گسترش بانکداری تعبیهشده، توسعه سوپراپها و حرکت بانکها به سمت ارائه زیرساختهای مالی، مرز میان خدمات بانکی و زندگی روزمره را کمرنگ کرده است؛ روندی که به باور تحلیلگران، آینده صنعت بانکداری را بیش از هر زمان دیگری به همکاری با پلتفرمهای دیجیتال گره زده است.
به گزارش پایگاه خبری بانکداری الکترونیک به نقل از ایبنا، زمانی نهچندان دور، دریافت خدمات مالی تنها از طریق شعب بانک یا در نهایت اینترنتبانک و همراهبانک امکانپذیر بود، اما امروز کاربران بدون خروج از اپلیکیشنهایی که هر روز از آنها استفاده میکنند، میتوانند پرداخت انجام دهند، خرید اعتباری داشته باشند، بیمه تهیه کنند یا حتی برای دریافت تسهیلات اقدام کنند. این تغییر، مفهوم بانکداری تعبیهشده Embedded Finance را به یکی از مهمترین روندهای صنعت مالی جهان تبدیل کرده است؛ مدلی که در آن بانکها بیش از آنکه در معرض دید مشتری باشند، در نقش تأمینکننده زیرساخت فعالیت میکنند. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران از شکلگیری عصر «بانکداری نامرئی» سخن میگویند؛ عصری که در آن خدمات بانکی در دل پلتفرمهای دیجیتال ارائه میشود، نه لزوماً در اپلیکیشن یا شعبه بانک.
بررسیهای مؤسسات بینالمللی نشان میدهد این تحول، دیگر یک چشمانداز دوردست نیست. برآوردهای McKinsey حاکی از آن است که بازار بانکداری تعبیهشده در اروپا تا پایان دهه جاری به درآمدی بیش از ۱۰۰ میلیارد یورو خواهد رسید و بخش قابل توجهی از خدمات بانکداری خرد از طریق پلتفرمهای غیربانکی ارائه خواهد شد. این روند، بانکها را به بازنگری در مدل کسبوکار و همکاری گستردهتر با شرکتهای فناوری واداشته است.
سوپراپها؛ از ارائه خدمت تا ساخت اکوسیستم مالی
سوپراپها دیگر تنها اپلیکیشنهای حملونقل، خرید یا پیامرسان نیستند؛ آنها به اکوسیستمهایی تبدیل شدهاند که طیف متنوعی از خدمات را در یک محیط واحد ارائه میکنند. در چنین بستری، خدمات مالی نیز به بخشی از تجربه روزمره کاربران تبدیل شده است.
نمونه شاخص این تحول، WeChat در چین است که با سرویس پرداخت خود، میلیونها کاربر را بدون نیاز به مراجعه به بانک، به انجام پرداخت، انتقال وجه و استفاده از خدمات مالی متصل کرده است. در جنوب شرق آسیا نیز Grab و Gojek با توسعه کیف پول دیجیتال، بیمه، اعتبار خرد و سایر خدمات مالی، مرز میان فناوری و بانکداری را تا حد زیادی از میان بردهاند.
در ایران نیز هرچند مفهوم سوپراپ هنوز به بلوغ نمونههای آسیایی نرسیده، اما پلتفرمهایی مانند اسنپ، تپسی، دیجیکالا و بله، طی سالهای اخیر خدماتی نظیر پرداخت، کیف پول، خرید اعتباری و سایر سرویسهای مالی را به سبد خدمات خود افزودهاند.
بانکداری تعبیهشده؛ وقتی بانک در پسزمینه قرار میگیرد
بانکداری تعبیهشده به معنای حذف بانک نیست؛ بلکه به معنای تغییر جایگاه آن است. در این مدل، مشتری بدون آنکه مستقیماً وارد اپلیکیشن بانک شود، خدمات مالی را در همان محیطی دریافت میکند که مشغول خرید، سفر یا استفاده از سایر خدمات است.
در واقع، بانک همچنان ارائهدهنده حساب، پرداخت، تسویه و مدیریت ریسک است، اما تجربه کاربری توسط پلتفرم دیجیتال شکل میگیرد. به همین دلیل، اصطلاح «بانکداری نامرئی» به این معناست که حضور بانک برای مشتری کمتر قابل مشاهده است، نه اینکه نقش آن کاهش یافته باشد.
از رقابت تا همافزایی میان بانکها و فینتکها
تحلیلگران معتقدند آینده صنعت مالی بیش از آنکه بر رقابت مستقیم میان بانکها و فینتکها استوار باشد، بر همکاری میان این دو گروه شکل خواهد گرفت. در این چارچوب، مدل Banking as a Service (BaaS) اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ مدلی که در آن بانکها از طریق API، خدمات و زیرساختهای خود را در اختیار کسبوکارهای دیجیتال قرار میدهند تا آنها بتوانند خدمات مالی را در دل محصولات خود ارائه کنند.
گزارشهای مککینزی نشان میدهد بانکهایی که به جای رقابت با پلتفرمهای دیجیتال، مسیر همکاری را انتخاب کردهاند، فرصتهای جدیدی برای خلق درآمد و افزایش سهم بازار به دست آوردهاند. این تغییر رویکرد، یکی از مهمترین روندهای تحول بانکداری در سالهای پیشرو محسوب میشود.
ایران در آستانه یک تغییر تدریجی
اگرچه طی سالهای اخیر توسعه APIهای بانکی، بانکداری باز و خدمات دیجیتال در کشور شتاب گرفته است، اما کارشناسان معتقدند تحقق کامل بانکداری تعبیهشده همچنان نیازمند تکمیل زیرساختها، استانداردسازی API ها، شفافسازی مقررات و توسعه همکاری میان بانکها و شرکتهای فناوری است.
همچنین گسترش خدماتی مانند کیف پول دیجیتال، پرداختهای درونبرنامهای، خرید اعتباری و سرمایهگذاری آنلاین نشان میدهد بازار ایران نیز بهتدریج در مسیر حرکت به سوی این الگوی جدید قرار گرفته است؛ هرچند هنوز فاصله محسوسی با نمونههای پیشرو جهانی دارد.
رقابت واقعی بر سر تجربه مشتری است
آنچه امروز در صنعت مالی جهان در حال وقوع است، رقابت میان بانک و سوپراپ نیست؛ بلکه رقابت بر سر «مالکیت تجربه مشتری» است. کاربر دیگر به دنبال آن نیست که خدمات را از چه نهادی دریافت میکند؛ آنچه برای او اهمیت دارد، سرعت، سادگی، امنیت و یکپارچگی تجربه است.
بانکهایی که بتوانند از یک ارائهدهنده سنتی خدمات مالی به یک زیرساخت هوشمند، باز و قابل اتصال برای اکوسیستم دیجیتال تبدیل شوند، شانس بیشتری برای حفظ جایگاه خود در اقتصاد آینده خواهند داشت. در مقابل، پلتفرمهایی که تجربه کاربری بهتری ارائه دهند، به نقطه تماس اصلی مشتری با خدمات مالی تبدیل خواهند شد.
به نظر میرسد در سالهای آینده، موفقیت نه در تعداد شعب و نه حتی در تعداد اپلیکیشنهای بانکی، بلکه در توانایی بانکها برای حضور مؤثر، اما «نامرئی» در زندگی دیجیتال کاربران تعریف خواهد شد؛ حضوری که شاید کمتر دیده شود، اما بیش از هر زمان دیگری در جریان اقتصاد دیجیتال اثرگذار خواهد بود.
نظر شما چیست؟