به مشاوره عادت نکرده‌ایم ; به بحران عادت کرده‌ایم

فرهنگ لغات کمبریج مدیریت بحران را مجموعه فرآیندها و اقداماتی در سازمان‌ها در مواجهه با یک رویداد غیرمنتظره و ناگهانی و مخرب تعریف می‌کند.

به گزارش پایگاه خبری بانکداری الکترونیک، فارغ از اینکه بحران‌ها چرا و چگونه ایجاد می‌شوند، تمام آن‌ها معمولا در ویژگی‌هایی مشابه‌اند، خروج از بحران نیز معمولا به شناخت و مدیریت صحیح این ویژگی‌ها بستگی دارد.
1- اگرچه ایجاد بحران به مجموعه پیچیده‌ای از عوامل و شرایط بستگی دارد، ولی معمولا ظهور و بروز آن با یک رخداد یا یک تصمیم اشتباه است.
2- تصمیم‌گیری در این خصوص ساده نیست، به عبارتی با مشکلات پیچیده و به هم مرتبطی روبه‌رو هستیم که به شکل معضل درآمده‌اند و هر تصمیم تاثیرات متقابل و بعضا متضادی دارد.
3- با یک سیستم پیچیده از اجزا و روابط روبه‌رو هستیم. پیچیدگی سیستم، امکان بهره‌مندی از روش‌های روتین و تکراری را برای مدیریت بحران بسیار دشوار و ناممکن می‌کند.
4- نیاز به تصمیم‌گیری هوشمندانه، نوآورانه و در زمان مناسب دارد. زمان به نفع ما نیست و عدم تصمیم‌گیری هوشمندانه و به‌موقع معمولا عواقب سنگینی دارد.
5- اگر خود را به خواب بزنیم باگذشت اندک زمانی با شدت و ناراحتی بیدارمان می‌کنند.
6- هر اتفاقی بیفتد، بحران‌ها باید توسط افراد و نیروی انسانی شایسته مدیریت و حل‌وفصل شوند.

بزرگان صنعت بانکداری می‌گویند «در بحران فرصت‌هایی نهفته است و می‌توان از این فرصت‌ها بهره برد، پس بحران چندان هم برای بانک‌ها و صنعت بد نیست.» اگرچه در این سخن رگه‌هایی از نگاه علمی در تبدیل تهدیدات به فرصت‌ها وجود دارد ولی باید توجه داشت که تبدیل تهدید به فرصت اگرچه ممکن است ولی قلندر می‌خواهد و زیرساخت‌ها و بسترهایی که باید آماده باشد.
با رشد نامتوازن فناوری در بانک‌ها و بانک‌هایی که تمام فناوری‌های نوین را می‌خواهند، ولی برنامه و اهداف درازمدتی برای بهره‌برداری از آن ندارند، بانک‌هایی که صدها فناوری نوین را در دستور کار خوددارند و صدها پروژه اجرا می‌کنند، بدون آنکه عمیقا مزایا، منافع، ریسک‌ها، ارتباطات و اثرگذاری متقابل طرح‌ها را با یکدیگر سنجیده باشند، در زمان بحران چگونه عمل خواهند کرد؟
می‌گویند در ژاپن برای پروژه‌های یک‌ساله حدود 6 ماه برنامه‌ریزی می‌کنند و حدود 6 ماه یا کمتر مدت‌زمان اجرا است. ما در اینجا در حدود 6 روز برنامه‌ریزی داریم. گرفتارتر از آن هستیم که به این کارها برسیم. باید پروژه‌های واقعی را اجرا کنیم و برنامه‌ریزی را جزء پروژه‌های واقعی نمی‌دانیم و حواس‌مان نیست که برنامه‌ریزی نکردن یعنی برنامه‌ریزی برای شکست.
در اندک‌سال‌های فعالیتم در حاشیه صنعت بانکداری، بسیار با پروژه‌های ناتمام، پروژه‌هایی که قبل از بهره‌برداری ارزش خود را از دست داده‌اند، طرح‌های شکست‌خورده، طرح‌های تکراری و طرح‌هایی که برهم تاثیر معکوس دارند و مدیرانی که نه در زمان بحران حتی در زمان مشکلات نیز تصمیم نمی‌گیرند مواجه بوده‌ام.
معمولا مدیران تلاش می‌کنند در این شرایط تا حد امکان تصمیم نگیرند. معمولا در حیطه وظایف و اختیارات خود نیز آن‌قدر تصمیم نمی‌گیریم و مسائل را به سطوح بالاتر منتقل می‌کنیم که دیگر فرصت طلایی از بین می‌رود و متوجه نیستیم که تصمیم نگرفتن هم خود نوعی تصمیم‌گیری است. بارها شاهد بوده‌ام که مطالبی در حیطه اختیارات و مسئولیت‌های یک کارشناس تا سطح مدیران عامل و هیات‌مدیره بالا رفته است.
در چنین شرایطی دیگر نیاز به بحران برای زمین خوردن نداریم. ما به بحران عادت کرده‌ایم و بدترین اعتیاد دنیا، عادت کردن به رفتارهای غلط است. در بحران، زندگی و کسب‌وکار می‌کنیم ولی اندک تغییری در رفتارها، رویکردها و اقدامات و پروژه‌های خود نمی‌دهیم.
بانک‌ها معمولا در شرایط بحران با اجرای پروژه‌ها و اقداماتی ضربتی سعی در مهار اوضاع دارند. بسیار پروژه‌هایی که در این موضوع تعریف می‌شود. اگرچه تلاش فراوان می‌کنیم ولی به نظر نگارنده دیگر زمان آن گذشته است که برای عبور از بحران، سیاست‌ها، استراتژی‌ها و درنتیجه پروژه‌ها و اقداماتی پراکنده، مستقل، بدون مدیریت یکپارچه و در محیطی انتزاعی تعریف کنیم و متولیانی مستقل از ادارات کل متفاوت را بدون کوچک‌ترین ارتباطی باهم به رهبری آن بگماریم و انتظار معجزه داشته باشیم.
بهترین سیاست‌ها و استراتژی‌هایی که منجر به تعریف اقدامات و پروژه‌ها می‌شوند نیز اگر خوب برنامه‌ریزی و مدیریت نشوند نتیجه مورد انتظار را نخواهند داشت. به نظر می‌رسد مدیریت موفق تک‌پروژه‌ها هم دیگر نمی‌تواند مشکلات بانک‌ها را در شرایط فعلی مرتفع کند.
چیزی که ممکن است در این خصوص کمک کند، توجه به مدیریت راهبردی پروژه‌ها و مدیریت سبد پروژه‌هایی است که در این مورد تعریف می‌شوند. دیگر زمان آنکه تک‌پروژه‌های موفق در سازمان اجرا کنیم و انتظار پیشرفت سازمانی داشته باشیم، حتی در زمان غیربحران هم گذشته است. می‌گویند اگر قورباغه را در آب جوش بیندازید بیرون می‌پرد ولی اگر در آب سرد بگذارید و زیر گاز را روشن کنید به‌آرامی آن‌قدر شنا می‌کند تا پخته شود. ما در حال شنا کردن هستیم و حواسمان نیست که دمای آب از حد تحملمان دارد فراتر می‌رود، ما به بحران عادت کرده‌ایم.
اصول مدیریت بحران، مدیریت پروژه و… همان اصول قدیمی مدیریت است با تفاوت‌هایی در چاشنی‌ها، تکنیک‌ها و ابزارها و سبک‌های مدیریتی. مدیریت بحران رهبری می‌خواهد، سازمان‌دهی نیاز دارد، برنامه‌ریزی می‌خواهد و نظارت و کنترل و هماهنگی و بهبود مستمر. اگر مدیریتمان را درست کنیم احتمالا در مدیریت بحران نیز موفق‌تر خواهیم بود.

 

**رضا درکی – مدیر دفتر پروژه شرکت مهندسی صنایع یاس ارغوانی

 

نظر شما چیست؟