گزیده سرمقاله های اقتصادی روزنامههای صبح امروز به شرح زیر است
جهان صنعت
«رسانه همیشه متهم است»عنوان سرمقاله روزنامه جهاتن صنعت به قلم حمیدرضا طهماسبیپور است که در آن میخوانید:
یکی از انتقادهایی که همیشه دولت از رسانهها داشته، موضوع نقد و نقادی و مستدل بودن آن است چراکه دولت با توجه به ماهیت اجرایی و قدرت در اختیارش تلاش میکند تا به واسطه قوای قهریه و گاهی جاذبههایش، رسانهها را به سمتی هدایت کند که بیشتر از نقد، کردههای مطلوبش را روی خط اخبار بیاورند.
دوگانگی ماهیت رسانه و وظایف دولت همیشه موضوع بحثهای طولانی و گسترهداری بوده که هیچگاه هم به نتیجه قطعی منجر نشده اما اینکه گاهی رسانهها و دولت به هم نزدیک میشوند به درک متقابل و هماهنگیهای کارشناسی بسته است که کمتر اتفاق افتاده است.
نکته دیگر در این بحث، استراتژی و نحوه اطلاعرسانی اطلاعاتی دولتمردان است که گاهی دچار تناقضگوییهایی هستند و باعث میشوند رسانهها بهعنوان چشم بیدار جامعه دچار سردرگمیهای محسوسی شوند.
نمونه این موضوع هم بحث شائبههای آلوده بودن آب تهران و برنجهای هندی است که چندی باعث مشکلات در این ارتباط شد و در نهایت هم بدون دلیلی موجه خبررسانی نهادها و مدیران دولتی که توسط رسانهها منتشر شده بود، دلیلی شد تا به رسانهها اتهام سیاهنمایی زده شود.
در این رابطه هیچکس نگفت که رسانهها چه باید میکردند؛ زمانی که وزیر بهداشت از آلوده بودن آب برخی نقاط تهران میگوید یا رییس استاندارد تهران از سمی بودن برنجها خبر میدهد! آیا رسانهها که وظیفه ذاتی خود (اطلاعرسانی و پردازش اخبار) را انجام دادهاند مقصر هستند یا مسوولی که خبررسانی صحیحی انجام نداده است؟
چرا هیچگاه دولت به ریشه این موضوعات نمیپردازد که دو وزیر کابینه درخصوص آلودگی آب تهران کاملا حوزهای اندیشیدهاند و اذهان عمومی را با چالشی خطرناک مواجه کردهاند. مقصر شایعهپراکنی گوینده شایعه است یا رسانه. چرا همیشه دست آخر و در پی اشتباه مسوولان ، رسانهها متهم شده و همچون گوشتی میشوند که هم در عزا و هم عروسی ذبح میشوند.
دنیای اقتصاد
«این 40 میلیارد دلار امنیت نمیآورد»عنوان سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد به قلم محمود صدری است که در آن میخوانید:
رهبران آمریکا و کره شمالی هیچ روزی را بیهراس از دیگری سپری نمیکنند.
آمریکا همواره نگران تهدید منافع خود در ژاپن و کره جنوبی و دیگر نقاط جنوب شرقی آسیا است که همگی در تیررس موشکهای کره شمالی قرار دارند؛ کره شمالی نیز همواره زیر سایه تهدیدهای نظامی، سیاسی و اقتصادی آمریکا روزگار میگذراند. این نگرانی دو سویه دیروز در جدال لفظی نمایندگان آمریکا و کره شمالی در اجلاس امنیتی جنوب شرقی آسیا در هانوی بازتاب یافت. نماینده کره شمالی، آمریکا و کره جنوبی را از برگزاری مانور مشترکی که قرار است این هفته برگزار شود، برحذر داشت و وزیر خارجه آمریکا از عزم کشورش برای دفاع از امنیت همسایگان کره شمالی خبر داد.
نزاع آمریکا و کره شمالی سابقهای 60 ساله دارد و جنگ لفظی اخیر پدیدهای تازه نیست؛ اما ماهیت این نزاع از دو دهه پیش تاکنون مدام در حال دگرگونی است و اکنون به نقطهای رسیده است که بروز وقایعی تازه در جنوب شرقی آسیا را اجتنابناپذیر کرده است. منازعه آمریکا و کره شمالی تا سال 1991 میلادی بازتابی از نبرد قدرت جهانی بین آمریکا و اروپا و ژاپن از سویی و شوروی و چین و اروپای شرقی از سوی دیگر بود؛ اما از دو دهه پیش تاکنون آن صفبندی از بین رفته و روسیه و اروپای شرقی به متحدان یا دستکم رقیبان کمخطر آمریکا و اروپا و ژاپن تبدیل شدهاند.
چین نیز در حمایت از کره شمالی محتاطتر شده است. این وضع علاوه بر کره شمالی برای کشورهای دیگری هم پیش آمده است.کشورهای پرشماری در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین تا دو دهه پیش متحد شوروی و چین بودند؛ اما در پی فرو ریختن بلوک شرق، راههایی برای سازگاری با دنیای جدید پیدا کردند. مهمترین روش کشورها برای انطباق با شرایط جدید، اصلاح الگوی اقتصادی و افزایش کارآمدی و به تبع آن افزایش درآمد و ثروت بود.
در این دوران جدید شمار اندکی از کشورها و در راس آنها کره شمالی به راه پیشین ادامه دادند. نتیجه این شد که فاصله درآمدی این کشورها با همتایان منطقهای و جهانی آنها مدام افزایش یافت. نسبت تولید ناخالص داخلی کره شمالی با کره جنوبی در دهه 1980 میلادی حدودا یک به پنج بود؛ اما این نسبت اکنون به حدود یک به سی رسیده است. تولید ناخالص داخلی کرهشمالی در سال گذشته براساس شاخص قدرت خرید 40 میلیارد دلار و براساس شاخص مبادله جهانی 27 میلیارد دلار بود. این ارقام در مورد کرهجنوبی به ترتیب 1350 و 810 میلیارد دلار بود؛ یعنی اینکه ثروت ساکنان کرهجنوبی حدود 30 برابر ثروت مردمان کرهشمالی شده است. فقر جانکاه کرهشمالی، مردم این کشور را مستاصل کرده و رهبران آن را به پرخاشگری وا داشته است؛ اما همین کشور فقیر از نظر نظامی از همسایگان ثروتمند خود؛ یعنی کرهجنوبی و ژاپن نیرومندتر است و قدرت برهم زدن امنیت این دو کشور را دارد.
همین نابرابریهای اقتصادی و نظامی، شبهجزیره کره را به آتشفشان آماده فوران تبدیل کرده است و اگر راهی برای ایجاد توازن تازه پیدا نشود، احتمال وقوع جنگ افزایش مییابد. زیرا رهبران کرهشمالی برای حل مشکل خود راه چارهای به جز جنگ و تشنج نمیشناسند و راهحلی که آمریکا و کرهجنوبی میشناسند مورد قبول رهبران کرهشمالی نیست. آمریکا و متحدانش انتظار دارند کرهشمالی ابتدا به خلع سلاح هستهای تن دهد و سپس سیاست آزادسازی سیاسی و اقتصادی پیشه کند.
به این ترتیب، به نظر میرسد گزینههای زیادی پیش روی رهبران کرهشمالی نیست. آنها اگر بخواهند به روش کنونی ادامه دهند فاصله اقتصادی خود را با دیگر کشورهای جهان افزایش میدهند و اگر به همه خواستههای آمریکا تن دهند، فرجام محتوم این پذیرش، فروپاشی است. در واقع بلایی که امروز گریبان مردم کرهشمالی را گرفته محصول شش دهه انکار علم اقتصاد است و اگر راهی برای خلاصی از این بلا باقی مانده باشد، باز همین اقتصاد و تمکین به منطق آن است.
اگر کره شمالی الگوی اقتصادی خود را به تدریج اصلاح کند شاید بتواند از قبل ثروتی که به ثروتهای جهان اضافه میکند، انگیزههای صیانت از خود را افزایش دهد، وگرنه تولید 40 میلیارد دلار ثروت توسط 22 میلیون نفر جمعیت، در کنار همسایگانی که دهها برابر آن به ثروت جهان اضافه میکنند، انگیزه کافی برای پاسداری از این رقم ناچیز ایجاد نمیکند. در روز واقعه شاید جهان بر این 40 میلیارد دلار یارانهای و 27 میلیارد دلار واقعی چشم بپوشد.
کیهان
«حرف مرد دوتاست!»عنوان یادداشت روز روزنامه کیهان به قلم حسین شریعتمداری است که در آن میخوانید:
یادداشت روز یکشنبه نگارنده- کیهان 27/4/89- واکنش های فراوان و گسترده و البته متفاوتی را در پی داشت. در آن یادداشت بر ایمان و تعهد اکثریت قریب به اتفاق اصناف و بازاریان و همراهی و فداکاری آنان برای انقلاب و نظام تأکید شده بود و در همان حال از برخی کلان سرمایه داران انتقاد شده بود که کمترین نسبتی با اصناف و بازاریان متعهد ندارند ولی از نام بازار و سابقه بازاریان سوء استفاده می کنند و آمده بود که این عده اندک و کم شمار نه فقط از پرداخت مالیات طفره می روند بلکه با فضاسازی کاذب و توهم پراکنی از طریق رسانه های بیگانه و یا عوامل اجاره ای به کارشکنی در چرخه مالیات نیز دست می زنند و هرگاه پای حساب و کتاب مالیاتی – که حق مردم است و نه حق دولت- به میان می آید، با تهدید و ارعاب کرکره ها را پایین می کشند.
در جای جای یادداشت مورد اشاره میان قاطبه اصناف و بازاریان که از اقشار مؤمن و انقلابی هستند با شمار بسیار اندک کلان سرمایه داران سودجو تفکیک شده بود و البته در بخشی از آن یادداشت از بازاریان و اصناف متعهد که اکثریت قریب به اتفاق این صنف را تشکیل می دهند گلایه شده و آمده بود؛ «… شما که بیشترین آرزویتان برپایی هیئت های مذهبی، زیارت عتبات عالیات، کمک به مستمندان و امثال اینگونه اقدامات خداپسندانه است، با مشتی مال مردم خوار که از صدقه سر این ملت مظلوم، ثروت های افسانه ای اندوخته اند و تابستان ها در جزایر هاوایی لم می دهند و زمستان ها در پیست های اسکی سوئیس قیقاج می روند چه نسبتی می توانید داشته باشید؟!»
در پی چاپ و انتشار یادداشت یاد شده، شمار فراوانی از بازاریان و اصناف و برخی از افراد دیگر در تماس های تلفنی با کیهان و یا ارسال نامه دیدگاههای حمایتی و یا انتقادی خود را درباره بخش هایی از یادداشت مورد اشاره مطرح کردند که نظرات مطرح شده را می توان در چهار محور زیر خلاصه کرد.
1- تعداد قابل توجهی از اصناف و بازاریان آنچه در یادداشت کیهان آمده بود را تأیید می کردند و بر این باور بودند که باید هم حساب شماری اندک از کلان سرمایه د اران قانون شکن از حساب توده های عظیم بازاریان و اصناف مومن و متعهد جدا شود و از این روی یادداشت کیهان را دقیق و منطبق با واقعیات ارزیابی می کردند. این عده به آدرس ها و اطلاعاتی از برخی کلان سرمایه داران اشاره می کردند که از نام بازار و بازاری سوء استفاده می کنند و در حالی که صاحبان شرکت های بزرگ تجاری و برج های سر به فلک کشیده هستند، و با اصناف و بازاریان و سنت های پسندیده آنان کمترین نسبت و مشابهتی ندارند، هرگاه پای بازار و بازاریان به میان می آید، اصرار می ورزند که خود را بخشی از این قشر گسترده و زحمتکش جلوه دهند.
2- شماری از اصناف و بازاریان نیز اگرچه یادداشت کیهان را با واقعیات موجود منطبق ارزیابی می کردند، اما معتقد بودند تفکیک میان کلان سرمایه داران قانون شکن که عمدتاً بیرون از بازار هستند با کسبه و اصناف متدین آنگونه که باید صورت نگرفته است، و چنانچه خواننده یادداشت مورد اشاره کیهان در متن آن دقت کافی نکند، این احتمال وجود خواهد داشت که انتقاد مطرح شده در آن یادداشت را به تمامی اصناف و بازاریان نسبت دهد. این عده خواستار توضیح بیشتر کیهان بودند.
3- تعدادی دیگر از تماس گیرندگان معتقد بودند که در یادداشت کیهان به وظایف دولت در قبال اصناف و بازاریان اشاره ای نشده است و می گفتند؛ اگرچه مالیات حق مردم است و کیهان روی این نکته تأکید ورزیده بود ولی دولت هم در مقابل مالیات دهندگان و از جمله اصناف و بازاریان وظایفی دارد که مقابله با کاغذبازی در ادارات، رشوه خواری و برخی زد و بندها میان مأموران مالیاتی و اصناف از جمله آنهاست. در این میان دو تن از تولیدکنندگان نیز گلایه جدی داشتند که دولت بدون توجه به ضرورت اشتغال زایی و حمایت از تولیدات داخلی، دست برخی از شرکت های تجاری- که به گفته آنها کمترین نسبت مثبتی با نظام ندارند- را برای واردات کالا باز گذاشته است این عده معتقد بودند که کشورهای صادر کننده اینگونه کالاها- عمدتاً چین- با حمایت از تولید کنندگان خود و برخورداری از تکنولوژی مدرن، کالای مشابه را با قیمت های به مراتب ارزان تر از نمونه های داخلی وارد کشور می کنند، در حالی که برخی از این کالاهای وارداتی نسبت به تولیدات داخلی از کیفیت پایین تری برخوردارند و نتیجه آن که تولید کننده داخلی بعد از مدتی ناچار به توقف تولید، تغییر شغل از تولید به تجارت می شود و نهایتاً به تعداد بیکاران افزوده می گردد.
نظر شما چیست؟