طلایه‌داران اقتصادی آینده

شفاف: سکان‌داران اقتصادی کشور در طول 4 سال آینده سرانجام معرفی شدند. روحانی دو هفته زودتر از زمان مقرر اسامی کابینه را به مجلس معرفی کرد تا نشان دهد عادت به پشت گوش انداختن مسئولیت‌ها و وظایف ندارد.

مروری بر مردان اقتصادی دولت آینده نشان می‌دهد که آنها زا میان باتجربه‌ترین‌ها و تحصیل‌کردگان آکادمیک انتخاب شده‌اند. هر کدام از وزرای اقتصادی کابینه پیش از این در سمت‌های مرتبت با وظیفه تازه خود فعالیت داشته‌اند و برای بسیاری از مردم و نمایندگان مجلس شناخته شده‌اند. خوب است با طلایه‌داران اقتصادی 4 سال آینده آشنا باشیم و نحله‌های فکری آنها را بدانیم.

 

بیژن نامدارزنگنه: وزیر نفت

وزیر وزارتخانه عریض و طویلی نظیر وزارت نفت همیشه مورد اهمیت دوچندانی نسبت به دیگر وزارت‌خانه‌ها بوده‌است. بیژن نامدار زنگنه برای تصدی این پست از سوی روحانی برگزیده شده و حضور او در کابینه دولت یازدهم قطعی شده و در انتظار رای اعتماد مجلس است. روحانی در کتاب «امنیت ملی و نظام اقتصادی ایران» در فصلی که مربوط به بخش نفت و انرژی‌است، بر سرمایه‌گذاری‌های خارجی در صنعت نفت و پیشرفت در این زمینه، به دلیل تاثیر این حوزه بر رشد اقتصادی تاکید بسیار کرده‌است. جالب توجه است که زنگنه در دوران صدارتش به عنوان وزیر نفت به جذب میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری خارجی در صنعت نفت و گاز وسیع ایران یاری رساند. همین موضوع نشان می‌دهد که رییس‌جمهور زنگنه را برای جذب سرمایه‌گذاری‌های خارجی و تحول در صنعت نفت برگزیده است. بیژن نامدار زنگنه از سال 1362 تا 1384 عضویت در شورای اقتصاد و از سال 1375 تا 1390 عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام را دارا بوده است.

او همچنین به مدت دو سال در سال‌های ابتدایی انقلاب، معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را برعهده داشت و در سال 1362 به عنوان نخستین وزیر جهادسازندگی از مجلس اول رای اعتماد گرفت و تا اواسط سال 1367 با موفقیت عهده‌دار این مسوولیت بود. او در سال 1367 به عنوان وزیر نیرو از مجلس رای اعتماد گرفت و توانست زیرساخت‌هایی نظیر آب‌رسانی و برق‌رسانی که در دوران جنگ از بین رفته بود را سر و سامانی بدهد. به هر روی به نظر می‌آید که زنگنه بتواند بار دیگر تحولی در صنعت نفت کشور ایجاد کند.

 

 

علی طیب‌نیا: وزیر اقتصاد
پس از وزارت نفت و در شرایط ویژه اقتصادی کنونی مهم‌ترین وزارت‌خانه‌ای که باید نقشی در نظم‌دهی به اقتصاد بازی کند وزارت اقتصاد است. علی طبیب‌نیا فردی‌است که از سوی روحانی برای پست وزیری وزارت‌خانه اقتصاد و امور دارایی برگزیده شده‌است. او دانش‌آموخته اقتصاد در دانشگاه تهران است و موضوع رساله دکترای او «تورم ساختاری در ایران» بوده‌است.

گفتنی‌است او از سال 1376 به مدت سه سال دبیر کمیسیون اقتصاد هیئت دولت نهاد ریاست جمهوری در کمیسیون اقتصاد بود و از سال 1384 به مدت یک سال و نیم نیز همین سمت را بر عهده داشت.

طیب‌نیا در سال 1380 به مدت 4 سال معاون طرح و بررسی نهاد ریاست جمهوری و در سال 1385 نیز به مدت یک سال معاون اقتصادی و هماهنگی امور برنامه و بودجه معاونت اقتصادی سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور بود. وی عضویت در شورای پژوهشی سازمان بررسی و نظارت، عضویت در شورای پول و اعتبار و کارشناس متخصص در مسائل پولی و بانکی را در کارنامه خود دارد. به هر حال علی‌طیب‌نیا را شاید بتوان در گروه افراد معتقد به اقتصاد آزاد کابینه جای داد. همچنین به نظر می‌آید تخصص طیب‌نیا در شناخت تورم و ریشه‌های این معضل از دلایل اصلی انتخاب او بوده‌است. چرا که کنترل و مهار تورم در وضعیت اقتصادی فعلی از اهمیت دو چندانی برخوردار است و از کابینه روحانی انتظار می‌رود که این معضل را با راه‌حل‌های علمی حل کند.

 

عباس آخوندی: وزیر راه و شهرسازی

در این میان، برای وزارت راه و شهرسازی نام عباس آخوندی اعلام شد و پس از رای اعتماد مجلس او وزیر راه‌وشهرسازی خواهد بود. عباس آخوندی زمانی در راس وزارت مسکن و شهر‌سازی قرار داشت و چندین دوره سابقه عضویت در شورای مرکزی نظام مهندسی را از سر گذرانده و در حال حاضر هم عضو هیات علمی دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران و نایب‌رییس شورای رقابت است. وی همچنین مسوول پشتیبانی جنگ، معاون اسبق سیاسی وزارت کشور در دوران وزارت علی‌اکبر ناطق‌نوری، دبیر شورای امنیت کشور، رییس بنیاد مسکن انقلاب اسلامی و قائم‌مقام سازمان صداوسیما بوده است.

آخوندی در میان سیاستمدارانی قرار دارد که در سال‌های گذشته یادداشت‌های قابل توجهی در حوزه‌های اقتصاد سیاسی و اقتصاد کلان به رشته تحریر درآورده است تا از این طریق نقد و نظر کارشناسی خود را به تصمیم‌گیری‌هایی که در این رابطه انجام شد، مطرح کرده باشد. از آخوندی در حالی به عنوان وزیر پیشنهادی مسکن و شهر‌سازی نام برده می‌شود که او نقد‌های زیادی به تصمیم‌گیری‌های هشت ساله گذشته اقتصاد ایران دارد. با ورود آخوندی به وزارت مسکن و شهرسازی سیاست اعطای زمین شهری که قانونی 5 ساله بود تمدید نشد و سیاست‌های تولید و عرضه مسکن جای خود را به سیاست‌های تحریک تقاضا داد.

این سیاست که در قالب سیاست پاک نمود عینی یافت، تأثیرات به‌سزایی در شاخص‌های بخش مسکن داشته است. عدم حمایت از تولید مسکن که یکی از سیاست‌های اساسی امام و شورای انقلاب بود زمینه تبدیل شدن مسکن از یک کالای مصرفی به یک کالای سرمایه‌ای را فراهم کرد. بیشترین رشد قیمت مسکن در کشور را دولت دوم آقای هاشمی تحت عنوان سیاست پاک تجربه کرد.
 

علی ربیعی: وزیرتعاون، کار و رفاه اجتماعی

برای وزارت کار روحانی علی ربیعی را برگزیده است. او که به «عباد» مشهور است در دوره دبیری شورای عالی امنیت ملی حسن روحانی، مسئول اجرایی دبیرخانه این شورا و مشاور اجتماعی رئیس جمهور در دوره ریاست جمهوری خاتمی بود. وی در دوره‌ای دیگر ریاست کمیته سیاست‌گذاری تبلیغات شورای عالی امنیت ملی را به‌عهده‌ داشت. ربیعی دکترای جامعه‌شناسی دارد و عضو هیئت علمی دانشگاه پیام‌نور است. ربیعی حضور در سپاه پاسداران و پس از آن وزارت اطلاعات را در پرونده خود دارد.

 

 

محود واعظی: وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات

وزیر وزارت‌خانه استراتژیک و پراهمیت ارتباطات و فناوری اطلاعات هم محمود واعظی‌است. پیش از این قرار بود سید ابولحسن فیروز‌آبادی برای این سمت برگزیده شود اما آخرین تغییرات کابینه نشان داد که محمود واعظی گزینه قطعی‌است و دیروز هم اسم او در مجلس قرائت شد. او دارای مدرک دکترای روابط بین‌الملل و همچنین مدیرعامل شرکت مخابرات ایران از سال 1358 تا 1365 بوده‌است.

واعظی هم‌اکنون معاون پژوهش‌های سیاست خارجی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام است. به جز حوزه اقتصاد او در سیاست خارجی هم فعالیت‌های گسترده‌ای انجام داده است. او در کنار علی‌اکبر ولایتی وزیر خارجه وقت به کار و فعالیت مشغول بوده‌‌است. واعظی یک‌سال پس از ورود به وزارت خارجه و از سال 66 رئیس ستاد روابط اقتصادی خارجی شد و تا 68 این سمت را عهده‌دار بود و از آن به بعد تا انتهای دولت سازندگی معاون سیاسی اروپا و آمریکا وزارت امور خارجه بود. او در میان معتقدان به اقتصاد آزاد کابینه روحانی جای می‌گیرد و معتقد به مبانی تجارت آزاد با دیگر کشورهاست.

 

محمدرضا نعمت‌زاده: وزیر صنعت، معدن و تجارت

برای وزارت‌خانه صنعت، معدن و تجارت دو نام مطرح شده‌ بود. رضا ویسه و محمدرضا نعمت‌زاده. گفتنی‌است محمدرضا نعمت‌زاده، نخستین فردی بود که نام او به عنوان گزینه پیشنهادی رییس‌جمهوری منتخب برای وزارت صنعت، معدن و تجارت مطرح شد و در ادامه، نام‌های دیگری مانند اسحاق جهانگیری، رضا ویسه، محمد نهاوندیان و احمد دوست‌حسینی دیده می‌شد.

اما شانس محمدرضا نعمت‌زاده بیشتر بود و اون به عنوان وزیر صنعت، معدن و تجارت برگزیده شد. نعمت‌زاده در سال 1324 در تبریز به دنیا آمد. وی اولین مدرک دانشگاهی خود را در رشته محیط زیست از دانشگاه برکلی گرفت. تعدادی از واحدهای کارشناسی ارشد را هم در رشته مدیریت صنعتی دانشگاه کالیفرنیا گذراند ولی سال آخر بود که به ایران برگشت و در ایران مشغول کارهای صنعتی شد. محمدرضا نعمت‌زاده وزیر صنایع و معادن دولت سازندگی بود.

وی در دولت اصلاحات نیز مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی بود و در دولت احمدی‌نژاد معاونت وزارت نفت در امور پخش و پالایش را به‌عهده داشته است. نعمت‌زاده در جریان انتخابات ریاست جمهوری یازدهم رئیس ستاد انتخاباتی روحانی را به‌عهده داشت.

 

حمید چیت‌چیان: وزیر نیرو

در میان اسامی منتشر شده برای وزارت نیرو، نام حمید چیت‌چیان به چشم می‌خورد و سرانجام او به عنوان وزیر نیرو انتخاب شد. از سمت‌های اجرایی وی می‌توان به نماینده دوره سوم مجلس شورای اسلامی، معاون اسبق برنامه‌ریزی و امور اقتصادی وزارت نیرو و عضو سابق هیات‌مدیره شرکت توانیر و سازمان برق ایران اشاره کرد.

چیت‌چیان در گفت‌وگوی اخیر خود درباره گمانه‌زنی‌های مختلف درباره پست وزارت نیرو گفته است: «با بنده به عنوان گزینه پست وزیر نیرو صحبت‌هایی شده و برنامه‌های خود را ارائه کرده‌ام، البته شاید با افراد دیگری نیز صحبت‌هایی شده باشد که از آن بی‌اطلاع هستم.» گفتنی‌است او نخستین فرمانده بخش اطلاعاتی سپاه پاسداران در تبریز بود و سپس به شهرهای دیگر آذربایجان رفته ‌است.

البته چیت‌چیان در دولت محمود احمدی‌نژاد هم سمت قائم مقام و مشاور عالی وزارت نیرو را بر عهده‌ داشته و از اندک افرادی‌است که از دولت نهم و دهم به دولت یازدهم هم وارد شده است. از دستاوردهای چیت‌چیان فعالیت موفق وی در مجموعه صنایع آب و برق ایران است. او یکی دیگر از چهره‌هایی دانشگاهی و عمل‌گرای دولت یازدهم است که اگر به وزارت نیرو برسد در این دولت حضور خواهد داشت.

 

رییس‌بانک مرکزی: مسعود نیلی

برهیچکس پوشیده نیست که در طول سال‌های گذشته بانک مرکزی به ریاست محمود بهمنی یکی از ضعیف‌ترین دوره‌های عملکرد خود را از سر گذرانده‌است. برخی معتقدند بخشی از تورم غیرقابل اکنون در کشور به دلیل عملکرد نادرست بانک مرکزی‌است. از این رو صندلی ریاست بانک مرکزی و کسی که به این صندلی تکیه خواهد زد اهمیت دوچندانی پیدا می‌کند. آخرین تحرکاتی که دیروز رخ داد نشان داد که احتمالا مسعود نیلی به ریاست بانک مرکزی خواهد رسید.

البته قرار بر این بود که او احیاگر سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی باشد و اگر به ریاست بانک مرکزی نرسد قطعا این پست را برعهده خواهد گرفت. به هر روی مسعود نیلی به اعتقاد راسخ به بازار آزاد و اقتصاد لیبرالی معروف است و از این نحله فکری به صورت عملی دفاع می‌کند. مسعود نیلی متولد 1334 در همدان و استاد دانشگاه صنعتی شریف و یکی از اقتصاددانان ایرانی است.

او از سال 1379 تا 1390 سرپرست دپارتمان اقتصاد دانشکدهٔ مدیریت و اقتصاد دانشگاه شریف بوده است. از او تاکنون 7 جلد کتاب و تعداد زیادی مقاله در حوزه‌های مختلف اقتصاد کلان و اقتصاد سیاسی منتشر شده است. نیلی همچنین رئیس مؤسسه عالی پژوهش در برنامه ریزی و توسعه و استاد این مؤسسه بوده‌ است.

از مهمترین فعالیت‌های وی می‌توان به تدوین سند استراتژی توسعه صنعتی کشور در زمان وزارت اسحاق جهانگیری در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی در سال 1382 نام برد. نیلی هم یکی از شخصیت‌هایی است که مقام آکادمیک برجسته‌ای دارند و در نحله فکری خاصی که به آن معتقدند عملکرد مناسبی داشته است.

 

محمود حجتی: وزیر جهاد کشاورزی

وزارت جهاد کشاورزی هم یکی از وزارتخانه‌های پراهمیت است. گزینه‌های مختلفی برای وزارت جهادکشاورزی مطرح بود اما مهم‌ترینشان محمود حجتی است که پس از انقلاب، وارد نهاد جهادسازندگی کشور شد و پس از آن استانداری سیستان و بلوچستان را برعهده گرفت و اکنون هم به عنوان وزیر جهاد کشاورزی منتظر رای اعتماد مجلس است.

او در دوره اول ریاست‌جمهوری سید محمد خاتمی به عنوان وزیر راه و ترابری و در دوره دوم ایشان به عنوان وزیر جهادکشاورزی از مجلس رای اعتماد گرفت و تا پایان دولت در این سمت ماند. او در سال 1334 در نجف آباد متولد شد و از دانشگاه صنعتی اصفهان در رشته مهندسی عمران مدرک کارشناسی گرفت.

به هر روی مهم‌ترین نشانه‌ای که از برگزیدگان اقتصادی دولت یازدهم به دست می‌آید باتجربه بودن تمام این افراد است به طوری که تمام افراد نام‌برده در حوزه‌های مورد نظر پیش از این هم نقش‌آفرینی داشته‌اند. همچنین تحصیلات و نحله‌های فکری این افراد به نوعی از پیش روشن است و می‌توان برآوردی از عملکرد آنها در آینده داشت.

نظر شما چیست؟