. پلیسهای راهنمایی و رانندگی شهر رم در اعتراض به پایین بودن میزان دستمزدشان تجمع کرده بودند؛ البته از خشونت و درگیری خبری نبود. با توجه به اینکه روز پرکاری در پیش داشتیم، فرصت بیشتری برای پرس و جو و تماشای تجمع پیدا نکردم. ابتدا به دیدار اسقف اعظم پالیا – وزیر امور خانواده واتیکان و رئیس شورای پاپی خانواده – و نیز هیأتی از این شورا رفتیم. این دیدار در محل شورای پاپی خانواده برگزار شد. در و دیوار این مکان با تابلوهایی مذهبی و زیبا تزئین شده بود. در اتاق پشتی، کتابخانه سفید بزرگی خودنمایی میکرد که در آن علاوه بر کتاب، چند مجسمه و صنایع دستی دیده میشد. استقرار این کتابخانه رازی در خود نهفته داشت که اسقف پالیا شب آخر آن را فاش کرد.
اسقف پالیا از آن مردهای میانسال، خوشرو و مهماننوازی است که فضای یک مذاکره رسمی را به گفتوگویی صمیمانه تبدیل میکند. صحبت با او و هیأت شورای پاپی به درازا کشید؛ بنابراین به سرعت عازم دیدار با پاپ فرانسیس شدیم. زمانی که به مقصد رسیدیم، پاپ هنوز برای ملاقات آماده نبود. به همین خاطر درحالی که سوار بر خودرو بودیم، در واتیکان کمی گردش کردیم. واتیکان، دولتشهری مستقل در درون شهر رم، محل اقامت پاپ، رهبر کاتولیکهای جهان و مرکز کلیسای کاتولیک است که با مساحتی در حدود 44 هکتار و جمعیت حدود 800 نفری، کوچکترین و کمجمعیتترین کشور مستقل دنیا محسوب میشود. در این دولتشهر، انواع گیاهان از نقاط مختلف دنیا و مجسمهها و ساختمانهای زیبا از جمله اقامتگاه بندیکت شانزدهم، پاپ قبلی که از مقامش کنارهگیری کرد قرار دارد.
پس از واتیکانگردی، به محل ملاقات رسیدیم. سربازان سوئیسی با یونیفرمهای قرمز، زرد و آبی خود از این مقر محافظت میکنند. قدمت حضور این سربازان در واتیکان به زمان پاپ ژولیوس دوم برمیگردد. در سال 1505 پاپ ژولیوس دوم تصمیم گرفت یگان محافظی برای واتیکان فراهم کند. در آن زمان نیزهداران سوئیسی از نخبهترین واحدهای پیاده نظام اروپا بودند و اغلب به صورت مزدور در خدمت دیگر کشورهای اروپایی قرار داشتند. پاپ ژولیوس دوم تعدادی از این نیزهداران را به خدمت کلیسا درآورد و وظیفه حفاظت واتیکان و گنجینههای آن را به آنان سپرد. این واحد 150 نفره اولین بار در روز 22 ژانویه 1506 وارد شهر رم شدند. این سربازان باید کاتولیک، مجرد، شهروند سوئیس و آموزش دیده ارتش سوئیس باشند.
پاپ برای استقبال از مولاوردی تا نزدیک درِ ورودی آمده بود. پس از استقبال از معاون رئیسجمهور در امور زنان و خانواده، با او به داخل اتاقی رفت و ما به اتاقی دیگر راهنمایی شدیم. در این اتاق تنها چند صندلی و میز و چند تابلو قرار داشت. یکی از کاردینالها، تشریفات چگونگی ملاقات با پاپ را به ما آموخت. هنگام ورود پاپ و مولاوردی، هیأت ایرانی باید بر اساس مقام در یک خط میایستادند. پس از سلام و احوالپرسی، مولاوردی و پاپ چند قدم جلوتر میرفتند و هدایا را رد و بدل میکردند و سپس پاپ و مولاوردی به جای قبلی خود بازمیگشتند و هریک از اعضای هیأت ایرانی نزد پاپ میرفتند و نام و سمت هریک از اعضای هیأت همراه را حجتالاسلام والمسلمین محمدطاهر ربانی – سفیر ایران در واتیکان – اعلام میکرد و یادمانی از پاپ دریافت و پس از تشکر، به جای قبلی خود بازمیگشت. در بخش پایانی مراسم، پاپ، مولاوردی و هیأت ایرانی عکس یادگاری میگرفتند. برای این کار، به ترتیب مقام و رتبه در کنار یکدیگر قرار گرفتیم.
دیدار هیأت ایرانی با مسئولان جامعه آسیزی
با وجود آنکه دیدار پاپ با مقامات کشورها معمولاً 15 دقیقه به طول میانجامید، دیدار مولاوردی با رهبر کاتولیکهای جهان بیش از 35 دقیقه طول کشید که نشاندهنده علاقه و اشتیاق پاپ به موضوعات مطرح شده و شنیدن نظرات مقامات ایرانی در زمینههای مختلف بویژه درباره خانواده بود.
پس از دیدار با پاپ، عازم ملاقات با کاردینال پارولین – نخستوزیر واتیکان – در کاخی مجلل شدیم. کاردینال پارولین به گرمی از هیأت ایرانی و همچنین مواضع ایران در زمینه مذاکرات هستهای و تلاش برای «جهان عاری از خشونت و افراطیگری» استقبال کرد. این دیدار هم بیش از پیشبینیهای انجام شده به طول انجامید. وقت ناهار که فرا رسید، به رزیدانس (محل اقامت) سفیر ایران در واتیکان برای شرکت در ضیافت ناهار رفتیم. مولاوردی و اسقف اعظم پالیا در آنجا با یکدیگر دیدار کردند. ضمن صرف غذای مفصل سفارت، با دیدگاههای پاپ و همراهانش درباره مسائل مربوط به خانواده بیشتر آشنا شدیم. به اعتقاد اسقف پالیا، فردگرایی باعث شده که جوانان کمتر به ازدواج و فرزندآوری تمایل داشته باشند.
جاده رم به آسیزی
برنامه بعدی، بازدید از جامعه سنت اجیدیو بود. سنت اجیدیو، قدیسی بود که به فقرا کمک میکرد و به یاد او جامعهای تشکیل شده است که با کمیته امداد حضرت امام(ره) هم همکاریهایی دارد. این جامعه بیش از 60 هزار عضو دارد و اهدافی مانند عبادت و کمک به نیازمندان را دنبال میکند. در و دیوار ساختمان این جامعه، پوشیده از نقاشیهای زیبایی بود که یکی از آنها بیشتر به چشم میآمد. در این نقاشی، آهویی از دست یک شکارچی به سنت اجیدیو پناه آورده و این قدیس، جان آهو را نجات داده است. این نقاشی بسیار مشابه روایت مشهور شیعیان، موسوم به ضامن آهو است.
صبح پس از صرف صبحانه عازم شهر «آسیزی» واقع در منطقه پروجا شدیم که دو ساعت با رم فاصله داشت. جاده آسیزی مانند جادههای شمال سرسبز و با خانههای ویلایی است و مانند شهر رم هوایی پاک و مطبوع دارد. در این شهر جامعه قدیس فرانسیس فعالیت میکند. این شهر زادگاه فرانسیس آسیزی بنیانگذار فرقه فرانسیسکن است. فرانسیس آسیزیایی از مشهورترین قدیسان مسیحی و از مقدسترین شخصیتهای عالم مسیحیت است. او که در اواسط قرون وسطی میزیست، تأثیر عمیقی بر الهیات و فلسفه غرب گذاشت. این قدیس به فقرا کمک میکرد و پاپ نیز نام خود را از این قدیس گرفته است.
یکی از صومعههای آسیزی
هیأت ایرانی با حضور در صومعهای مخصوص راهبها در آسیزی، با یکی از راهبهها دیدار کردند. در کنار راهبها به صرف ناهار پرداختیم. ناهار در تالار بزرگی صرف شد که در آن راهبها از گوشه گوشه دنیا حضور داشتند؛ از آسیای شرقی گرفته تا آمریکا و اروپا. با توجه به آنکه امکان صرف گوشت را نداشتیم از هیأت ایرانی با انواع غذاهای گیاهی و پاستا پذیرایی شد.
در برگشت از آسیزی، به ضیافت شام وزیر مهماننواز و خوشمشرب امور خانواده رفتیم. در پایان این دیدار که آخرین گفتوگوی هیأت ایرانی با اسقف اعظم پالیا محسوب میشد، او راز کتابخانه سفید بزرگ محل ملاقات با شورای پاپی را فاش کرد و گفت: تا روز قبل از دیدار با شما، یک نقاشی از بدنی برهنه به جای کتابخانه قرار داشت. با توجه به اعتقادات مسلمانان، تصمیم گرفتیم نقاشی را پنهان کنیم. بنابراین طی حدود 12 ساعت این کتابخانه را بهجای آن نصب و مقابل تابلوی نقاشی را پرکردیم. از او پرسیدیم که با توجه به اتمام دیدارهایتان با هیأت ایرانی، آیا قصد برداشتن کتابخانه از محل فعلیاش را دارید؟ اسقف اعظم پالیا گفت: نه؛ چنین قصدی نداریم. جای کتابخانه خوب است.
شنبه، آخرین روز اقامت ما در رم بود. ابتدا به موزه واتیکان رفتیم. این موزه از عظیمترین و غنیترین موزههای جهان و یکی از دیدنیهای اصلی واتیکان است. موزه واتیکان در سال 1506 میلادی توسط پاپ ژولیوس دوم بنیان نهاده شد و آثار هنری تاریخی بینظیری مرتبط با مسیحیت و مذهب کاتولیک را در خود جای داده است. این موزه هر سال پذیرای حدود چهار میلیون بازدیدکننده است.
نمای بیرونی موزه واتیکان
بخش اصلی این موزه، از هنر عمومی و تندیسها و پیکرههای بسیاری تشکیل شده و آثار هنری بسیاری از کلیسای کاتولیک رم را به نمایش گذاشته است. یکی از بخشهای این موزه زیبا، اتاق انتخاب پاپ بود. این اتاق دو قانون مهم داشت؛ نخست، رعایت سکوت و دوم، خودداری از عکسبرداری. این دو نکته مدام به بازدیدکنندگان یادآوری میشد. نقاشی سقف این بنا، اثر میکلآنژ و درباره داستان خلقت است. روی یکی از دیوارهای این اتاق نقاشی دیگری از او به چشم میخورد که داستان رفتن افراد به جهنم و بهشت را روایت میکند. در مجاور همین مکان، اتاقی قرار دارد که هنگام انتخاب پاپ، لباسهای مخصوص او در سه اندازه قرار داده میشود تا لباسی مناسب با اندازههای فردی که به این سمت برگزیده شده، موجود باشد و پاپ جدید پس از انتخاب برای پوشیدن لباس مخصوص وارد این مکان میشود.
پس از بازدید از موزه واتیکان، به چند محل تاریخی در رم رفتیم که زیباترین آنها، کلیسای سنپیترو بود. سن پیترو کلیسایی است که در مجاورت واتیکان و در شهر رم واقع شده است. این بنای باشکوه بیش از 200 هزار متر مربع وسعت دارد و به جرأت میتوان گفت که بزرگترین کلیسای جهان است. سنپیترو یکی از حواریون مسیح بوده است و امروز مقبره آن در وسط مجموعه داخلی این کلیسا قرار دارد. اغلب پاپهای قبلی از جمله پاپ ژان پل دوم که چند سال پبش از دنیا رفت نیز در زیر زمین این کلیسا دفن شدهاند. نقشه هوایی ساختمان کلیسا شبیه به کلید است. گفته میشود این کلید نمادی است از کلید بهشت که مسیح به نیکوکاران وعده داده است. مجسمههای حواریون نیز بصورت نیم دایره در اطراف درِ ورودی کلیسا نصب شدهاند.
در جریان بازدید، بخشهایی از آنجا بصورت اختصاصی برای هیأت ایرانی باز شد که یکی از آنها، زیرزمینی با معماری زیبا و فوقالعاده بود که مقبره پاپهای فقید در آن قرار داشت.
نمای میدان ونیز
پس از بازدید از کلیسای سنپیترو، سَری هم به میدان ونیز زدیم. در این میدان، قبر سرباز گمنام قرار دارد که به عنوان یادگار کشتهشدگان جنگ جهانی اول بنا شده و دو نگهبان به شکل نمادین دائماً از آن حراست میکنند. در مرکز این میدان، اثر باستانی مجسمه ویکتور امانوئل قرار دارد که یادگار اولین پادشاه ایتالیای واحد ویکتور امانوئل دوم است. پس از آن از کلوسیوم (محلی که گلادیاتورها برای نجات جان خود و سرگرمی امپراطورها و اشراف با هم میجنگیدند) بازدید کردیم. این بنای عظیم توسط وسپاسیان – امپراتور روم باستان – پایهگذاری شد و پس از آن پسرش تیتوس در سال 80 بعد از میلاد آن را بنا کرد و نهایتاً توسط دومیتیان – برادر تیتوس – به پایان رسید. این تماشاخانه یا آمفیتئاتر، بزرگترین بنا از نوع خود در دوره امپراتوری روم باستان بوده است. کلوسیوم – که در لغت به معنی «جایگاه بزرگ» است – دارای 50 هزار صندلی و 80 ورودی و خروجی است.
در بخشی از اطراف این بنا، ورود خودرو ممنوع بود و گردشگران لبخندزنان با وسایلی مانند درشکه رفت و آمد میکردند. اما به ما اجازه دادند که با خودرو تردد کنیم و همین امر باعث تعجب بازدیدکنندهها شده بود.
ایسنا – عاطفه کربلایی
نظر شما چیست؟