کسانی که اخبار بانکها را دنبال می کنند شاهد خبرهایی از اهدای جوایز متنوع به بانک ها هستند . با تجمیع این خبرهای در می یابیم که بیشترین جوایز و لوح های تقدیر همایشها ، جشنواره ها ، سمپزیوم ها و …. به بانکها تعلق گرفته است . در طول زمان این شایستگی ها چنان از حد می گذرد که مخاطب را به جای تحسین به تردید می اندازد . جالب آنجا است که این جوایز به بانکهایی اعطا می شود که نیازی به تحقیق در مورد شایستگی آنها برای دریافت آن جایزه وجود ندارد چرا که به واقع هیچ عملکرد برجسته در حوزه های یاد شده ارایه نکرده اند . این یادداشت بر آن است تا به بررسی این موضوع پرداخته و پیامدها و اثرات آن را به اختصار بررسی نماید .
سالها است که تب همایش ها و سمینارها و … در کشور فروکش کرده است، اما گویا بازار آنها به برکت حمایت کنندگان مالی هنوز داغ است . این رونق بازار چنان است که با وجود از دست رفتن مخاطبان جدی، هنوز بسیاری در آن فعال اند . مخاطبان جدی این گردهمایی ها که هر ساله از تعداد آنها کاسته می شود به تجربه درک کرده اند که هر سال از کیفیت همایش ها در جنبه های مختلف کاسته می شود. با این حال باز شاهد اند که برگزاری آنها با جدیت پیگیری می شود . این امر انگیزه هایی دارد که این روند را تکرار و تقویت می کند .
اولین حلقه توسط برگزار کنندگان ایجاد می شود . آنان به جای پرداختن به رسالت و اهداف تخصصی که هزینه زا و زمان بر است به فکر ایده هایی افتاده اند تا رونق این همایش ها و البته درامدزایی آنها را حفظ و بهبود بخشند . یکی از کاربردی ترین ایده ها ، اهدا لوح و جایزه است . پیاده سازی این ایده همان چیزی است که امروز به وفور شاهد آن هستیم ، یعنی هر همایشی در کنار خود مسابقه ای را طراحی نموده است تا برترین ها را در حوزه مورد بررسی ، معرفی نماید . اینکه ملاکهای ارزیابی چیست؟ ، داوران چه کسانی هستند ؟، چه کسانی بررسی می شوند ؟ امتیازها کدام است و …. معمولا کمتر منتشر می شود . از سوی دیگر آیا این که همایش صلاحیت ، تخصص و اشراف کامل به چنین ارزیابی را دارد یا خیر نیز محل سئوالات جدی است . به هر طریق این مسابقات طراحی و اجرا می شوند . اما بانکها چه می کنند ؟
مدیران بانکها به خصوص مدیران روابط عمومی که در باطن چنین محافلی را جدی نمی گیرند ، حتی به ندرت در آنها حاضر می شوند ، حمایت مالی را تا حد ممکن از دست نمی دهند تا از این طریق اهداف متنوعی را تامین می نمایند . یکی از این اهداف آن است که به راحتی در صف منتخبان قرار گیرند تا موضوعی برای ترویج داشته باشند . بنابراین یکی از دلایلی که هر در کنفرانس و همایشی بانکها جایزه می برند آن است که بیشتر قدرت حمایت های مادی را دارند .
بدین ترتیب روابط عمومی ها در تلاش اند تا حداکثر استفاده های سازمانی و بخشی را از این عناوین داشته باشند . این روند تا آنجا پیش می رود که علاوه بر بهره برداری های خبری برای ترویج نام و نشان بانک ، برخی برای مقاصد بخشی یا حتی شخصی نیز از آن بهره می برند .
این موضوع اثرات و پیامدهای متفاوتی نیز به همراه دارد . اول اینکه همایش ها و کنفرانس ها را به جای کار علمی به سوی مسابقه های کم بهره سوق می دهد ، چراکه برگزاری یک مسابقه بسیار راحتر برگزاری یک کنفرانس تمام و کمال علمی است که در صدد است تا مرزهای دانش در یک حوزه را تحت تاثیر قرار دهد .
دوم ارزیابی درست عملکرد روبط عمومی را با چالش مواجه می سازد . این بدان معنا است که روابط عمومی ها با ارایه کارنامه نشان ها و افتخارات کسب شده ، ارزیابی عملکرد صحیح و اصولی را تحت تاثیر قرار می دهند . این مهم در مواردی چنان گسترش می یابد که با نامهای بزرگ اما عملکردهای کوچک مواجه می شویم .
سوم ، حقوق نهادهای برتر ضایع شده و حق مخاطبان و جامعه برای شناخت بهترین ها نادیده گرفته می شود . فرض کنیم که یک مجموعه بر اساس تلاش ها و عملکرد خود مستحق دریافت عنوان برترین است . آیا در صورت عدم ورود به این بازی قادر خواهد بود جایگاه اصلی خود را به مخاطبانش باز شناساند ؟ چهارم ، در عمل برند بانک را در صورت درک مصادیق خلاف واقع تضعیف می نماید . فرض کنید بانکی ادعا کند در حوزه ای خاص برترین است . خبر ، آگهی ، تقدیر و … نشر دهد در حالی که شایستگی این عنوان را نداشته است . در این صورت نام و نشان تجاری اش به شدت در معرض خطر قرار می گیرد ، چرا که ادعایی را دنبال کرده که درست نبوده است .
با این اوصاف لازم تا در این روند تجدید نظر کرد . هر کس به سهم خود در اصلاح امور گام بردارد . دست اندرکاران همایش و کنفرانس ها به کارهای علمی و رسالت های خود باز گردند . روابط عمومی هم بر اساس عملکرد واقعی خود را در معرض قضاوت و سنجش قرار دهند .
*کارشناس ارشد بازاریابی خدمات بانکی
EHSANBAGHERI2@GMAIL.COM
نظر شما چیست؟