مشارکت بانک و اپراتور زیر چتر موبایل/در جستجوی مدل بهینه برای نظام پرداخت های خرد

مدل بهینه ای برای نظام پرداخت های خرد که در قالب آن رگولاتور پولی بتواند بانک، اپراتور و هر بازیگر دیگری که مایل به فعالیت در این حوزه هست را کنار هم نشانده و خدمات ارزش افزوده ناشی از این همراهی را به مردم عرضه کند چیست. یکی از نظامها در این ارتباط راه اندازی سامانه سپاس است که بانک مرکزی در در دستور کار دارد. اما آیا این سامانه همان چیزی است که به تقاضایی بالفعل و بالقوه بازار در خصوص پرداختهای خرد پاسخ خواهد داد.

به گزارش پایگاه خبری بانکداری الکترونیک  نکته اساسی آن است که صنعت پرداخت  خرد در کشور های کمتر توسعه یافته متقاضیان بیشتری نسبت به کشور های توسعه یافته داراست. اما این بازار  در عین حال مخاطرات خاص خود را دارد آیا بانک مرکزی آن مدل بهینه را برای این صنعت طراحی کرده یا خواهد کرد؟. در گفتگو با محمود جراحی معاون توسعه امور خدماتی بنیاد مستضعفان این مسئله مورد کند و کاو قرار گرفته است. متن این گفتگو از پی می آید.

*****************************************

همانگونه که مستحضرید به‌طور کلی در توسعه سرویس‌های ارزش افزوده (VAS) دو نوع استراتژی مطرح است یکی استراتژی افقی و دیگری استراتژی عمودی. در استراتژی افقی اپراتور زیرساخت اصلی را در اختیار قرار می‌دهد، فضای کلی را تعریف می کند و  بقیه بازیگران که عمدتا خارج از فضای مالکیتی اپراتور هستند نقش‌آفرینی می‌کنند. در استراتژی عمودی، اپراتور در درون ساختار خودش این ظرفیت را به‌وجود می‌آورد، زیرساخت خاص آن را طراحی می‌کند و وارد لایه اجرا نیز می‌شود. نظر جنابعالی در ارتباط با بحث پرداخت‌های خرد و مکانیزم توسعه‌اش در قالب این دو استراتژی یا ترکیب این استراتژی‌ها به چه صورتی است؟

 

بسم الله الرحمن الرحیم.  ببینید در حوزه پرداخت خرد و تقاطعش با حوزه مخابرات و ارتباطات چیزی که مهم است در کشورهای مختلف، مدل‌های مختلف پیاده شده است و خود این صنعت روندی دارد و از دل این روندها می‌توان به روند عمومی دست یافت. هرچند تجربه کشورها ممکن است متفاوت باشد که هست، مثل خود موبایل که 6 میلیارد جمعیت دنیا موبایل دارند یعنی فراگیری آن از هر پدیده‌ای بیشتر است، هیچ تکنولوژی‌ای سراغ نداریم که این‌قدر فراگیر باشد. مثلا در سال 1 میلیارد و 300  میلیون گوشی فروخته می‌شود. تاکنون هیچ دستگاهی اختراع نشده که این همه فروش داشته باشد یا این‌قدر فراگیر شود. بنابراین به تعداد کشورها یا به تعداد اپراتورها می‌تواند مدل وجود داشته باشد ولی می‌شود از بین این‌ها روند غالب را مشخص کرد نه اینکه بگوییم این هست آن هم هست. هر مدلی که انتخاب کنید می‌بینید که مدل عکسش هم وجود دارد.

 نکته اصلی این است که در پرداخت‌های خرد کشورهای پیشرفته پیشتاز نیستند یعنی درکشورهایی که عقب‌ماندگی سیستم‌های پرداخت آنها بیشتر است این پدیده گل کرده است. مثلاً در کشورهای اروپایی یا کشورهای اسکاندیناوی که مهد موبایل است پرداخت را خیلی با موبایل انجام نمی‌دهند. علتش هم مشخص است آنها ضریب نفوذ اینترنت بالا دارند، با اینترنت پرداخت می‌کنند کارت اعتباری از قبل دارند. بنابراین اگر بخواهیم به عنوان یک استراتژی نگاه کنیم، پدیده‌هایی نیست که از دل کشورهای پیشرفته توسعه یافته باشد آنها خودشان پیرو هستند تا پیشرو. برعکس کشورهای مثلاً آفریقایی در این زمینه پیشرو هستند. به‌عنوان مثال یکی از موفق‌ترین مدل‌های انجام شده در این زمینه مربوط به mpesa در کشور کنیا می‌باشد که نفوذ سیستم بانکی کم است یا در فیلیپین یا تایلند از قبیل G-cash یا m-money که بعنوان تجارت موفق مطرح می باشد حدود 130 تا 140 مورد (life deployment) پیاده سازی پرداخت همراه (mobile payment) اتفاق افتاده است که در حال افزایش می باشد.

 تمامی اینهایی که شما نگاه می کنید اعم از مدل های اپراتور محور یا بانک محور یا تلفیقی چند ویژگی غالب دارند. از بررسی این پروژه ها و نمونه های اجرایی اینگونه بر می آید که مدلهای بانک محور خیلی موفق نبوده اند چون بانک ها در کارهای خرد موفق نیستند حتی بانکها ی شعبه محور نیز خیلی موفق نبوده اند آنهایی که مستقل از بانک و اپراتور حرکت کردند نیز موفق نبودند.آنهایی موفق بودند که اپراتورمحور بودند نه در ادبیات یک سرویس ارزش افزوده مانند سایر موارد بلکه اپراتور یک شرکت مستقل که سهامدار عمده آن هستند را ایجاد کرده اند . مثلا mpesa یک شرکتی مستقل و متعلق به وودافون کنیا است که در زنجیره اپراتور وودافون توسعه داده شده است بنابراین اگر بخواهیم بحث استراتژی کنیم به نظر می رسد که این پدیده از جنس خرد فراگیر است این باید یک کسی باشد خرد و فراگیری را بعنوان قابلیت محوری داشته باشد که آن اپراتور است ویژگی اپراتور همیشه این است که همه جا، هر زمان، هر کس، همان بحث 360درجه است. بنابراین وقتی شما درباره پرداخت خرد صحبت میکنید باید آن قابلیت را داشته باشد در همه مکانها در همه زمانها توسط همه آدمها قابل بهره برداری باشد.

سوال: بنظر شما آیا این سرویس در کشور ما نیاز می باشد و اصولاً مشتریان آن چه کسانی هستند؟

جامعه هدف این خدمت به سه دسته تقسیم می شوند دسته اول افرادی که حساب بانکی داشته و دسترسی بانکی بالایی نیز دارند و اصطلاحاً Banked نامیده می شوند، دسته دوم Under banked نام دارند که حساب بانکی دارند اما کارت بانکی ندارند و یا کانال ارتباطی جهت دسترسی به خدمات بانکی ندارند و دسته سوم کسانی هستند که حساب بانکی ندارند که Unbanked نامیده می شوند ما به خطا کسانی که کارت نقدی دارند و یارانه در آن می ریزند  یا ماهی یک بار مراجعه می کنند و پولی میگیرند فکر میکنیم اینها Bankedهستند در حالیکه under Banked می باشند  هم حساب دارند و هم ندارند خیلی هم با بانک کار ندارند فقط وقتی پولی به حسابشان ریخته می شود آن را نقداً برداشت می کنند بنابراین مخاطبین این موضوع این افراد و کسانی که اصولاً حساب بانکی ندارند هستند و اینها اصولاً افرادی هستند که تعامل نزدیک با اپراتور دارند نه با بانک. بررسی ها نشان می دهد بطور متوسط مردم موبایلشان را بدون این که زنگ بزند 34 بار در روز نگاه میکنند، بنابراین با این ویژگی موبایل ما را رهنمون می کند که استراتژی ای که انتخاب می کنیم نزدیک به این قابلیت باشد.

سوال: با توجه به مدلهای مختلفی که اشاره کردید به نظر شما در کشور ما با توجه به شرایط موجود وضعیت نظام بانکی، فریب نفوذ حساب و کارت و همچنین تعداد شعب و فارغ از استراتژی های افقی و عمودی کدام مدل بهتر است؟ اپراتور و بانک تا چه حد باید به هم نزدیک شوند یا از هم فاصله بگیرند ؟

 

سوال خوبی است منتها هر پدیده و تکنولوژی را باید بررسی کرد و ظرفیتش را فهمید که آیا میتوان از آن استفاده کرد یا نه مدلهای مختلفی که ارایه می شود اینکه چقدر می تواند از توان و استعداد ذاتی تکنولوژی استفاده کند بنابراین برمیگردد به این موضوع که راهکارهای مختلف براساس ظرفیت تکنولوژی ما ارایه شود پدیده موبایل پدیده ای است که شخصی است ضریب نفوذ بسیار بالایی دارد باید مدل به گونه ای باشد که از این ظرفیت حداکثر استفاده بشود، بعضاً در مدل های انجام شده مشاهده شده است که مدلهایی که بیشتر به سمت بانک است از قدرت موبایل استفاده نمیشود اما آنهایی که در چهارچوب بانکی نیست اما چهارچوب بانکی را رعایت می کند قدرت موبایل بیشتر استفاده میشود مثل شعر دو نوع شعر در فارسی داریم شعر نو و کلاسیک در شعر نو شعر میگویند اما شاعر اول باید تعیین کند که چه میخواهد بگوید غزل میخواهد بگوید رباعی میخواهد بگوید اما شعر نو آمد گفت که هر چه در ذهنت هست بدون هیچ قالبی بگو فقط لطافتی و ظرافتی داشته باشد در شعر نو حرفهایی را میزند که در قالب شعر کلاسیک نمیتواند بگوید شعر نو هم طرفدار خاص خودش را دارد بنابراین استفاده از پدیده موبایل در چهارچوب قواعد جاری و بدون انعطاف محدود کردن قدرت موبایل است. استفاده نکردن از پتانسیل این پدیده که مردم دوستش دارند اینکه حاضر نیستند موبایلشان را جا بگذارند اگر کسی موبایلش را گم کند انگار همه چیز را گم کرده است اینها قدرتهای بالایی در این تکنولوژی است که وقتی در چهارچوب بانکداری سنتی به ادبیات بانک وارد میشود گیر میکند نکته بسیار مهمتر این است که کار اصلی بانک میدانید چیست؟ بانک از مردم پولهای مازادشان را میگیرد و همان پول را به کسانی دیگر که نیاز دارند می دهد این اصلی ترین فعالیت بانک و مابقی فرع است حالا پرسش این است اگر کسب و کاری این کار را نکرد نه بهره داد و نه بهره گرفت نه ورودی داشت و نه خروجی آیا این بانک است؟ فلسفه بانک این نیست پرداخت خرد یک کارکرد غیربانکی است کارکرد اصلی بانک نیست به معنایی که بانک را تعریف کردیم پس چرا ما بیایم در این چهارچوب این تکنولوژی را محصور کنیم اکثر کشورهایی که موبایل بانک را اجرا کردند مجوز بانکی نگرفته اند .در تایلند بانک مرکزی آمد مجوز nonbanking داد وقتی کسی پول مردم را گرفت و بهره نگرفت و بهره هم نداد این دیگر کار بانکی نیست البته قطعاً باید از درگاه های بانکی استفاده کرد، دریافت و پرداخت کار اصلی بانک نیست بانکها به این کار علاقهای ندارند. بنابراین تا آنجایی که برمیگردد به کارکرد اصلی بانک در موبایل بانک کارکرد اصلی بانک انجام نمیشود موبایل بانک تنها یک وسیله پرداخت و دریافت است که افراد با همدیگر دارند این بحث اول. احساس من این است که ما باید بیشتر با قابلیت ها و امتیازات موبایل آشنا شویم. موبایل قرار نیست همینجایی که هست باقی بماند موبایل به شدت در حال تحول است به ابزاری هوشمند با پهنای باند بالا سرعت و رشدی که این پدیده دارد بسیار بالاست در صورتیکه سرعت و رشد بانکها بسیار پایین است حتی میگویند بانکداری سنتی در حال افول است بنابراین به نظر میرسد که این جنس بیشتر شبیه تحولات موبایل است حول محور موبایل باید بازنگری شود یا دچار تحول گردد نه اینکه سرویس قبلی را بیاوریم و از طریق موبایل انجامش دهیم سرویس باید محور موبایل طراحی شود فرق است بین سرویس و خدمتی از قبل وجود داشته حالا از این تکنولوژی جدید استفاده میکند یا سرویس وجود نداشته و توسط این تکنولوژی به وجود میآید پرداختهای خرد حول این محور در حال بوجود آمدن است چیزی نیست که بگوییم کانالی بوده و کانال جدیدی اضافه می شود در موبایل بانک مردم به چندتا روش حسابشان دسترسی داشته اند از خدمات بانکی استفاده میکنند یکی ATM یکی POS یکی کامپیوتر است حالا موبایل بانک هم به آن اضافه شده است اما پرداخت خرد این یک چیز دیگر است تکنولوژی را کلا متحول میکند اگر بیشتر بخواهیم توضیح بدهیم میشود بحث فنی یکی از اقتصاددانهای معاصر معتقد است که هر تکنولوژی ای که می آید چند سالی طول میکشد که به مرحله نصب برسد تکنولوژی جدید باید مشکلات تکنولوژی قدیمی را حل کند. برندگان چه کسانی هستند بازیکنان قبلی هستند مثلا وقتی کامپیوترهای شخصی آمد خیلی سریعتر مشکلات را حل کرد برنده مثلاً IBM بود که pc را داشت ولی پس از چند سالی که تکنولوژی جا می افتد در یک نقطه عطفی قرار میگیرد که فراگیر میشود که نوآوریهای در جامعه به وجود می آید برندگان بازیکنان جدید هستند مثل گوگل، اپل و یاهو اینها جدید هستند(over players)  در موضوع ما بانک بازیکن قدیم است و موبایل بازیکن جدید را وارد میدان می کند. اگر بخواهیم جمع بندی از مسئله دوم داشته باشیم راهکارهای مخصوصاً پرداختهای خرد از جنس کارکرد اصلی بانکی نیستند لزوماً هرچه که با پول سروکار دارد به بانک ربطی ندارد با توجه به این که افراد در ارتباط مستمر با موبایل هستند نیازهای پرداختهای خرد هم از این جنس است بدون مراجعه به بانک و ازدحامهای بیمورد باید پرداختهای خرد صورت بگیرد البته باید اصول و قواعد خاص خودش رعایت شود که بحث دیگری است انتهای روز باید پول در بانک باشد، قابل ردیابی باشد و پول شویی نشود و یا غیره اینها همه راهکار دارد مخصوصاً یک ظرفیت دیگری که دارد اخیراً بانک جهانی گروهی دارد به نامCGAP  گروه مشاوره برای کمک به فقرا این گروه معتقد است که فقرا با بانک سروکار ندارند مفهومی به نام بانک را نه میشناسند نه سروکار دارند این گروه معتقد که بهترین وسیله هایی که میتواند جایگزین بانک برای آنها شود پرداخت همراه است .

کلا پدیده‌هایی نو و نه پدیده‌های تکنولوژی، در حقیقت راه حل ها و یا کسب و کارهای جدید و که حول محور تکنولوژی‌ شکل می‌گیرد، همیشه در جوامع چالش‌برانگیز بوده و مختص ما هم نبوده، من چالش‌هایی را که در ایران با آن مواجهند، خیلی متفاوت با سایر دنیا نمی‌بینم به اضافه 15-10 درصد تفاوت‌های فرهنگ و جغرافیا که عدد مهمی نیست. بنابراین همه این دغدغه‌ها را دارند. عموماً در کشور‌هایی مثل ما، نهاد‌های حاکمیتی و رگولاتوری جا می‌مانند از پدیده، پدیده به وجود می‌آید و بعد آن را تنظیم می‌کنند. اول مقررات تدوین نمی شود و بعد که مردم بیایند  کار کنند این جا‌ماندگی و تأخیراست که آن را چالش تلقی می‌کنیم. ما می‌ایستیم یک پدیده فراگیر شود مردم کار‌ می‌کنند و ما می‌گوییم غیر‌مجاز است بعد یواش یواش ما را قانع می‌کنند و همه تلاش می کنیم آن را قاعده مند کنیم. شما ببینید ویدئو را یک وقتی گفتیم مجاز نیست و بعد رسانة تصویری درست کردیم و سوبسید دادیم تا مردم بروند ویدئو نگاه کنند.

وقتی رگولاتور دیر بیاید این ابهامات مطرح می‌شود. و در این قضیه هم این موضوع به حد کافی در دنیا توجهات را به خود جذب کرده است و قاعده‌ها و مقررات  بوجود آمده است، چهار تا پنج موضوع اصلی است اگر در این موضوعات اصلی، رگولاتور خیالش راحت شود مسئله حل  است، اولیش خلق پول است. می‌گوید که باید مکانیزمی باشد که مثل همه جای دنیا برای هر ریالی مجازی یک ریال فیزیکی در اول باید وجود داشته باشد. و من متقاعد شوم و این به راحتی قابل پیگیری و رهگیری است و انجام می‌شود. نکته دوم شناسایی مشتری است. الآن اپراتور‌ها نه‌تنها این آدم را می‌شناسند بلکه می‌دانند الآن کجا است در حالی که بانک‌ها فقط مشتری را می‌شناسند ولی نمی‌دانند الآن کجاست؟ ولی اپراتور، با گوشی موبایل می‌داند که کاربرش کجاست. نکته بعدی که شب پول در بانک باشد یعنی در انتهای روز در بانک باشد. نکته بعدی‌ قابل رهگیری بوده است، یعنی معلوم باشد چه کسی به چه کسی پرداخت کرد؟ چقدر پرداخت کرد؟ الآن پول در کشور ما از بانک یا ATM که خارج می‌شود تا آنجا که من اطلاع دارم دست به دست می‌چرخد و 14 روز بعد به بانک بر می‌گردد در این 14 روز پول قابل رهگیری نیست. نه معلوم است که دست کیست و نه قابل رهگیری است تا به بانک برگردد ولی در این سیتسم قابل رهگیری است و از وضعیت موجود بهتر است الآن رگولاتور بر بخشی از نقدینگی کنترل ندارد یک کسی می‌رفت از بانک یک گونی پول می‌گرفت و آدم‌هایی که شب از ATM پول می‌گیرند اکثر تراکنش های ما مکانیکی است ما بانکداری مکانیکی داریم که به آن الکترونیکی می‌گوییم. حتی بخشی از عملیات  Pos هم بانکداری مکانیکی است یعنی شما باید در منزلت که نشستی باید لباس بپوشی و بیایی بیرون و یک Pos را پیدا کنی و یا ATM و کارت را بکشی و آن به شما پول و یا خدمات دهد همه اینها مکانیکی است، 12 ساعت هم در روز بیشتردر دسترس  نیست و 12 ساعت الباقی را مردم در خانه‌اند، یا مغازه‌ها 12 ساعت تعطیلند. پس این 12 ساعت که پول بیرون است پول کجاست؟ این سیستم می‌گوید که پول کجاست در این سیستم باید بین بد و بدتر را نگاه کنی نه بین خوب و خوب‌تر یعنی الآن سیستم رگولاتوری روی بخشی از پول کنترل ندارد. نمی‌دانم چند‌هزار میلیارد تومان می‌شود؟ یک عددی است ما می‌گوییم که از این عدد، بخشی‌اش را می‌بریم در موبایل پیمنت و قاعده‌مندش کنیم بنابراین این طور نیست که پول درون بانک‌ها را که حساب و کتاب دارد، بیاورد، بلکه می‌گوید پولی را که بیرون است و زیر بالش و در جیب مردم است مشخص کند و قاعده‌مندش کند وقابل رهگیری می‌کند که مشخص باشد کجاست و شب هم توی بانک باشد. بنابراین این سیستم به ظرفیت موجود اضافه می‌کند از ظرفیت موجود کم نمی‌کند و پول را از نظم موجود خارج نمی‌‌‌کند و برعکس بخشی از پول را در نظم موجود نیست وارد به نظم موجود می‌آورد البته نه صد درصدش را بلکه درصدی از آن را پس اگر چالش رگولاتوری را هم بخواهید مثال بزنید، این به نفع رگولاتور است البته درست می‌فرمایید این یکی از چالش‌های رگولاتوری است ولی یواش یواش که جا بیفتد راه خود را باز می‌کند و رگولاتور هم متوجه می‌شود که باید به این اجازه دهد که تا حدی باید آزادی عمل داشته باشد یعنی آن مقرراتی که بانک‌ها دارند و می‌دانید که بانک‌ها در همه دنیا و از جمله ایران قاعده محور هستند ولی پول در دست مردم، در قاعده نیست و ما به این بخش معطوف هستیم. پولی را که در جیب کسی دیگری قراراست گذاشته شود در این سیستم می‌گذارد. این که بهتر است رهگیری آن بهتر است پس بحث ما این است که الآن مثلا روی 10 واحد پول کنترل وجود و ما آن را 20 واحد می‌کنیم بله اگر در بانک باشد 100 واحد کنترل دارید البته خُب در بانک نیست و از کنترل شما خارج شده پس بهتر است که ما 10 واحد شما را 20 واحد کنیم این بهتر است.

سوال: اجازه دهید صراحتاً سوال کنم اگر کندی وجود دارد یا سرعت بیشتری در این بخش لازم باشد نقش اساسی در شرایط فعلی برای این مهم با کدام یک از بازیگران اصلی است؟

قطعاً حوزة بانکی است رگولاتور که بانک مرکزی است باید خیلی زود‌تر یعنی سه تا چهار سال پیش قواعد را تعیین می کرد و از سرمایه گذاران دعوت می‌کرد که سرمایه‌گذاری کنند، دلیل این کار که نشده به دلیل وضعیت خاص اقتصادمان و فشار‌های تحریمی که بود و بانک مرکزی و سیستم بانکی ما کلاً نگران هستند و سیستم بانکی ما غیر‌منعطف در این زمینه‌ بوده‌اند بعضاً هم می بینیم که تکنولوژی ها در کشور ما مناسب بکارگیری نمی شوند مثلاً ما تعداد Pos  و یا ATM که داریم و نوع کاری کهPos انجام می‌دهد برعکس است. ممکن است این موضوع به بحث شما ربطی نداشته است می‌خواهم بگویم وقتی آنجا که قاعده‌های بومی رعایت نشده اینجا هم همین روند وجود دارد. در دنیا کارت‌ها بیشتر اعتباری است اینجا اکثراً دبیت است. در دنیا Pos را که می‌گذارند از مغازه‌ها پول می‌گیرند اینجا بر عکس به مغازه‌ها پول می‌دهند. در دنیا بانک ها Pos در مغازه نمی‌گذارند، اینجا بانک‌ها Pos می‌گذارند. بانک هم وقتی جای دیگری سود می‌کند و Pos اش ضرر می‌دهد برایش مهم نیست. اصلاً کسب و کار کارت و Pos بر مبنای مدل متفاوتی  شکل گرفته است و بانک هم چون پول مردم را گرفته و کارتش دبیت است و بهره‌ برایش نمی‌دهد. پس Pos مجانی می‌دهد و رقابت ایجاد می‌شود و در هر مغازه چهار تا Pos می‌گذارند. همه چیزش درست بر عکس دنیا شکل گرفته بالاخره در دنیا بالای 4-3 میلیارد کارت وجود دارد ولی اینکه بیشتر در نظام بانکی ما هست درصد بسیار کمی‌اش کردیت است حتی شاید به یک درصد هم نرسد. حتی تراکنش هایی که داریم 2 درصدش الکترونیکی هستند از طریق اینترنت صورت می‌گیرند و بیشتر ATM و Pos است بازار هم عکس شکل گرفته و این را هم مراقب باشیم که عکس خودش شکل نگیرد، در برخی از کشورها بانک مرکزی نامه عدم مخالفت صادر می کنند تا کسب و کار رشد کند، الان شما دلار را به صرافی ببرید قانون صرافی خیلی با قانون بانک فرق دارد. مقررات سهل گیرانه‌تری دارد. یک مقررات سهل‌گیرانه‌تری برای خودش می‌خواهد 4 تا 5 دغدغه را جواب دهد که پول خلق نشود پول قابل رهگیری باشد، پولشویی نشود، و بهره ندهد و ریسک گم کردنش هم باید خیلی نگران نباشند یعنی اگر طرف موبایلش را گم کرد، یا الآن کسی اسکناسش را گم کند یا تراولش را گم کند بانک مسئولیتی ندارد. خیلی بانک‌ هم اگر احساس مسئولیت بکند باعث مشکلات می‌شود. ما در این عرصه حداقل قواعد را می خواهیم نه حداکثر را چون قواعد زیاد مسئولیت نابجا ایجاد می کند که ضرورتی ندارد.

 

سوال: اجازه می‌خواهم که به سمت اپراتور برویم با توجه به اینکه شما وزن بیشتری را برای فضای اپراتوری قائل هستید و به نظر می‌رسد که فضای اپراتوری هم دستش بازتر باشد و هم در این ارتباط تلاش بیشتری بکند اما بنظر می رسد اپراتورهای ما هم از ابعاد مختلف مثل فن‌آوری‌، ساختار و زیر‌ساخت‌های اجرایی آمادگی لازم را ندارند، نظر شما در ارزیابی شرایط موجود چیست؟

من اول یک توضیحی بدهم من وزن بیشتری برای اپراتور‌ها قائل نیستم من اعتقاد دارم که از ظرفیت اپراتور استفاده شود از غیر‌بانک منظورم از غیر بانک ضرورتاً اپراتور نیست ما یک سرویس ارزش افزوده داریم و یک سرویس ott داریم اینها تفاوت‌هایی دارند. سرویس ارزش افزوده این است که یک کسی است که با اپراتور شریک می‌شود و یک سرویسی را با استفاده از اپراتور ارائه می کند. ولی ott هیچ به اپراتور نمی‌دهد و از بستر اپراتور استفاده می‌کند پول هم که می‌دهد همان پول اشتراک است مثلا اپل یک Ott است اصلا طراحی گوشی‌اش بر اساس Ott است و با این قابلیت طراحی شده است و هیچ پولی به اپراتور نمی‌دهد. به اندازة 10 تا اپراتور هم سود می‌دهد و قیمت هم دارد یا گوگل هیچی به اپراتور نمی‌دهد. من اینکه بانک نباشد موافقم ولی این که کدام یک از این بازیگر‌ها باشند بیشتر به Ott معتقدم . پرداخت همراه  با شعر حافظ و فال و تبلیغات و اینهایی که در اپراتور‌ها به عنوان سرویس ارزش افزوده معروف شده است این بسیار متفاوت است خودش یک وزن متفاوتی دارد پس می‌آید روی بستر اپراتور استفاده می‌کند حالا بحث تکنولوژی بیشتر این مدل تجاری، بازاریابی و تبلیغات و فرهنگ سازی بر می‌گردد و اتفاقاً خیلی تکنولوژی بالایی نمی‌خواهد و یعنی کافی است اپراتور بسترش را در اختیار بگذارد و کار دیگری نباید بکند همین الان شما به نمونه های اجرایی در جاهای دیگر که نگاه می کنید موفقیت مدل‌ها نه این بوده که مال اپراتور بوده مال این بوده که در زمین بانک بازی نکرده با قاعده خودش بازی کرده حالا توی قاعده‌اش از ظرفیت اپراتور هم خوب استفاده کرده اند پس باید کسی که مدل کسب و کار را که طراحی می‌کند فعالیت خرده فروشی را بشناسد، که اینها ظرافتی دارد باید مدلی را طراحی کند که با اینها تعامل کند، حالا الآن یک بد آموزی انجام شده که در ایران با Pos باید آنی واریز شود در حالی که اگر بگوییم 3 ساعت بعد، می‌گوید نه دیگر Pos نمی‌خواهم تازه در جاهای دیگر دنیا یک ماهه تسویه می‌کنند. در دنیا اینطور نیست که مغازه‌دار را اینطور عادت بدهند ما که تا پولش را بدهد آنی واریز شود الان هم که شاپرک را افتاده دیگر روزی 2 بار که واریز شده می‌گوید نمی‌خواهم و الان اگر کسی بخواهد برود و بگوید که با پرداخت همراه به حسابت بریزیم دیگر نمی‌شود چون بد‌آموزی شکل گرفته و این رابطه هایی که شکل گرفته و در این شرایط اگر کسی بخواهد 100 میلیارد سرمایه گذاری کند حداقل 70 میلیاردش تبلیغات است و بخش اندکی از آن صرف فن آوری می شود. پس تکنولوژی‌اش در این قضیه مهم نیست فرهنگ استفاده‌اش مهم است آن هزینه دارد تفاوت بین مدل‌های موفق و ناموفق در دنیا، در مدل توزیع و تعامل با خرده فروش ‌ها است. این تکنولوژی‌ حساسی است منتها از جنس نرم و از جنس روابط اگر کسی آمد و پرداخت همراه را راه انداخت، تکنولوژی‌اش پیچیده نیست. بلکه دارایی اصلی آن از جنس غیر مشهود است.

سوال: چگونه باید سرمایه گذاران را به ورود به این موضوع ترغیب نمود؟

یکی از عوامل اصلی این بخش میزان اجازه و حد و حدود فعالیت است که بانک مرکزی و رگلاتوری تعیین می نماید یعنی با رعایت قواعد و کاهش آسیب ها، ریسک سرمایه گذار معقول و بازدهی سرمایه نیز مناسب باشد. یعنی در تنظیم قواعد این را هم مد نظر داشته باشیم نه طوری باشد که خود حاکمیت مجبور شود سرمایه گذاری کند.

قطعاً یک سرمایه‌گذار بزرگ باشد، رابطه با اپراتور داشته باشد، رگولاترو را بشناسد و بدترین اشتباهی که ما در کشور‌مان می‌کنیم این است که ده تا کوچولو پیدا می‌کنیم و به هر ده تایش مجوز می‌دهیم مثل این PSP ها و ISPها و … توی دنیا معمولاً بهترین کسی را که بیشترین قابلیت را دارد انتخاب می‌کنند و می‌گویند طی یک زمان مشخص کار را به او می‌سپارند اگر انجام داد دیگر کفایت می‌کنند. و به دومی و سومی نمی‌دهند این هم یک خطایی است که عدالت را در این می‌بینند یک کار خوب را به صد نفر می‌دهند و کار را خرد می‌کنند و کار را باید به یک سرمایه‌گذار خوب و بزرگ داد. هر چه سرمایه‌گذاری بزرگتر باشد بهتر به نتیجه می‌رسد و بهتر قاعده‌ها را رعایت می‌کند. کسی که 500 میلیاردش درگیر باشد بیشتر قربان صدقه بانک مرکزی می‌رود تا کسی که 10 میلیارد از پولش در خدمت باشد ما فکر می‌کنیم هر کس بزرگ‌ شد خطرناک است و می‌رویم کوچکش می‌کنیم نه اگر کسی بزرگ شد خودش عقلش به این بهتر می‌رسد که قاعده‌هایش را بیشتر مراقبت کند بالاخره یک تاجر بزرگ بازارکه خیلی بازارش بزرگ است هیچ وقت جنس قاچاق نمی‌آورد مغازه‌های زیر‌پله‌ای و کوچک جنس قاچاق می‌آورند چون می‌داند با این کار آبرویش و زندگیش می‌رود خودش به نیابت از حاکمیت قانون تعیین می‌‌کند.

سوال: همان‌طور که می‌دانید بانک مرکزی در حال تدوین قوانین فعالان پرداخت الکترونیکی در بسترموبایل است اگر از آن طرف هم نظام متمرکز مثل شاپرک و شتاب تدارک ببینند.ارزیابی شما از نحوه تدوین این مقررات چیست آیا تعامل مناسب با بازیگران جدید و اپراتورها وجود دارد؟

ما لازم نیست که اول آیین‌نامه و مقررات را بنویسیم این پدیده اینقدر مقررات نمی‌خواهد یکی از اشتباهات همین است اول باید کمک کنند راه بیفتد و در حین کار با استفاده از تجربیات دنیا چند دغدغه را به آن اضافه کنند. این مثل بانک نیست بانک مرکزی فکر می‌کند که اینجا کنترل و نظارت خیلی می‌خواهد نه سقف پرداخت این پول ها 1000 تومان یا 1500 تومان است در دنیا معمولاً 30 دلار است تمهیدات نمی خواهد مردم این پول را که در گاو‌صندوق نمی‌گذارند بلکه در جیبت می‌گذارند اگر 100 هزار دلار 10 میلیون پول داشتی، قایم می‌کنی، با احتیاط عمل می‌کنی یک دو چک پول در جیبت اینقدر ملاحظه ندارد. ما عرضمان این است که این همه مقررات نمی‌خواهد. باید بگوید ما  2 تا 3 دغدغه داریم اینها را رعایت کنید و بروید کارتان را بکنید خلق پول نکنید ، بهره پول ندهید، حسن این کار این است که این پول قابل رهگیری می‌باشد. در دنیا هم همین کار انجام شده من در کنفرانسی در سنگاپور که نمایندگان 16 بانک مرکزی بودند، و صحبت می‌کردند بالاتفاق می‌گفتند که ما نیازمند این همه مقررات  نیستیم و ما فقط نگاه می‌کنیم که ایرادات اساسی نداشته باشند یک مغازه‌ای یک فروشگاهی به مشتریانش جایزه می‌دهد، بن می‌دهد که دوباره خرید کند این همین کار است. سرانة مقررات ما در دنیا از همه بالاتر است حجم انبوه قوانین و مقررات. بعضی کشورها حتی قانون جزائی مدون ندارندو دادگاه‌هایشان با عرف حکم می‌کنند. 60 میلیون جمعیت هم دارند. حجم زیاد قوانین و لازمة خوب بودن نیست. اتفاقاً برعکس هر جا که قوانین زیاد باشد زمینه سوء استفاده و کندی زیاد است نکته آخراین پدیده پولی را که بانک مرکزی کنترل ندارد حداقل 20-10 درصد قابل کنترل تر می کند. پول که در دست مردم است مفسده است این پول در دست مردم باید کم باشد. باید از این طرف نگاهش کرد. مسئولین ما از آن طرف به پول داخل بانک نگاه می‌کنند.

الان افعانی‌ها روستایی‌ها پول را دست به دست رد و بدل می‌کنند بانک مرکزی کنترل دارد؟ دو میلیون افغانی پول را به آن طرف می‌رسانند بانک مرکزی کنترل ندارد حالا اگر ما با سیستم ایجاد کردیم که پول افغانی را اینجا بگیریم و آنجا تحویلش دهیم ، این بد است؟ اینها الان یک شبکه واسطه هایی دارند که از طریق آنها دست به دست پول را منتقل می کنند. حالا ما بخواهیم جای آن شبکه را بگیریم حالا باید با بانک مرکزی صحبت کنیم. همه ایده‌‌آل‌ها و کنترل‌ها و آمال‌ها را اعمال نکنیم. در پایان تاکید می کنم وقتی من می گویم سیستم غیر بانکی منظورم اپراتور نیست. منظورم یک اکوسیستم است که اپراتور جزئی از آن است مثلاً تولیدکننده گان گوشی در این اکوسیستم هستند و سایر عوامل موثر و نکته آخر اینکه از خداوند متعال توفیق همه خدمتگزاران را مسئلت دارم.

 

منبع:تازه های اقتصاد،دومین همایش بانکداری الکترونیک و نظامهای پرداخت

)مصاحبه و تنظیم : عباس زنگنه- محمدهادی شالباف)

 

نظر شما چیست؟